كاربر ميهمان يكشنبه، 1 بهمن 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



يك وجب خاك شلمچه

سيد محمد در عمليات تكميلي كربلاي 5(شلمچه) زماني كه بچه‌هاي مجروح گردان در منطقه محاصره بودند غيرتمندانه به سويشان شتافت و در حالي كه به خوبي مي‌دانست به چه مهلكه‌اي پا مي‌گذارد آخرين كلام به يادگار مانده‌اش اين بود : به سوي جبهه‌ها مي‌روم تا ارباً اربا را تجربه كنم و تجربه كرد و شهد شيرين شهادت را به ‌گونه‌اي نوشيد كه پيكر به خانه برگشته‌اش قطعه قطعه بود

16 بهمن 1390-11:52:48


يك وجب خاك شلمچه
16 بهمن 1390-11:52:48
منبع: سايت تبيان
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

سيد محمد در عمليات تكميلي كربلاي 5(شلمچه) زماني كه بچه‌هاي مجروح گردان در منطقه محاصره بودند غيرتمندانه به سويشان شتافت و در حالي كه به خوبي مي‌دانست به چه مهلكه‌اي پا مي‌گذارد آخرين كلام به يادگار مانده‌اش اين بود : به سوي جبهه‌ها مي‌روم تا ارباً اربا را تجربه كنم و تجربه كرد و شهد شيرين شهادت را به ‌گونه‌اي نوشيد كه پيكر به خانه برگشته‌اش قطعه قطعه بود

مروري بر يادداشت‌هاي دانشجوي شهيد سيد محمد شكري

( مقام معظم رهبري ، حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي، پس از مطالعه كتاب‌هاي خاطرات جبهه شهيد دكتر سيد محمد شكري فرمودند: اين خاطرات از بديهي‌ترين خاطرات زمان جنگ است، تا حد امكان به همه زبان‌ها ترجمه شود.)

شهيد سيد محمد شكري در سال 1340 در كربلا ديده به دنيا آمد. سنين نوجواني او همراه با مبارزه عليه رژيم ستم شاهي بود . با رسيدن فصل دفاع مقدس به عنوان سرباز در جبهه ها حضور يافت و پس از اتمام دوران سربازي به عنوان يك بسيجي داوطلب به جمع رزمندگان، گردان عمار لشكر 27 محمد‌رسول‌الله (ص) پيوست و لباس امدادگري به تن كرد. در همين ايام حماسه‌ساز در كنكور سال 64 نيز شركت كرد و در رشته پزشكي دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد، در حالي كه از جبهه نيز غفلت نمي‌كرد .

سيد محمد در عمليات تكميلي كربلاي 5(شلمچه) زماني كه بچه‌هاي مجروح گردان در منطقه محاصره بودند غيرتمندانه به سويشان شتافت و در حالي كه به خوبي مي‌دانست به چه مهلكه‌اي پا مي‌گذارد آخرين كلام به يادگار مانده‌اش اين بود :

به سوي جبهه‌ها مي‌روم تا ارباً اربا را تجربه كنم و تجربه كرد و شهد شيرين شهادت را به ‌گونه‌اي نوشيد كه پيكر به خانه برگشته‌اش قطعه قطعه بود

پيكر پاك شهيد سيد محمد شكري در روز ولادت مولي الموحدين علي‌(ع) در بهشت زهرا (س) تهران به خاك سپرده شد.

روحش شاد و يادش گرامي

آنچه مي خوانيد يادداشت‌هاي دانشجوي شهيد سيد محمد شكري در جبهه شلمچه 26/10/65 ساعت 11:30 ظهر است:

تصميم به نوشتن نداشتم، ولي چه كنم كه ياد عزيزان راحتم نمي‌گذارد. مرهم درد خود را جز نوشتن گوشه‌اي از حماسه‌، چيزي ديگر نيافتم؛ 17/10/1365 گردان را آماده كردند براي حركت از اردوگاه كرخه، بچه‌ها ساك‌‌هايشان را تحويل گرفتند، از آنجا كه وضعيت اعزامم نقص داشت- با سعي و كوشش «رضا يزدي» هم حل نشده بود- بالاجبار راهي تهران شدم. كارت شناسايي‌ام مهر اعزام نخورده بود. براي يك مهر مي‌بايست 26 ساعت راه رفت و برگشت را تحمل كنم. حوالي ساعت 7 صبح رسيدم تهران- پس از رفع مشكل براي ساعت 6 بعدازظهر توانستم اتوبوس تهيه كنم و راهي منطقه شوم.

صبح 19/10/65 به پادگان دو كوهه رسيدم. از حاج آقا «اصفهاني»- كه مسوول تداركات گردان بود- سراغ نيروها را گرفتم. نتوانست كمكي بكند. گردان‌ها حركت كرده بودند. نمي‌دانستم چگونه خودم را به آنها برسانم. از كارگزيني لشكر سوال كردم. گفتند كه حاج «محمد» (كوثري) اكيداً ورود نيرو به منطقه را ممنوع كرده است. هر قدر گفتم كه منتظرم هستند و «رضا يزدي» در جريان است، نپذيرفتند. از طرفي كارگزيني بهداري هم اعصابي برايم نگذاشت.

گروهان بهشتي را آماده حركت به جلو كردند. در حين حركت گلوله‌هاي خمپاره در بين بچه‌ها منفجر شد و عده‌اي را نقش زمين كرد. نيروها پشت سرهم مي‌افتادند. صداي استغاثه و كمك از هر گوشه بلند بود. هيچ كمكي از دستمان بر نمي‌آمد كار امداد در آنجا امكان‌پذير نبود. هر طور شده مي‌بايست نيروها را از پشت سيل‌بند خارج مي‌كردند. در طول مسير به «شهيد قره گزلو» امدادگر دسته جهاد برخورد كردم، صدايم كرد و گفت: «هر دو پايم تركش خورده، كمك كن!»

حوالي ساعت 9 صبح صداي مارش عمليات مرا از خود بي‌خود كرد. داشتم ديوانه مي‌شدم. هيچ راهي نبود كه خود را به بچه‌ها برسانم، مي‌خواستم فرياد بزنم، داد بكشم. كه خدايا چرا بايد از عمليات عقب بيفتم. خدايا! متوسل به خودت شدم: خدايا ! اين همه راه را براي تو رفتم و آمدم؛ كمك كن.

تا ظهر هيچ‌كاري جز حرض وجوش خوردن نداشتم. بغض گلويم را مي‌فشرد. خبري رسيد كه حاج«نوزي» به بهداري آمده و قرار است همان روز به منطقه عملياتي بگردد. خوشحال شدم؛ مخصوصاً وقتي كه حاج نوري گفت: «لشكر ما هنوز وارد كار نشده». خدا را شكر كردم. ساعت 6 بعد ازظهر با آمبولانس از پادگان خارج شديم، نيروها در اردوگاه كارون مستقر شده بودند. ظاهراً قرار بود فردا كارشان را آغاز كنند. ساعت 10:30 شب بود كه به مقر بهداري در كارون رسيديم، حاج «نوري» خيلي خسته بود، به حدي كه در پليس راه اهواز براي مدتي ماشين را كنار جاده نگه داشت و خوابيد.

بعد از اينكه وسايل بهداري را از آمبولانس خارج كرديم، خبر دادند كه گردان عمار از اردوگاه خارج شده و به منطقه عمليات


يك وجب خاك شلمچه

16 بهمن 1390-11:52:48

منبع: سايت تبيان

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش
همايش ملي

همايش ملي

علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پرورش ۶ اسفند ۱۳۹۶

نمايش...

گفتگو
سردار رودكي در گفتگو با خبرگزاري فارس

سردار رودكي در گفتگو با خبرگزاري فارس

«كربلاي5» تلخي «كربلاي4» را به شيريني تبديل كرد/ انتشار اسناد جنگ در پاسخ به شبهات مؤثر است

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره