كاربر ميهمان سه‌شنبه، 1 بهمن 1398
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



فرمانده اي كه آرزو داشت خانوادگي به شهادت برسند

آرزو دارم كه خانوادگي به شهادت برسيم تا وقتي كه جنازه ما را به شهر فريدونكنار مي‌آورند، مردم به خود آيند و صفوف جبهه را خالي نگذارند.

20 ارديبهشت 1393-09:33:16


فرمانده اي كه آرزو داشت خانوادگي به شهادت برسند
20 ارديبهشت 1393-09:33:16
منبع: وبلاگ سرداران
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، خورشيد عاشورا در كرانه افق ناپديد شد و در غروب روز 24 دي ماه سال 1322 در شهر فريدونكنار از ديار علويان مازندران در دامان مادر سيده‌اي ماهي به نام «حسين جان» متولد شد. علمداري را در مكتب پر مهر سيدالشهدا(ع) آموخت، سرانجام پس از 45 سال خمپاره‌اي درب‌هاي بهشت را به رويش گشود و حاج بصير «قائم مقام لشكر ويژه 25 كربلا» از قله‌هاي ماووت براي خود كربلايي ساخت و در عمليات كربلاي 10 روز دوم ارديبهشت ماه 1366 به ايوان ملائك پرواز كرد و اندوهي بزرگ بر دل جاماندگان سايه افكند.

در آرزوي شيب‌الخضيب شدن

همسر شهيد از آخرين ديدارش با حاج بصير مي‌گويد: آخرين روزي كه پيش ما بود، به او گفتم:

- «حاجي! موهاي سر و محاسنت خيلي بلند شده، كمي آن را اصلاح نمي‌كني!؟»

او گفت:

- «مي‌خواهم سر و صورتم را حنا بريزم، برايم آماده مي‌كني؟»

گفتم:

- «من اصلاً از رنگ حنا خوشم نمي‌آيد.»

دوباره گفتم:

- «حاجي! محاسنت بلند است. نمي‌تراشي‌اش؟»

در جواب حاجي گفت:

- «نه. اصلاً مي‌خواهم كه خون سرم با محاسنم درهم آميخته شود».

اين را گفت و از همه خداحافظي كرد و براي دختر دو ماهه‌اش دعاي وداع خواند و بعد به منزل مادرش رفت.

جانماز مادر پهن شده بود وسط اتاق و مادر مي‌خواست نماز بخواند. حاج حسين به مادر گفت:

- «مادر جان! حاجتي دارم، بگذار اول من نماز بخوانم بر روي سجاده‌ات».

او نمازي كه بوي شهادت مي‌داد را به پايان رساند و براي حاجتش دعا و گريه كرد. به مادر گفت:

«دو ركعت نماز حاجت خواندم. چون سر سجاده تو نماز خواندم، خدا حاجتم را مي‌پذيرد».

مادر هم براي او دعا كرد كه پسر به حاجتش برسد.

حاجتِ پسرش شهادت بود و مادر اين را نمي‌دانست. او خداحافظي كرد و رهسپار جبهه شد و بعد از مدت كوتاهي غروب بهاري ارديبهشت ماه، غروب غم‌باري براي همه دلداده‌گانش شد.

وقتي پيكر غرق به خون حاجي را آوردند تمامي سر و صورت حاجي به خون خضاب شده بود.

اين بار به اربابم مي‌رسم

يكي از هم‌رزمان حاج‌بصير نقل مي‌كند: حاجي هميشه قبل از عمليات يكي از 14 معصوم(ع) را در عالم رويا مي‌ديد و براي روحيه گرفتن رزمندگان آن خواب را براي آنها روايت مي‌كرد و بعد ذكر مصيبتي مي‌خواند تا رزمندگان به سلاح معنويت نيز مجهز شوند. شب عمليات كربلاي10 به حاجي گفتم:

- «چرا در اين عمليات براي ما خوابي تعريف نكرديد؟»

در جواب گفت:

- «من قبل از اين عمليات هيچ خوابي نديده‌ام و اين نشانه آن است كه اين بار مي‌خواهم به كنار امام حسين(ع) بروم و براي رسيدن به آن لحظه‌شماري مي‌كنم».

چهره زيباي حاجي، لحظه به لحظه زيباتر مي‌شد و او همان شب به اربابش رسيد.

آرزو دارم خانوادگي به شهادت برسيم

در پايگاه شهيد بهشتي اهواز، خانه‌اي سازماني به ما داده بودند. ما با بچه‌ها در آنجا زندگي مي‌كرديم، شايد فكر كنيد حاجي هميشه به ما سر مي‌زد ولي اين‌طور نبود و خيلي كم او را مي‌ديديم. علت اينكه حاجي ما را به آنجا برد، اين بود كه مي‌گفت:

- «آرزو دارم كه خانوادگي به شهادت برسيم تا وقتي كه جنازه ما را به شهر فريدونكنار مي‌آورند مردم به خود آيند و صفوف جبهه را خالي نگذارند».

دوست دارم ديرتر به شهادت برسم

سردار كميل كهنسال خاطره‌اي خواندني از حاج بصير روايت مي‌كند: حاج بصير هميشه بيم داشت كه مبادا به شهادت نرسد. يكبار به او گفتم:

- «حاجي! ناراحت نباش، حتماً يك مصلحتي است كه خداوند شما را نگه داشته در حال حاضر جنگ به وجود شما نيازمند است».

اما حاجي باز هم نگران بود، تا اينكه بعد از مدتي متوجه شدم كه حاجي مثل قبل اظهار نگراني نمي‌كند و در روحيات‌اش هم تغييرات زيادي به وجود آمده است.

مراسم دعا تمام شد. حاج بصير گفت:

- «خداوندا به رزمندگان ما طول عمر با عزت عنايت فرما به من هم طول عمر عنايت كن تا بيشتر بمانم و بيشتر خدمت كنم.»

پس از شنيدن اين صحبت‌ها تعحب كردم و از حاجي پرسيدم:

- «حاجي! شما هميشه اظهار نگراني مي‌كرديد كه چرا از دوستان شهيدت عقب مانده‌اي و به شهادت نرسيده‌اي و هميشه آرزوي شهادت مي‌كردي اما مدتي است كه مي‌بينم آن نگراني سابق را نداري بلكه دعا مي‌كني بيشتر زنده بماني.»

حاجي كه منظور مرا متوجه شده بود، نگاهي عميقانه به من انداخت و گفت:

- «راستش مدتي قبل در عالم رويا سراغ امام حسين(ع) را گرفتم، به اردوگاه آن حضرت(ع) رفتم و از اصحابش سراغ خيمه حضرت(ع) را گرفتم. نزديك خيمه شدم و از فردي كه از خيمه آقا محافظت مي‌كرد، اجازه ورود خواستم. آن شخص گفت: آقا هيچ كس را به حضور نمي‌پذيرند. ناراحت شدم و دوباره گفتم: فقط يك سئوال از ايشان دارم. او گفت: هر سئوالي داري آن را مكتوب بن


فرمانده اي كه آرزو داشت خانوادگي به شهادت برسند

20 ارديبهشت 1393-09:33:16

منبع: وبلاگ سرداران

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

فصلنامه
فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه‌ي علمي- ترويجي مطالعات دفاع مقدس، مقالات علمي اساتيد و پژوهشگران گرامي را در حوزه‌هاي ذيل مورد‌پذيرش قرار مي‌دهد.

نمايش...

بيانيه گام دوم انقلاب
گام دوم انقلاب

گام دوم انقلاب

بيانيه‌ي گام دوم رهبرانقلاب به مناسب 40 سالگي انقلاب اسلامي

نمايش...

فرآيند طرح‌هاي جايگزين و كسري خدمت مقدس سربازي
فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

متقاضيان استفاده از طرح جايگزين يا كسر خدمت پس از مطالعه شرايط زير ضمن رعايت تمامي شرايط اقدام نمايند.

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحب‌نظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره