كاربر ميهمان پنجشنبه، 27 مهر 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



گمشده احمد ميان ميدان‌هاي مين بود/ سخت عاشق بود و دل‌بسته رهبري

دوستانش مي‌گفتند كه در همان روز شهادتش رفتارش تغيير كرده بود. خيلي آرام شده بود و ديگر با بچه‌ها شوخي نمي‌كرد. انگار مي‌دانست كه تا چند ساعت ديگر از اين دنيا خواهد رفت.

17 آذر 1393-09:50:26


گمشده احمد ميان ميدان‌هاي مين بود/ سخت عاشق بود و دل‌بسته رهبري
17 آذر 1393-09:50:26
منبع: فاتحان
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: شهيد احمد سالاري از دلاورمردان پاكسازي ميدان‌هاي آلوده به مين بود كه در 19 اسفند 1388 با انفجار مين ضد نفر در دهلران به عهدي كه با خودش بسته بود وفا كرد و بال در بال ملائك گشود. كسي كه عاشق و شيفته ميدان‌هاي مين بود و تا زماني كه در قامت يك استاد پاكسازي ميدان‌هاي مين فعاليت مي‌كرد؛ لحظه‌اي در مسيرش درنگ نكرد و پايدار ماند. متن پيش‌رو حاصل گفت‌وگو با همسر و همراه هميشگي شهيد احمد سالاري است:

تولد يك دلاور

احمد در اول مهر 1353 در شهرك عدالت دزفول به دنيا آمد. پسر دايي‌ام بود. خودش علاقه داشت كه در اين مسير باشد. علي‌رغم آنكه مي‌توانست دنبال شغل ديگري برود ولي اين نحوه كار كردن را مي‌پسنديد.

يكي از دايي‌هاي احمد مدت بسياري را در اين كار تجربه كرده بود. زماني كه در رابطه با جنگ و مسايلي از اين دست با او صحبت مي‌كرد ابراز علاقه مي‌كرد كه وارد ميدان مين شود. بنا به توصيه دايي‌اش كه سال‌ها در ميدان مين كارآزموده و خبره شده بود دوره محدودي را ديد و در مهران مشغول به كار شد. دوره آموزشي خودش را در مهران شروع كرد. اين زمان چهار سال قبل از شهادت احمد بود و در سال 84 براي خنثي‌سازي مين اعزام شد. علاقه‌ي عجيبي داشت كه به ميدان مين برود.

انگار گمشده‌اش همانجا بود. هر چقدر هم كه اصرار مي‌كرديم و دلمان برايش مي‌سوخت فايده‌اي نداشت. اوايل هم كه به سبب خطرناك بودن كار مين‌زدايي مي‌گفتيم اين كار را ترك كند؛ مي‌گفت ببينم كه كار چگونه پيش‌ مي‌رود. ولي وقتي رفت گفت كه اينجا رو دوست دارم و به نحوي گمشده‌ام را همانجا پيدا كرده‌ام.

دايي‌اش در اين كار كاملا خبره بود و استاد. هر وقت كه نگران حال احمد مي‌شدم به او سفارش مي‌كردم كه مراقبش باشد. احمد را اول به خدا و بعد به دايي‌اش سپرده بودم. او هم مرا دلداري مي‌داد كه زياد نگران نباش. اينجا همه چي رو به راه است و آرام. لباس ضد مين داريم و وسايل امنيتي. از خودمان هم مراقبت مي‌كنيم. اما حتي خود دايي‌اش نمي‌دانست كه روزي احمد مانند ده‌ها نفر ديگر كه در اين ميدان‌ها سر به خاك گذاشتند و به شهادت رسيدند؛ شهيد مي‌شود.

دخترم در زمان شهادتش دو سال و چهار ماهه بود. خيلي علاقه و محبتش به بچه‌ها زياد بود و همين‌طور بچه‌ها به پدرشان بسيار وابسته بودند.

جز من كسي نيست

اصرار ما تا زماني كه فايده داشت و فكر مي‌كرديم موثر باشد؛ ادامه داشت. وقتي اصرار به نرفتنش مي‌كردم مي‌گفت: «اگر من اقدام نكنم و يا ديگري همتي نداشته باشد كه در اين راه بگذارد پس چه كسي بايد مين‌ها را خنثي كند. مي‌گفت بايد رفت و ديد كه چه خبري است در ميدان‌هاي مين و بايد ديد كه ساليانه‌ چه تعداد كشته و زخمي مي‌دهد.»

بعد از آنكه قلب مناطق آلوده به مين در مناطق مهران تمام شد قصد كرده بود كه 1 ماه به كوشك اهواز برود. در پايان يك ماه ماموريتي كه در آنجا هم با مين‌هاي ضد نفر و ضدتانك دست و پنجه نرم كرده بود و وقتي كه قرار بود به خانه برگردد، شهيد شد.

مهران نقطه عروج‌

مهران، دهلران و كوشك اهواز جاهايي بود كه احمد به ماموريت مي‌رفت. همان مواقع هم مسئول پروژه مي‌گفت كه احمد خيلي در كارش منظم و مرتب است. از ساعت پنج صبح احمد جلوتر از همه آماده مي‌شد و خودش را به ميدان مين مي‌رساند.خيلي شوخ طب بود و آن طور كه مي‌گفتند از خوابگاه تا ميدان مين سر به سر بچه‌ها مي‌گذاشت. همان روز شهادتش احمد يك كلمه هم حرف نزد. دوستانش مي‌گفتند كه بچه‌ها مراقب بودند يك وقت اتفاقي برايش نيافتد. ناگهان صداي انفجاري كه به هوا برخاست همه را متوجه خودش گرفت. احمد به شهادت رسيده بود.

يك چيز عجيب بود اين بود كه حدود يك ماه قبل از شهادت احمد حتي راه رفتنش هم عوض شده بود. با خودم مي گفتم چرا قدم‌هايش را اينطور بر مي‌دارد از در حياط تا سركوچه فقط به قدم بر داشتنش نگاه مي‌كردم.از همان رفتار و سلوكش مي‌شد فهميد كه احمد از اين دنيا بريده است و اصلا دل كنده بود از اين دنيا. داخل ماه رمضان در فصل تابستان و گرماي اهواز احمد روزه‌اش را مي‌گرفت و من تشنگي احمد را از پشت تلفن احساس مي‌كردم.

شيفته رهبري

علاقه خاصي به مقام معظم رهبري داشت و واقعا ايشان را دوست داشت. تحمل ديدن اهانت به حضرت آقا را نداشت و اگر كسي چيزي مي‌گفت خيلي به او بر مي‌خورد و اذيت مي‌شد و نمي‌توانست تحمل كند. در اتفاقات سال88 خيلي اذيت شد و مي‌گفت من ساكت نمي‌مانم كه اين بي‌ادبي‌ها اتفاق بيافتد.

از اهواز با من تماس گرفتند. در ابتداي صحبتشان براي اينكه كم كم مرا در جريان امور بگذارند؛ گفتند كه بر اثر انفجار مين پاهاي احمد قطع شده است. بعد هر چه تماس گرفتم با موبايل احمد جواب نداد. گفتم خدا بزرگ است حتي


گمشده احمد ميان ميدان‌هاي مين بود/ سخت عاشق بود و دل‌بسته رهبري

17 آذر 1393-09:50:26

منبع: فاتحان

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

والفجر4- شمال مريوان ومنطقه عمومي پنجوين دردره شيلر درداخل خاك عراق


فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره