مروري بر رشادت‌هاي سردار شهيد نورعلي شوشتري

26 مهرماه سالگرد شهادت پرافتخار سرداري بزرگ از سرداران سپاه اسلام است كه چه عاشقانه و چه زيبا به سوي دوست پر كشيد و به دست شقي ترين آدم ها به آرزوي هميشگي خود رسيد.

27 مهر 1392-08:19:30


مروري بر رشادت‌هاي سردار شهيد نورعلي شوشتري
27 مهر 1392-08:19:30
منبع: خبرگزاري ايسنا
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

نورعلي شوشتري، انساني وارسته و عاشق مردم بود كه در آخرين سال‌هاي عمر با بركتش و با وجود سن و سال بالا پروانه‌وار، همچون پدري مهربان گرد مردم محروم جنوب شرق كشور مي گشت تا بتواند گرهي از مشكلات آنان بگشايد... .

محسن رضايي، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام كه در ايام جنگ تحميلي، فرماندهي كل سپاه پاسداران را به عهده داشت از جمله افرادي است كه ارتباط كاري و عاطفي با شهيد شوشتري داشته است.به همين مناسبت بخشي از رشادت‌هاي شهيد شوشتري را از زبان محسن رضايي مرور مي‌كنيم.

محسن رضايي مي‌گويد: معمولا حوادث بزرگ، معلول انسان‌هاي بزرگ است، ولي خود حوادث بزرگ نيز در درون خود، انسان‌هاي بزرگ را بار مي‌آورد و به سوي خويش فرا مي‌خواند. شهيد شوشتري، انسان بزرگي بود كه در اثر بزرگي و عظمت انقلاب، پيدا و كشف شد و مي‌توان گفت، انقلاب، شهيد شوشتري را كشف كرد و به همين دليل بود كه از روزهاي اول انقلاب و در حوادث پس از پيروزي انقلاب، ايشان يك رزمنده عاشق و فدايي بود كه در خط اول انقلاب حاضر مي‌شد.

در رخدادهاي كردستان (سال‌هاي 58 و 59) و در غايله گنبد كاووس در سال‌هاي (58 و 59) ايشان رزمنده‌اي بود كه كيلومترها از خانه خود مهاجرت كرده و در خط مقدم انقلاب حاضر مي‌شد و از انقلاب و تماميت ارضي كشورش دفاع مي‌كرد و در حقيقت اوج بزرگي آقاي شوشتري، در دفاع مقدس پيدا شد.

جنگ كه آغاز شد، بسياري از مردم پنج استان كشورمان، خانه و كاشانه‌هايشان را ترك كردند، ولي با ترك اين جمعيت بزرگ از ملت ما، يك جمعيت ديگري مي‌آمد جايگزين آنها مي‌شد كه از شهرهايشان دفاع كند. در اهواز روزهاي اول جنگ كه بسياري از مردم و دانش‌آموزان، از خانه‌ها و مدرسه‌هايشان رفته بودند، مدارس اهواز محل تجمع رزمندگاني بود كه از ديگر استان‌ها از جمله خراسان مي‌آمدند تا بلكه بتوانند اشغالگران صدامي را از ايران بيرون و آتش‌ها را از خانه‌ها و كاشانه‌هاي مردم دور كنند.

شهيد شوشتري را در اين شرايط يافتم كه با بچه‌هاي خراسان، در يكي از مدارس شهر اهواز ساكن شدند. من كه تا آن موقع هنوز فرمانده سپاه نشده بودم، از شوراي فرماندهي سپاه رفته بودم جنوب و روزهاي اول جنگ وقتي كه رزمندگان خراسان كه در چند مدرسه مستقر شده بودند ديدم. در بين آنها، فرد شاخصي كه قوي‌هيكل بود و با يك چهره پرصلابت خودش را نشان مي‌داد، وجود داشت. اين شخص، شهيد شوشتري بود كه با او آشنا شدم.

شهيد شوشتري به پايگاه منتظران شهادت كه پيشتر باشگاه گلف آمريكايي‌هاي پيش از انقلاب بود و در زمان جنگ تبديل به پايگاه منتظران شهادت شده بود و محل تجهيزات و تدارك و فرماندهي هم آنجا قرار داشت مراجعه كرد و با ايشان آشنا شدم و ارتباط ما ادامه پيدا كرد. در عمليات طريق القدس كه در آن زمان، چندماهي مي‌شد كه فرمانده سپاه شده بودم ايشان به عنوان فرمانده گردان از تيپ 25 كربلا، ظاهر شد.

ايشان كارش با موفقيت همراه بود و در آن جنگ سخت، عبور عراقي‌ها را از پل سابله كه مي‌خواستند بيايند و عبور كنند و شهر آزاد شده را از دست ما پس بگيرند ناممكن ساخت. نيروهاي ما، شهر بستان را آزاد كرده بودند؛ عراقي‌ها هم مي‌خواستند ما را دور بزنند و عقبه نيروهاي ما را ببندند، در اين هنگام، نبرد بسيار سنگيني روي پل سابله صورت گرفت و نقش شهيد شوشتري در آن شب، بسيار مهم بود.

در آذرماه سال 1360، آقاي شوشتري جزو آن رزمندگاني بود كه در آن ساعات بسيار حساس و خطرناك، نيروهاي عراقي را عقب زدند و جنگ تن به تن شديدي بين رزمندگان ما و ارتش عراق روي همين پل صورت گرفت. نيروهاي عراقي قصد داشتند پل را به تصرف خود درآورده و از روي پل عبور كنند و ما مصمم بوديم پل را حفظ كنيم تا فتوحاتي را كه در عمليات طريق‌القدس به دست آورده بوديم، از دست ندهيم.

بخشي از خاكمان را آزاد كرده بوديم، تعداد بسياري روستا و شهرستان بستان آزاد شده بود و اين پل، پل سرنوشت اين عمليات بود. شهيد شوشتري، آن شب نبرد سنگيني داشتند. وي همين نقش را در عمليات‌هاي «فتح‌المبين» و «بيت‌المقدس» نيز داشت تا اينكه در عمليات والفجر مقدماتي، من، آقاي مرتضي قرباني را كه از اصفهان آمده بود خواستم و گفتم كه در استان خراسان، فرماندهان و رزمندگان زيادي هستند، شما را مسئول مي‌كنيم كه برويد و يك لشكر عظيمي از استان خراسان درست بكنيد، اين استان شايستگي تشكيل يك لشكر را دارد.

در همان ارتفاعاتي كه پيشتر عمليات والفجر مقدماتي بود، آقاي غزالي كه آن موقع فرمانده سپاه خراسان بود و مسئولان استان را صدا كردم و آقاي قرباني را به آنها معرفي كردم. آقاي مرتضي قرباني، چهار، پنج نفر را پيش من آورد كه بيشتر آنها را مي‌شناختم. گفتم كه مي‌خواهم هسته لشكر را از آن آقايان تشكيل


مروري بر رشادت‌هاي سردار شهيد نورعلي شوشتري

27 مهر 1392-08:19:30

منبع: خبرگزاري ايسنا

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي: