روايت عكاس از لحظه شهادت رزمنده

وقتي به مقر رسيدم، خيلي از بچه‌ها به دليل تأخيرم ناراحت بودند؛ شهيد حدادعادل با ناراحتي گفت «آقاي بيات! كجا بودي؟ برو داخل سنگر» دقايقي طول نكشيده بود كه فرياد بچه‌ها بلند شد؛ وقتي بيرون آمدم ديدم «مجيد حدادعادل» به شهادت رسيده است كه بلافاصله از پيكر بي‌جانش عكس گرفتم.

12 مهر 1390-10:35:59


روايت عكاس از لحظه شهادت رزمنده
12 مهر 1390-10:35:59
منبع: سايت تبيان
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

وقتي به مقر رسيدم، خيلي از بچه‌ها به دليل تأخيرم ناراحت بودند؛ شهيد حدادعادل با ناراحتي گفت «آقاي بيات! كجا بودي؟ برو داخل سنگر» دقايقي طول نكشيده بود كه فرياد بچه‌ها بلند شد؛ وقتي بيرون آمدم ديدم «مجيد حدادعادل» به شهادت رسيده است كه بلافاصله از پيكر بي‌جانش عكس گرفتم.

14 روز از اسفند ماه 1330 مي‌گذشت كه شهيد «مجيد حدادعادل» چشم‌هايش را به اين دنيا گشود؛ او در سايه لطف خداوند متعال بزرگ شد و در سال 1348 پس از اخذ مدرك ديپلم رياضي وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسي متالوژي تحصيل كرد.

ظلم و استبداد رژيم پهلوي مجيد را بر آن داشت تا فعاليت‌هاي سياسي خود را آغاز كند. اين مبارزات به آنجا كشيد كه او دو بار در سال‌هاي 1350 و 1351 به زندان افتاد. او در سال 1353 مدرك كارشناسي خود را دريافت كرد و در فاصله سال‌هاي 1354 تا 1356 در شيراز و مشهد، خدمت سربازي را انجام داد.

*از مسئوليت در نخست‌وزيري تا خدمت به مردم در جهادسازندگي

شهيد حدادعادل در سال 1357 جهت گذراندن دوره تكميلي در رشته مديريت به انگلستان رفت؛ با تبعيد امام (ره) به پاريس، ‌درس را رها كرد و به خدمت امام (ره) شرفياب شد؛ پس از پيروزي انقلاب اسلامي ديپلمات‌هاي رژيم پهلوي را از سفارت ايران در انگلستان به ياري دوستانش بيرون كرد و اداره آنجا را بر عهده گرفت. چندي بعد به ايران بازگشت و در نخست‌وزيري در يك مركز مهم و حساس خدمت كرد.

شهيد حدادعادل با سامان دادن اين بخش به عضويت جهادسازندگي درآمد و مسئوليت بخش فرهنگي را پذيرفت و بر انتشار مجله جهادسازندگي نظارت كرد. وي در آذرماه سال 1358 به عضويت شوراي مديريت توليد راديو درآمد و به ويژه توليد برنامه‌هاي ادبي، هنري و نمايشنامه‌هاي راديو را زير نظر گرفت؛ از جمله اين فعاليت‌ها ساخت سرود شهيد مطهري و سرود «الله‌اكبر خميني رهبر» بود.

با آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران، مجيد به عنوان ديده‌بان توپخانه در گيلانغرب به دفاع از خاك پاك كشور پرداخت؛ ستاد ارتش او را به تهران فرا خواند اما او همكاري با شوراي عالي دفاع و شوراي تبليغات جنگ را آغاز كرد و اندكي بعد معاونت سياسي و اداري استانداري كرمانشاه را پذيرفت و سپس سرپرستي استانداري كرمانشاه را بر عهده گرفت.

مجيد، نخستين مقام دولتي بود كه پس از فتح نوسود وارد آن منطقه شد و پس از بازگشت به تهران مسئوليت‌هاي بي‌شماري را به او پيشنهاد دادند اما آغاز عمليات پيروزمندانه «ثامن‌الائمه(ع)» او را بر آن داشت تا داوطلبانه سرپرستي خبرنگاران داخلي و خارجي را بر عهده گرفته و عازم ميدان رزم شود

*شهيد حدادعادل نخستين مقام دولتي بود كه پس از فتح نوسود وارد آن منطقه شد

مجيد، نخستين مقام دولتي بود كه پس از فتح نوسود وارد آن منطقه شد و پس از بازگشت به تهران مسئوليت‌هاي بي‌شماري را به او پيشنهاد دادند اما آغاز عمليات پيروزمندانه «ثامن‌الائمه(ع)» او را بر آن داشت تا داوطلبانه سرپرستي خبرنگاران داخلي و خارجي را بر عهده گرفته و عازم ميدان رزم شود. سرانجام او در غروب روز هفتم مهرماه سال 1360 در جبهه دارخوين مزد سال‌ها خدمت خالصانه را از حق دريافت كرد و در سن 30 سالگي بر اثر اصابت تركش كاتيوشا به ناحيه سر در عمليات ثامن‌الائمه (ع) آسماني شد.

‌«اباصلت بيات» از عكاسان انقلاب و دفاع مقدس است كه بيش از 5 هزار تصوير از دوران دفاع مقدس به ثبت رسانده است؛ در بين آثار وي تصويري است كه مربوط به 8 ساعت قبل از شهادت شهيد «مجيد حدادعادل» و همچنين عكس لحظه شهادتش به چشم مي‌خورد؛ وي با كشيدن آهي از دل، شهادت اين جوان را اينگونه روايت مي‌كند: پس از اجراي عمليات «ثامن‌الائمه (ع)» كه شكست حصر آبادان بود، شهيد حدادعادل جمعي از خبرنگاران داخلي و خارجي را براي ارائه گزارش و ثبت اين عمليات پيروزمندانه به منطقه اعزام كرد.

*اعزام به منطقه عمليات ثامن‌الائمه به همراه 18 خبرنگار داخلي و خارجي

در اين اعزام با فرماندهان دفاع مقدس مصاحبه‌هايي صورت گرفت؛ از بين 28 خبرنگار و عكاس، حدود 5 نفر ايراني و بقيه خارجي بودند؛ بنده از بنياد انديشه اسلامي در اين پوشش خبري حضور پيدا كردم؛ براي اعزام به خط مقدم، برخي از خبرنگاران خارجي ‌ترسيدند و در مقر فرماندهي ماندند؛ بنابراين به همراه 18 خبرنگار و عكاس كه يكي از آنها يك خانم خبرنگار بود، به خط مقدم رفتيم.

تعداد زيادي از لاشه‌هاي تانك و تجهيزات و انبوهي از جنازه‌هاي عراقي‌ها در منطقه ديده مي‌شد؛ به دستور فرمانده ارتش به نام شيرازي، خبرنگاران و عكاسان به صورت متراكم در منطقه حضور پيدا كردند تا اينكه هم به انعكاس ابعاد مختلف عمليات بپردازند و هم در صورت حمله عراق، باهم نباشند و آسيب زيادي به نيروها وارد نشود.

*پيكر شهداي


روايت عكاس از لحظه شهادت رزمنده

12 مهر 1390-10:35:59

منبع: سايت تبيان

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي: