كاربر ميهمان دوشنبه، 1 آبان 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



منوچهري گفت: خامنه‌اي توئي؟

منوچهري نگاهي به من كرد و گفت: خامنه‌اي توئي؟ گفتم: بله. پرسيد: مرا مي‌شناسي؟ گفتم: نه. گفت: من منوچهري هستم» بعد گفت: من تو را خوب مي‌شناسم. تو همان كسي هستي كه مثل ماهي از دست بازجو ليز مي‌خوري. تك تك كارهاي تو چيزي نيست، اما مجموعش خدا مي‌داند كه چيست.»

27 بهمن 1387-09:22:04


منوچهري گفت: خامنه‌اي توئي؟
27 بهمن 1387-09:22:04
منبع: سايت ساجد
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

مروري دوباره بر بازديد رهبر معظم انقلاب از موزه عبرت

منوچهري نگاهي به من كرد و گفت: خامنه‌اي توئي؟ گفتم: بله. پرسيد: مرا مي‌شناسي؟ گفتم: نه. گفت: من منوچهري هستم» بعد گفت: من تو را خوب مي‌شناسم. تو همان كسي هستي كه مثل ماهي از دست بازجو ليز مي‌خوري. تك تك كارهاي تو چيزي نيست، اما مجموعش خدا مي‌داند كه چيست.»

*نگاه ژرف نگر و عاطفه عميق مقام معظم رهبري نسبت به مسائل گوناگون اجتماعي و گرايشات عرفاني و ادبي ايشان نسبت به رويدادها، بيانات ايشان را درباره ايام حبس در زندان كميته مشترك، به رنج و درد و در عين حال شادماني ويژه‌اي مي‌آرايد و به مخاطب مي‌آموزد كه مي‌توان در محبس تاريك و دردناكي چون سياهچال‌هاي رژيم ستمشاهي نيز با اتكاي به ايمان و اميد به آزادي، سرافرازانه مقاومت كرد و صبورانه رنج برد. ديدار رهبر معظم رهبري از موزه عبرت، رنگ و بوئي عارفانه دارد و لذا قلم نيز به پيروي از آن فضا، به جاي ارائه گزارش صرف، همان مسير را مي‌پيمايد، با اين اميد كه تا حد مقدور،‌حق مطلب را ادا كرده باشيم.

*ورودي موزه عبرت، مقام معظم رهبري با كنجكاوي،‌ گوئي مي‌خواهند تك تك لحظات نخستين باري را كه قدم به اين محوطه خوفناك نهادند به ياد آورند، به اطراف نگاهي مي‌اندازند:

«وقتي به ايستگاه قطار رسيدم‌، مرا به اتاقي بردند و چند نفري در اطرافم بودند. بعد مرا بردند و در ماشيني نشاندند و يادم نيست كه چشم‌هايم را بستند يا گفتند كه سرم را پائين بيندازم. به هر تقدير جائي را نمي ديدم. اين را فهميدم كه از خيابان سپه آمديم و به جائي رسيديم كه دست راست پيچيديم. به نظرم مرا از پله‌هائي بالا بردند و پائين آوردند و مسير بسيار طولاني‌ بود تا بالاخره به اينجا و سپس به اتاق افسر نگهبان رسيديم. آن دو ماموري كه مرا از مشهد آورده بودند، در اينجا از من عذرخواهي و با من خداحافظي كردند و رفتند. بعد لباس ما را گرفتند و لباس زندان به ما پوشاندند و رفتيم داخل.»

*حياط باريك جلوي موزه عبرت را عبور مي‌كنند و به آستانه ورودي مي‌رسند، آنجا كه روزگاري افسر نگهبان مي‌نشست و ديدن قيافه خشن و رعب‌آور او، نخستين تصويري بود كه در ذهن و خاطر مي‌نشست:

«مي‌خواهم همان مسيري را بروم كه آن روز طي كردم.»

*راهروهاي تاريك، امروز با چراغ‌هاي كم‌سوئي روشن هستند. آن راهروهاي خفه و تاريك، هرچند هنوز سردند و دل را مي‌لرزانند، اما با مقايسه با آن دوران، بسيار پاكيزه و تماشائي! شده‌اند. خاطرات يكي يكي زنده مي‌شوند. مقام معظم رهبري آرام و با طمانينه از پله‌هاي كميته مشترك بالا مي‌روند و آن روزها را به خاطر مي‌آورند. در اتاقي، تنديس طيب رضائي، زير نور كمرنگ چراغ سقف، با صلابت و با لبخند رضايتي بر لب، ايستاده است. لبخند كمرنگي در چهره رهبر مي‌‌دود، بارقه‌اي از يك آشنائي دور، حتي اگر نه با چهره، با دل كه دل مردان خدا، با يكديگر الفت دارد.

مقام معظم رهبري نگاهي به قفسه‌هاي لباس زندانيان مي‌اندازند و راهروها و اتاق ها را به دقت نظاره مي‌كنند. رگه‌هائي از رنج و خاطراتي از ناله‌هاي خفته در سينه، رنگ غم را در نگاه ايشان مي‌نشاند.

آيا اين همه افسانه است؟ آن مرد كيست كه او را به نرده‌هاي ايوان صليب كرده‌‌اند و اين دايره‌هاي بي‌پايان، شاهد رنج و دوار تمام ناشدني چه كساني هستند؟

در اين بندها، چه ناله‌ها كه در گلو خفه ‌شده و چه پرستاري‌ها و مهرباني‌هاي عميقي كه اين رنجديدگان را به يكديگر پيوند داده است. اصلاً همين همدلي‌ها بود كه تحمل هر رنجي را ساده مي‌كرد.

و اين هم آن سلول آشنا و توقفي در برابر سلول انفرادي آن‌ سال‌ها:

«اين سلول 40/2 در 60/1 بود. من 8 ماه در اين سلول بودم.»

*در برابر تابلوي عكس منوچهري كه با يقه باز و چهره‌اي كريه به مخاطبان خود چشم دوخته است:

«با همين چهره و قيافه و يقه باز كه يك چيزي هم به گردنش انداخته بود، نگاهي به من كرد و گفت: خامنه‌اي توئي؟ گفتم: بله. پرسيد: مرا مي‌شناسي؟ گفتم: نه. گفت: من منوچهري هستم. و نگاه كرد به چهره من تا اثر حرفش را در صورتم ببيند. خيلي چيزها درباره‌اش شنيده بودم و فورا او را شناختم، ولي به روي خودم نياوردم. بعد گفت: من تو را خوب مي‌شناسم. تو همان كسي هستي كه مثل ماهي از دست بازجو ليز مي‌خوري. تك تك كارهاي تو چيزي نيست، اما مجموعش خدا مي‌داند كه چيست.»

* و عبور از برابر تصوير دوستان آشنا و آشنايان دوست. آنان كه همسفران تو بودند و رفتند: بهشتي‌ها، رجائي‌ها، باهنرها و ... و آنان كه همسفر تو نبودند، اما در همان مسيري كه تو رنج بردي، جواني و عمر خويش را گرو گذاشتند و توقفي در برابر هريك، با بار حسرتي گران كه اگر بودند، چه ياري‌ها توانستند كرد در برداشتن اين بار سنگيني كه مسئوليتش ناميده‌اند، مسئوليت رستگار


منوچهري گفت: خامنه‌اي توئي؟

27 بهمن 1387-09:22:04

منبع: سايت ساجد

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   0

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره