نتوانستم كاوه را فداي عمليات كنم!

روايتي از امير سپهبد شهيد علي صيادشيرازي: بايد روي ارتفاعات شمالي عراق عمليات مي كرديم براي اين كار علاوه بر نيروهاي ارتش، سه لشگر از سپاه هم توي عمليات شركت داشتند كه لشگر ويژه شهداء يكي از آنها بود.

11 شهريور 1393-07:36:20


نتوانستم كاوه را فداي عمليات كنم!
11 شهريور 1393-07:36:20
منبع: سايت نويد شاهد
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: كار بدجور گره خورده بود هر چه مي كرديم مقاومت دشمن شكسته نمي شد ، طوري شده بود كه ديگر حتي نمي شد قدم از قدم برداشت ...

خبر دادند كاوه يك گردان نيرو آمده كرده مي خواهد به قلب دشمن بزند تو آن شرايط لازم بود يكي فداكاري بكند تا ورق به نفعمان برگردد اما اين كه خود كاوه داوطلب اين كار شود برايم سخت مي آمد آخر احتمال هر اتفاقي مي رفت خواستيمش قرارگاه آمد .

گفتم : تو نمي خواهد بروي خطرش خيلي زياد هست .

خودش را به من نزديك كرد با التماس گفت چرا بالاخره كه يكي بايد اين كار را بكند بگذار بروم بچه ها هم آماده هستند .

گفتم : نه نمي خواهد بروي .

ناراحت شد كلي اصرار كرد تا شايد بتواند رضايت مرا بگيرد ولي راه به جايي نبرد

معلوم بود فكرهايش را كرده است هر بار كه نه مي شنيد از در ديگري وارد مي شد ديگر عصباني شده بودم مي دانستم اگر جدي با اون برخورد نكنم كار خودش را خواهد كرد .

با تحكم گفتم : حواست باشد اين جا من فرمانده ام تا من كار تو را تأييد نكنم حق نداري انجامش بدهي .

به ياد ندارم تا حالا اين طور با اون برخورد كرده باشم .

دلخور شد اما پذيرفت حرفي هم نزد يعني عادت داشت روي حرف مافوقش حرف بزند .

مطمئن بودم اگر آن روز جلويش را نمي گرفتم تو عمليات شكست نمي خورديم اما نتوانستم كاوه را فداي عمليات بكنم .


نتوانستم كاوه را فداي عمليات كنم!

11 شهريور 1393-07:36:20

منبع: سايت نويد شاهد

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي: