خاطره حاتمي‌كيا از عمليات مرصاد/برشي از كتاب «عمليات مرصاد و سرنوشت منافقين»

كتاب «عمليات مرصاد و سرنوشت منافقين» توسط محمدعلي صدرشيرازي نوشته شده و مركز اسناد انقلاب اسلامي آن را منتشر كرده است.

17 دي 1392-10:35:44


خاطره حاتمي‌كيا از عمليات مرصاد/برشي از كتاب «عمليات مرصاد و سرنوشت منافقين»
17 دي 1392-10:35:44
منبع: سايت تبيان
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

به گزارش خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس؛ گرچه بازخواني تاريخ با توصيف همخواني دارد، اما اين امر آنگاه مي‌تواند بيشتر مورد استفاده امروز زبان قرار گيرد كه با تحليل آن وقايع و نيز پرداختن به چرايي وقوع آن همراه شود. همين دغدغه، نگارنده كتاب «عمليات مرصاد و سرنوشت منافقين» را بر آن داشت تا به توصيف سير تطور سازمان مجاهدين خلق بسنده نكرده و به علت واكاوي پديده‌هاي كليدي پرداخته است.

اين اثر در دو بخش نوشته شده است، بخش نخست كتاب درباره اين گروهك پيش از عمليات مرصاد است كه به دو موضع «سازمان مجاهدين خلق پيش از پيروزي انقلاب» و «سازمان مجاهدين خلق پس از پيروزي انقلاب و قبل از عمليات مرصاد» مي‌پردازد.

دومين بخش كتاب پس از پرداختن به بسترهاي شكل‌گيري عمليات مرصاد، همكاري اين گروهك با عراق و متجاوزان و نقشي را كه در تجاوز دشمن بعثي به ايران داشته است، شرح مي‌دهد و سپس در گفتارهاي متعدد جوهره دروني اين سازمان بررسي شده و به تشريح تلاش 20 ساله آن‌ها براي بقا پرداخته شده است.

پاسخ كوبنده رزمندگان اسلام در عمليات مرصاد، سرشار از خاطرات تلخ و شيرين از اين عمليات است كه بازماندگان سازمان و فرماندهان و رزمندگان اسلام به بازگويي آن پرداخته‌اند. همين خاطرات ماده اصلي نگارش فصول كتاب حاضر بود اما در اين ميان حجم عظيمي از اين خاطرات خارج از روند اصلي مباحث بوده و بيشتر به حواشي عمليات مرصاد مي‌پردازد. ابراهيم حاتمي‌كيا، كارگردان سينما از عمليات مرصاد مي‌گويد: «من به عنوان فيلم‌بردار براي عمليات مرصاد رفته بودم.

از طريق كرمانشاه كه وارد شديم، سر و وضع‌مان همان سر و وضع معمولي بود؛ لباس‌هاي خاكي و همان شكلي كه بچه‌هاي بسيجي آن فضا داشتند. به شهر كه وارد شديم، ديدم شهر به طرز عجيب و غريبي تفاوت دارد و اصلا همان حسي را كه در اوايل جنگ در اهواز ديده بودم اينجا هم تقريبا توي فضاي شهر حس مي‌شد.

آن روز، روز خيلي بدي بود... براي تهيه فيلم از عمليات مرصاد كه رفته بوديم. چندين بار من را به عنوان منافق گرفتند و گذاشتند گوشه ديوار؛ در حد اعدام! ماشين ما رزمي نبود.رفت‌وآمدها يك جور خاصي بود؛ همه يك جور مشكوكي به هم نگاه مي‌كردند. همان اوايل به ما گفتند: «لطفا برويد، ريش‌هايتان را بزنيد و لباس‌هايتان را هم عوض كنيد». يعني بايد لباس‌هاي خاكي‌اي را كه تنمان بود عوض مي‌كرديم. خب ما مقاومت كرديم. فكر مي‌كرديم براي چه بايد اينجا ريشمان را بزنيم يا لباس‌هايمان را عوض كنيم! گفتند: «شهر آلوده است» و معنايش اين است كه الان منافقين داخل شهر شده‌اند و تيپ‌هايشان را شبيه ماها كرده‌اند و الان اين طوري قاطي ماها هستند.

از آن لحظه‌اي كه اين حرف را شنيدم يك مرتبه احساس كردم كه يك طور ديگر دارم به شهر نگاه مي‌كنم. انگار پرده‌اي از جلوي صورتم افتاد. باز مقاومت مي‌كردم تا اينكه بالاخره عزيزي كه همراه ما بود، ما را وارد يك مدرسه كرد. ديدم عده‌اي رديف، گوشه ديوار ايستاده‌اند. تعدادشان خيلي زياد بود. اصلاً انگار آينه بودند.

تيپ‌ها دقيقاً مثل ما: لباس‌ها، لباس‌هاي خاكي و موها درست شبيه مال ما. همه‌شان جزء منافقين بودند. از آن لحظه به بعد ديدم ديگر نمي‌توانم به هر كسي اعتماد كنم. چيزي كه توي جنگ به آدم آرامش مي‌دهد اين است كه وقتي عزيزي از كنارت رد مي‌شود، بدون اينكه بداني اسمش چيست و يا از كدام ناحيه ايران آمده، مي‌داني كه سر يك چيز مشترك با او متفق‌القول هستي؛ همه به سمت يك جهت حمله مي‌كنيم. آن وقت ديگر حتي نيازي به حرف زدن نيست؛ اشاره‌ها هم معنا پيدا مي‌كند. حالا به يكباره مي‌ديدم شهر عوض شده.

آن روز، روز خيلي بدي بود... براي تهيه فيلم از عمليات مرصاد كه رفته بوديم. چندين بار من را به عنوان منافق گرفتند و گذاشتند گوشه ديوار؛ در حد اعدام! ماشين ما رزمي نبود. يك مرتبه ماشين را نگه مي‌داشتند و به روي ما اسلحه مي‌كشيدند. يكي دو بار اصلاً قبل از اينكه حرف بزنيم، ما را پياده كردند. گلنگدن‌ها را كشيدند كه ما را به رگبار ببندند و ما هي داد زديم كه به خدا از گروه «روايت فتح» هستيم. بعد از آن مجبور شديم در و ديوار ماشينمان را پُر كنيم از اسامي «گروه روايت فتح» و «گروه تلويزيوني روايت فتح» كه لااقل از دور ما را نزنند!»


خاطره حاتمي‌كيا از عمليات مرصاد/برشي از كتاب «عمليات مرصاد و سرنوشت منافقين»

17 دي 1392-10:35:44

منبع: سايت تبيان

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي: