كاربر ميهمان سه‌شنبه، 27 آذر 1397
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



لحظه جانبازي از زبان يك روحاني شيميايي

هنوز تصوير آن بچه در جلوي چشمانم است؛ زير نعش مادرش افتاده بود ... اكنون سال اول دانشگاه است؛ هر وقت كه اين دختر را در سلامت كامل مي‌بينم، لذت مي‌برم و شيريني و حلاوت اين جانبازي را احساس مي‌كنم. مسؤول نمايندگي ولي فقيه در مراكز آموزشي غرب كشور و مديركل اصناف و اماكن ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر از مسؤوليت‌هاي پيشين اين روحاني رزمنده است

1 آبان 1391-10:04:52


لحظه جانبازي از زبان يك روحاني شيميايي
1 آبان 1391-10:04:52
منبع: قربانيان سلاح شيميايي
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

هنوز تصوير آن بچه در جلوي چشمانم است؛ زير نعش مادرش افتاده بود ... اكنون سال اول دانشگاه است؛ هر وقت كه اين دختر را در سلامت كامل مي‌بينم، لذت مي‌برم و شيريني و حلاوت اين جانبازي را احساس مي‌كنم.

مسؤول نمايندگي ولي فقيه در مراكز آموزشي غرب كشور و مديركل اصناف و اماكن ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر از مسؤوليت‌هاي پيشين اين روحاني رزمنده است و امروز مدرسي دانشگاه در كارنامه اين جانباز 70 درصد دوران دفاع مقدس مي‌درخشد. وي كه در سال 61 و 62 تنها دوازده سال داشت و با شناسنامه برادر بزرگ‌تر خود به جبهه مي‌رود، سه بار مجروح شده و آخرين بار در عمليات والفجر 10 به سبب رشادتي كه از خود در نجات يك كودك انجام مي‌دهد با گاز خردل و گاز اعصاب شيميايي مي‌شود.

حجت‌الاسلام مصيب بيانوندي پيش از آن‌كه خاطره خودش را از دوران مجروحيت براي ما بازگو كند و تشريح كند كه چگونه شيميايي شده كه الآن مجبور است تا از اسپري‌هاي تنفسي مختلف استفاده كند، خود را يك طلبه جانباز بسيجي معرفي مي كند و مي گويد: بنده سمعا و طاعتا يك طلبه جانباز بسيجي هستم و تا زنده‌ام رزمنده‌ام.

بمباران شيميايي كسي را زنده نگذاشته بود

اواخر سال 66 و اوايل سال 67 بود كه در عمليات والفجر 10 به خاطر نجات يك بچه تازه متولد شده كه در قنداقه هم بود در حلبچه شيميايي شدم؛ شهرك عنب را با گاز خردل و گاز اعصاب شيميايي كرده بودند، حتي مي‌گفتند شب قبل از آن هم از گاز سيانور استفاده كرده‌اند. يادم هست كه بر اثر شيميايي شدن اين منطقه، انبوهي جنازه بر روي زمين افتاده بود.

هنوز تصوير آن بچه در جلوي چشمانم است؛ زير نعش مادرش افتاده بود، اما هنوز گازي استنشاق نكرده بود؛ اول فكر مي‌كردم عروسك است چراكه به پشت افتاده بود و مادرش هم روي او بود. من كه كاملا با مناطق كردنشين آشنايي داشتم با خودم گفتم كه دختر بچه‌هاي كرد چوب‌هايي را برمي‌دارند و دور آن پارچه‌اي را مي‌بندند تا مانند عروسك شده و با آن بازي كنند؛ شايد اين هم عروسك است، اما وقتي او را بلند كردم، ديدم بچه‌اي دو سه ماهه است. شروع كرد به نفس كشيدن و گريه كردن. آن زمان احساساتم غليان كرد؛ فورا ماسك خودم را از صورت برداشتم و بر روي صورت آن دختر بچه گذاشتم. ماسك براي صورت كوچك اين طفل بسيار بزرگ بود؛ به هر طريقي بود با چپيه ماسك را پوشانده و بچه را به ارتفاعات منتقل كردم؛ بچه هنوز زنده بود و نفس مي‌كشيد، اما به شدت گرسنه بود. مانند يك مادر از اين بچه مراقبت ‌كردم و با مقداري شير سعي كردم كه گرسنگي‌اش را برطرف كنم.

آن موقع مجرد بودم و نمي‌توانستم سرپرستي اين دختربچه را به عهده بگيرم، از اين‌رو او را پيش يكي از دوستان گذاشتم تا بزرگ شود؛ اكنون سال اول دانشگاه است؛ هر وقت اين دختر را در سلامت كامل مي‌بينم، لذت مي‌برم و شيريني و حلاوت اين جانبازي را احساس مي‌كنم.

پيش از اين‌كه شيميايي شوم در عمليات نصر 7 در قله بوالفتح و دوپازا بر اثر انفجار گلوله توپ مجروح شدم كه 40 درصد جانبازي ام حاصل اين مجروحيت بود.

آنجا مسؤوليت گروهاني را به عهده داشتم و وقتي به طرف دشمن در حركت بوديم متوجه كمين آنان نشديم كه يك دفعه توپ مستقيمي به طرف من و دو نفر از دوستان رزمنده شليك شد، آن دو به شهادت رسيدند و من هم به شدت مجروح شدم.


لحظه جانبازي از زبان يك روحاني شيميايي

1 آبان 1391-10:04:52

منبع: قربانيان سلاح شيميايي

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

شهادت آيت ا... دكترمحمد مفتح ودو پاسدار -روز وحدت حوزه ودانشگاه


همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش
در همايش همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش:

در همايش همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش:

انعقاد تفاهنامه بين ستاد كل نيروهاي مسلح و وزارت آموزش و پرورش

نمايش...

ويژه
باز نگاهي به جنگ (بخش ۵)

باز نگاهي به جنگ (بخش ۵)

سرتيپ دوم بازنشسته پاسدار دكتر محمدعلي باراني

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره