كاربر ميهمان سه‌شنبه، 27 آذر 1397
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



خرمشهر را اينگونه با چنگ و دندان حفظ كردند

ناگفته‌هايي از سردار قرباني درباره مقاومت‌هاي مردمي خرمشهر نزديك صبح به خرمشهر رسيديم، كنار مسجد جامع خرمشهر آيت‌الله جمي (ره) و حجت‌الاسلام نوري امام جمعه خرمشهر را ديديم، به آيت‌الله جمي خودمان را معرفي كرديم و گفتيم از اصفهان آمده‌ايم و حكم سپاه و دادگاه را نشانش داديم.

10 خرداد 1389-08:41:53


خرمشهر را اينگونه با چنگ و دندان حفظ كردند
10 خرداد 1389-08:41:53
منبع: خبرگزاري فارس
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبيرسايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

ناگفته‌هايي از سردار قرباني درباره مقاومت‌هاي مردمي خرمشهر

نزديك صبح به خرمشهر رسيديم، كنار مسجد جامع خرمشهر آيت‌الله جمي (ره) و حجت‌الاسلام نوري امام جمعه خرمشهر را ديديم، به آيت‌الله جمي خودمان را معرفي كرديم و گفتيم از اصفهان آمده‌ايم و حكم سپاه و دادگاه را نشانش داديم.

روايت نخستين روزهاي جنگ و 35 روز مقاومت جانانه مردم، ارتش و سپاه در خرمشهر براي جلوگيري از سقوط آن از زبان كساني كه خود در صحنه بوده‌اند جذابيت و زيبايي خاصي از اين حماسه را جلوه‌گر مي‌كند؛ روايت سردار مرتضي قرباني از زبان خودش از اين دسته است؛

«جنگ كه شروع شد حاج احمد كاظمي و حاج حسين خرازي غرب كشور بودند ما هم مسئول مبارزه با شرارت ضد انقلاب در استان اصفهان و محور يزد - كرمان - سيستان و بلوچستان براي كنترل قاچاق، سلاح و ضد انقلاب بوديم. تا 2 ماه بعد از جنگ من و حاج احمد و حاج حسين و همت و باكري يكديگر را نمي‌شناختيم.

اولين روز مهر ماه 1359 من را مسئول يك گروهان 72 نفري كردند تا به خرمشهر برويم اما نگفتند چگونه برويم و چه كار كنيم. نصف بچه‌هاي گروهان لباس جنگي نداشتند. بعضي‌ها هم كت و شلوار پوشيده بودند.اسلحه‌هاي ما هم ژ3، برنو، كلت كاليبر 45، نارنجك دستي ساز بودند.

*صبح سومين روز جنگ

صبح سومين روز جنگ، اهواز بوديم. خبر رسيد خرمشهر دارد سقوط مي‌كند، شب همان روز با 30 - 40 نفر حركت كرديم و نزديك صبح به خرمشهر رسيديم، كنار مسجد جامع خرمشهر آيت‌الله جمي (ره) و حجت‌الاسلام نوري امام جمعه خرمشهر را ديديم، به آيت‌الله جمي خودمان را معرفي كرديم و گفتيم از اصفهان آمده‌ايم و حكم سپاه و دادگاه را نشانش داديم. در خرمشهر هيچ تشكيلاتي نمانده بود، عراقي‌ها همه جا را زده بودند، علاوه بر سپاه، فرمانداري به آتش نشاني و اداره‌ها و خانه‌هاي مردم هم رحم نكرده بودند، منافقان هم بيكار ننشسته بودند و مرتب در شهر خرابكاري مي‌كردند.

هيچ كس هم جانش در امان نبود، آنقدر گلوله مي‌آمد كه در روز اول همه يا زخمي شدند يا شهيد. زخمي‌ها و موجي‌ها را به عقب مي‌فرستادند. ما هم شهيدان را با لباس وشبانه در قبرستان خرمشهر دفن مي‌كرديم. وضع به قدري سخت بود كه از 30 نفري كه از اصفهان به خرمشهر آمديم فقط 3 نفرمان مانديم، من و حسن صفا و بنايي.

وقتي مظلوميت شهر و مردم خرمشهر را ديدم با خدا عهد كردم يا با شهادت و پيروزي يا با شكست دشمن بعثي از خرمشهر بروم.

*11ماه از آب گل آلود كارون و بهمن شير مي‌خورديم

عين باران گلوله و خمسه خمسه توپ مي‌آمد، آب و غذا هم نبود. در اين مدت مانند 11 ماه محاصره آبادان از آب گل آلود بهمن شير و كارون خورديم و با خرما آرد و آذوقه بجا مانده در مغازه‌ها و منازل مردم شكممان را سير كردم البته اين كار را با اجازه شرعي آيت‌الله جمي و آيت‌الله نوري انجام مي‌داديم. اميدوارم مردم شريف آبادان و خرمشهر ما را حلال كنند كه از امكانات و آذوقه آنها استفاده كرديم و البته راه ديگري هم نبود. خود مردم هم حضور داشتند.

مجروح‌ها را همان داخل شهر سرپايي مداوا مي‌كردند، حتي اوراژانس نبود. توي خرمشهر دوباره يك گروه تشكيل داديم و 10 - 20 نفري شديم، صبح‌ها بعد از نماز صبح تفنگ‌هايمان را روي كولمان مي‌انداختيم و به سمت عراقي‌ها مي‌رفتيم. تا عصر مي‌جنگيديم، عصر آتش بس مي‌شد، عراقي‌ها هم عادت كرده بودند به اين برنامه زماني جنگي. جمعيت عراقي‌ها و تجهيزات آنها چندين برابر ما بود اما نمي‌توانستند ما را بزنند طوري كه از شليك زيادي گلوله و توپ خود عراقي‌ها خسته مي‌شدند و نياز به استراحت داشتند. لذا بخشي از شب درگيري نبود.

عراقي‌ها بيست و چهارمين روز جنگ تا روبروي در مسجد جامع پيشروي كردند و تير بار گذاشتند و از چهار راه گل خانه تا رودخانه هر جنبده‌اي را مي‌زدند. عملا شهر سقوط كرده بود ولي بايد به صورت چريكي و پارتيزاني با آنها مي‌جنگيديم.

*2 ساعت با بهروز مرادي براي مظلوميت مردم خرمشهر گريه كرديم

من و بهروز مرادي كه از بسيجيان شجاع خرمشهر در عين حال فرمانده بسيار لايقي بود براي نجات شهر تصميم گرفتيم و روي پشت بام خانه‌اي روبروي مسجد برويم. از روي پشت بام مسجد و اطراف را نگاه كرديم كف خيابان از جلوي در مسجد تا سه راهي مقابل، پر از جنازه بود زن و و مرد و كودك بود، بعضي جان داشتند و بعضي هم شهيد شده بودند. 2 ساعت اول، همراه بهروز به جنازه‌ها نگاه مي‌كرديم و براي مظلوميت مردم خرمشهر و رزمندگان ارتش و سپاه كه هيچ امكاناتي نداشتند گريه مي‌كرديم. عراقي‌ها با يك قبضه تير بار در يكي از ساختمان‌هاي كوچه گلخانه راه‌هاي ورودي به مسجد را دائم با توپخانه، كاتيوشا و خمپاره مي‌زدند. يك لحظه موقعيت تيربارچي و تك تيرانداز


خرمشهر را اينگونه با چنگ و دندان حفظ كردند

10 خرداد 1389-08:41:53

منبع: خبرگزاري فارس

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبيرسايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   8000

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

شهادت آيت ا... دكترمحمد مفتح ودو پاسدار -روز وحدت حوزه ودانشگاه


همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش
در همايش همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش:

در همايش همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش:

انعقاد تفاهنامه بين ستاد كل نيروهاي مسلح و وزارت آموزش و پرورش

نمايش...

ويژه
باز نگاهي به جنگ (بخش ۵)

باز نگاهي به جنگ (بخش ۵)

سرتيپ دوم بازنشسته پاسدار دكتر محمدعلي باراني

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره