آخرين تصوير از كسي كه راه كربلا را باز كرد

مسعود شجاعي طباطبايي در خاطرات خود دارد: در عمليات كربلاي يك مشغول عكاسي بودم كه رزمنده‌اي نظرم را جلب كرد. از او پرسيدم: كجا مي روي؟ گفت: انشالله، مي‌رويم تا راه كربلا باز بشه. نچه كه امروزه برگ‌هاي تاريخ را بيشتر ماندگارتر مي‌نمايد، تصاويري است به جا مانده از حادثه مورد نظر.

25 آذر 1391-07:45:19


آخرين تصوير از كسي كه راه كربلا را باز كرد
25 آذر 1391-07:45:19
منبع: خبرگزاري فارس
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

مسعود شجاعي طباطبايي در خاطرات خود دارد: در عمليات كربلاي يك مشغول عكاسي بودم كه رزمنده‌اي نظرم را جلب كرد. از او پرسيدم: كجا مي روي؟ گفت: انشالله، مي‌رويم تا راه كربلا باز بشه.

نچه كه امروزه برگ‌هاي تاريخ را بيشتر ماندگارتر مي‌نمايد، تصاويري است به جا مانده از حادثه مورد نظر.

امروز عكس و فيلم يكي از پايه‌هاي اصلي ماندگاري صحنه‌هاي تاريخي است. هر كشور و ملتي كه كتاب، فيلم و عكس‌هاي بيشتري از يك واقعه داشته باشد، تاريخ پر بارتري در آينده خواهد داشت.

انقلاب اسلامي هم از اين امر مستثني نيست. تصاوير به جاي مانده از انقلاب اسلامي‌ و سال‌هاي دفاع مقدس براي فرزندان آينده ايران بسيار پر اهميت است. لذا خاطرات عكاسان و هنرمنداني كه اين لحظات پر شكوه را ثبت و ضبط نموده‌اند بسيار زيبا و شنيدني است. مانند آنچه كه پيش روي شماست؛ خاطره‌اي از هنرمند توانمند و مردمي، سيد مسعود شجاعي طباطبايي كه پيرامون عمليات كربلاي يك است:

- عزيزم اينجا چه مي كني؟

لبخندي بر صورت آسمانيش جاري شد، سرش را با معصوميتي ازلي به زير انداخت...

* عاشقم!

آنقدر كوچك بود، كه پاسخش من را مبهوت كند ...

- عاشق كي؟

* معلومه، عاشق امام!

لحظه اي ترنم زيباي اشك در چشمانش جاري شد، انگار موجي از نور، قطرات اشكش را به آسمان متصل مي كرد ...

- كجا مي روي؟

* انشالله، مي ريم تا راه كربلا باز بشه!

عكسي به يادگار از صورت نيلگونش گرفتم، اما لحظاتي بعد، وقتي با پيكري كه نقش هزار زخم را بر خود داشت روبرو شدم، چشمانم به اشك نشست و شانه هايم بي امان لرزيد ...

نازنينم، حالا ديگر قول مي دهم كه مبهوت نشوم، حالا مي فهمم براي عاشق، ماندن جايز نيست، ولي چه زود به ديدار معشوق شتافتي، حالا ديگر راه كربلا باز شده، بي علت نبود امام عاشق شما بود...

عزيز دلم، من كه روزگاري در كنار شما زندگي كردم، حالا ديگر پير شده ام، حالا ديگر دوست دارم روزها زودتر سپري شوند، شايد به آستان ديدنت نائل شوم، از تو چه پنهان، بعضي وقت‌ها احساس مي كنم بدون تو حتي اگر همه ي زيبايي‌ها را در چشمان بي فروغم جاي بدهم، باز دلم ناتمام مي ماند...

پي نوشت:

-اين عكس را خيلي دوست دارم، براي همين زينت بخش روي جلد كتاب عكس هاي كربلاي يك شد...

- به خدا سخت است از شهدا نوشتن اما به قول شهيد بزرگوار آويني:« اي كاش مي شد تا تو را در ما من گمـناميت رها كنيـم و بگـذريم، كه تو اين چنين ميخواستي . اما اي عـزيز ! اجـر تو در كتمان كردن است و اجر ما در افشا كردن، تا تاريخ در افـق وجود تو قلـه هاي بلند تكامل انساني را ببيـند.»


آخرين تصوير از كسي كه راه كربلا را باز كرد

25 آذر 1391-07:45:19

منبع: خبرگزاري فارس

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي: