تقويم ايثارگري؛ سرلشكر منصور ستاري: به آسمان رفتن، به خدا پيوستن است سرلشكر خلبان منصور ستاري فرمانده وقت نيروي هوايي در 15 دي ماه سال 1373، به همراه چند تن از مسئولان نيروي هوايي، در مسير برگشت از كيش به تهران، دچار سانحه هوايي شدند و هواپيمايشان سقوط كرد.
مردان بزرگ، زينت بخش تاريخ اند؛ آنان كه در انگاره خويش، بودن را دليل زندگاني و عشق به آرمان هاي انساني را دليلي بر بقاي آن مي دانند. 16 دي 1388-09:31:37

سرلشكر خلبان منصور ستاري فرمانده وقت نيروي هوايي در 15 دي ماه سال 1373، به همراه چند تن از مسئولان نيروي هوايي، در مسير برگشت از كيش به تهران، دچار سانحه هوايي شدند و هواپيمايشان سقوط كرد.
مردان بزرگ، زينت بخش تاريخ اند؛ آنان كه در انگاره خويش، بودن را دليل زندگاني و عشق به آرمان هاي انساني را دليلي بر بقاي آن مي دانند.
بار ديگر شهادت به روي مردان خدا لبخند زد و تني چند از آنان را به جايگاه نظر به وجه اللّه بالا برد و دلدادگان حريم عشق، با تمام وجود احساس كردند كه درگاه شهادت به رويشان بسته نيست و گاه و بي گاه نخبه اي را انتخاب مي كنند تا رشته كمالِ بين ملك و ملكوت متصل باقي بماند. اين بار بر سر لوحه نام غيورمردان هميشه جاويد، نام شهيدي مي درخشد كه نبوغ و اراده خدادادي، از وي مردي پرهيزكار، متعهد، متفكر، نوآور و شجاع ساخته بود. آري، سخن از ستاري است كه مِهر خدايي داشت و سند ارادت و عشق او، با مُهري خونين تأييد شد و در رديف پرونده هاي ديگر راست قامتان جاودانه تاريخ قرار گرفت.
طلوع مردي از تبار شهيدان
سرلشكر شهيد منصور ستاري، در تاريخ 29 ارديبهشت ماه سال 1327، در روستاي ولي آباد ورامين در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود. او در حالي كه فقط نه سال بيشتر نداشت، از نعمت پدر محروم شد، ولي همواره از او به عنوان تكيه گاه و حامي يتيمان و بي سرپرستان ياد مي كرد و اين يادبود، موجب جريان داشتن خون پدر فاضل و شاعر بلند طبعش، مرحوم حاج حسن ستاري در رگ هاي اين مرد بزرگ بود.
مدير امنيتي
از آنجا كه فروش نفت براي كشور بسيار ضروري و منبع تأمين اعتبار ارزي و ريالي براي امور جاري و نيز نيازمندي هاي جنگ تحميلي بود، دشمن بعثي و حاميان او از جمله آمريكا، به شدت سعي داشتند تا با انهدام كشتي هاي تجاري و نفت كش ها در روند تجارت بين المللي ايران اخلال كنند. شهيد ستاري با آگاهي از هدف هاي خصمانه و تخريبي دشمن، به ايجاد شبكه هاي به هم تنيده پدافندي و گشت هميشگي هواپيماها مصمم شد. او با اسكورت كامل و دفاع مستمر و جانانه نيروي هوايي از اين منابع حياتي، جهان استكبار و دشمن ددمنش را به تعجب واداشت. در طول جنگ تحميلي، حفاظت از اين منابع اقتصادي، از اقدامات و جانفشاني هاي عقابان تيزپرواز و كاركنان پدافندي نيروي هوايي، با فرماندهي و مديريت اين شهيد بزرگوار بود.
فرمانده وارسته
روحيه دستگيري از محرومان و درماندگان، از صفات بارز شهيد ستاري بود. يكي از دوستان ايشان در اين باره مي گويد: «بعضي ها را با اينكه در زندگي نيز همدم و رفيقشان بوده اي، فقط بعد از مرگ مي توان شناخت. شهيد ستاري اهل تظاهر نبود، ادعاي عدم تعلق نداشت، از زهد دم نمي زد و شعار سير و سلوك نمي داد. او را كه مي ديدي، باور نمي كردي فرمانده اي است وارسته و از دنيا گسسته. دست و دلش باز بود، ولي نه براي خودش. بخشنده بود و كريم، اما نه براي خانواده اش. امكانات خوبي در اختيار داشت، اما نه براي رفاه زندگي شخصي. زاهد بود، نه در گفتار. يك بسيجي تمام عيار بود، ولي نه فقط در ظاهر».
مردِ خد
يكي از دوستان شهيد ستاري درباره ايشان چنين مي گويد: «شهيد ستاري، دل سوز انقلاب بود و دردمند مردم. سيمايش هميشه پر از لبخند بود و اميد و روحش سرشار از اتكال به خدا و دلگرم به وجود رهبر. وقتي بچه ها به چهره اش نگاه مي كردند، خستگي از تنشان مي رفت و مشكلات را فراموش مي كردند. با اينكه او خود از همه خسته تر بود و باري عظيم بر دوش داشت. اين جمله ورد زبانش را هرگز فراموش نمي كنم كه مي گفت: با توكل بر خدا كار را شروع كنيد، من هم كمك مي كنم.
پرسنل كم درآمد نيروي هوايي به خوبي به ياد دارند كه مردي ناشناس با صورتي پوشيده، در نيمه هاي شب با كيسه هاي آذوقه به درب خانه هاي آنان مي رفت و با تكان دادن دست از محل دور مي شد».
به آسمان رفتن، به خدا پيوستن است
براي اهل صورت، به آسمان رفتن، ارضاي حس كنجكاوي و خواسته هاي طبيعي است و تعريفي جز لذت، ماجراجويي و احيانا كسب تجربه ندارد. اما اهل معنا، پرواز را فاصله گرفتن از خاك و گرايش به افلاك تعريف مي كنند. براي آنان به آسمان رفتن «از زمين كندن» است و در قاموس اين قبيله هر «پا» فاصله گرفتن از زمين، يك عمر نزديك شدن به خداست. صعود اهل معنا فرود ندارد. براي آنها، پروازهاي متعدد، تمرين پريدن نهايي است. آن قدر مي پرند تا در روز واقعه، تا بي نهايت اوج بگيرند؛ اوج در ناكجا. شهيد ستاري نيز در گفته هايش نقل كرده است كه: «در آسمان، نگرش انسان نسبت به كائنات طور ديگري است. انسان در پرواز مي تواند با خدايش به گونه اي ديگر خلوت كند. انسان در آسمان، زمين را جور ديگري مي بيند».
مردي سخت كوش
تيمسار ستاري، فردي پركار بود. او تقريبا در تمام ساعات شبانه روز، به دنبال كارهاي نظامي پايگاه هوايي و رسيدگي به مسائل و مشكلات پرسنل و همچنين تنظيم برنامه هاي آينده كاري بود و هيچ فرصتي براي استراحت يا اشتغال به كار شخصي نداشت. يكي از پرسنل تحت امر ايشان چنين مي گويد: «از ياد نمي برم وقتي براي وضو و نماز، آري فقط براي وضو و نماز پاي از كفش بيرون مي كشيد، پاهايش پر از زخم و پينه بود و به خاطر راه رفتن هاي ممتد و برپا ايستادن هاي طولاني، لابه لاي انگشتان پايش پنبه مي گذاشت تا تماس زخم ها و اصطحكاك آنها با هم، مانع حركت و تلاش او نشود».
عروج ملكوتي
خلبان ستاري، در نيمه دي ماه سال 1373، به همراه چند تن از مسئولان نيروي هوايي، در مسير برگشت از كيش به تهران، در راه، تصميم به شركت در مراسم فارغ التحصيلي گروهي از دانشجويان دوره خلباني در پايگاه هوايي شهيد بابايي اصفهان گرفتند. ايشان پس از اقامت دو ساعته در اصفهان، در راه بازگشت، دچار سانحه هوايي شدند و هواپيمايشان سقوط كرد. در اين حادثه، شش تن از سرداران نيروي هوايي ارتش، به همراه تيمسار ستاري و شش تن از خدمه پروازي به درجه رفيع شهادت رسيدند. در واقع شهيد ستاري با بال پريد و بي بال رسيد. به نيلگون رفت و گلگون رسيد. مقصد او اعلي عليين بود تا اسفل السافلين را به اهلش رها كند. فرودگاه او فردوس برين بود تا دامن به اين دير خراب آباد نيالايد. ولي حيف كه خيلي زود بركت وجودش از ميان ما رخت بربست و فيض وجودش از ما دريغ شد.
تقويم ايثارگري؛ سرلشكر منصور ستاري: به آسمان رفتن، به خدا پيوستن است 16 دي 1388-09:31:37 منبع: خبرگزاري حيات پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد فرستنده: دبيرسايت |