كاربر ميهمان چهارشنبه، 25 مهر 1397
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



آنقدر مي‌مانم تا شهيد شوم

مهندس عليرضا نوري، رزمنده دلاور ساروي،با آغاز جنگ تحميلي با استفاده از تجربياتي كه در دوران سربازي كسب كرده بود، يك گروه هفتاد و دو نفره از پرسنل راه آهن را آموزش نظامي داد و به نام هفتاد و دو شهيد كربلا راهي جبهه هاي جنوب شد. اين گروه در محور سوسنگرد و بستان استقرار يافت. محاصره سوسنگرد توسط همين نيروهاي اعزامي شكسته شد.

20 دي 1391-10:21:39


آنقدر مي‌مانم تا شهيد شوم
20 دي 1391-10:21:39
منبع: سايت تبيان
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

مهندس عليرضا نوري، رزمنده دلاور ساروي،با آغاز جنگ تحميلي با استفاده از تجربياتي كه در دوران سربازي كسب كرده بود، يك گروه هفتاد و دو نفره از پرسنل راه آهن را آموزش نظامي داد و به نام هفتاد و دو شهيد كربلا راهي جبهه هاي جنوب شد. اين گروه در محور سوسنگرد و بستان استقرار يافت. محاصره سوسنگرد توسط همين نيروهاي اعزامي شكسته شد.

سردار عليرضا نوري، پس از شكست محاصره سوسنگرد در سال 1359 در حماسه ديگري به نام عمليات امام علي (ع) شركت كرد كه در كوههاي اللّه اكبر در غرب سوسنگرد انجام گرفت. در اين عمليات از ناحيه پا به سختي مجروح شد و علاوه بر آن دوازده تركش به قسمتهاي مختلف بدنش اصابت كرد.

او را به بيمارستان شيراز منتقل كردند، پزشكان تصور مي كردند كه شهيد شده است و مهر شهيد به سينه او زدند. پس از مدتي متوجه شدند هنوز جان دارد و مي توان او را نجات داد. بلافاصله به تهران انتقال يافت و تحت مرقبتهاي ويژه قرار گرفت و بهبود يافت.

پس از بهبودي با عكسي كه در بيمارستان از او در زماني كه مهر شهيد به سينه داشت، گرفته بودند، عكس جديدي انداخت كه بسيار ديدني بود. يكي از خواهرانش گفت: خوشا به حالت امتحان الهي را به بهترين نحو پاسخ گفتي. با لبخندي جواب داد: خواهرم هنوز خيلي مانده است. نوري كه حدود شش سال در مناطق جنگي بود .به گفته مادرش پنجاه بار زخم برداشت كه چهار بار جراحت او شديد بود. هر بار كه مجروح مي شد سه الي چهار ماه در بيمارستان يا منزل بستري بود و بلافاصله بعد از بهبودي دوباره به جبهه هاي نبر مي شتافت.

در جريان عمليات والفجر در سال 1361 دست راستش بر اثر انفجار مين قطع شد. وي بعد از قطع دستش به همرزمانش مي گويد: امانت خدا را به او پس دادم.

در عمليات كربلاي پنج كه بسيار سخت بود روزي او را به سنگر فرا خواندند تا حكم قائم مقامي وزير راه و رئيس راه آهن كشور را به وي ابلاغ كنند ولي سردار نوري نگاهي به كوثري فرستاده وزير كرد و نگاهي به لباس خاكي خودش و عكس شهدا و سپس حكم وزير را پاره پاره كرد و گفت: آقاي كوثري! به وزير بگوييد من عليرضا نوري ساروي آنقدر در اين بيابان‌ها مي‌مانم تا شهيد شوم .»

سيد مهدي حسيني همرزم سردار شهيد عليرضا نوري روايت مي كند: «سردار نوري جانشين لشكر 27 محمد رسول الله (ص) و مسئول حراست راه آهن كل كشور بود و از فرماندهان اوليه جنگ بود. در عمليات كربلاي پنج كه بسيار سخت بود روزي او را به سنگر فرا خواندند تا حكم قائم مقامي وزير راه و رئيس راه آهن كشور را به وي ابلاغ كنند ولي سردار نوري نگاهي به كوثري فرستاده وزير كرد و نگاهي به لباس خاكي خودش و عكس شهدا و سپس حكم وزير را پاره پاره كرد و گفت: آقاي كوثري! به وزير بگوييد من عليرضا نوري ساروي آنقدر در اين بيابان‌ها مي‌مانم تا شهيد شوم .»

سردار نوري، سه روز قبل از شهادتش به همسرش مي گويد: اگر در غياب من همكارانم جهت مراجعه به تهران اينجا آمدند بدون اينكه سوالي كرده باشي با آنان حركت كن .

عليرضا، وصيت نامه خود را در تاريخ 3 دي 1365 نوشت و سرانجام در 9 بهمن 1365 در منطقه عملياتي جنوب شلمچه در حالي كه نيروهاي بسيجي را در عمليات كربلاي 5 فرماندهي و هدايت مي كرد، بر اثر اصابت تركش به ناحيه سر و سينه به شهادت رسيد.

سيد مهدي حسيني درباره نحوه شهادت وي مي گويد:

سردار عليرضا نوري، در 9 بهمن 1365 در عمليات كربلاي 5 به همراه راننده اش براي نجات يك مجروح راننده را به كنار مي كشد و خود به جاي راننده مي نشيند. اما در ادامه راه در اثر انفجار خمپاره و اصابت تركش به ماشين و سر و صورت و سينه به شهادت مي رسد.


آنقدر مي‌مانم تا شهيد شوم

20 دي 1391-10:21:39

منبع: سايت تبيان

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

عمليات ميمك -ارتفاعات منطقه مرزي


همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش
در همايش همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش:

در همايش همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش:

انعقاد تفاهنامه بين ستاد كل نيروهاي مسلح و وزارت آموزش و پرورش

نمايش...

ويژه
باز نگاهي به جنگ (بخش ۵)

باز نگاهي به جنگ (بخش ۵)

سرتيپ دوم بازنشسته پاسدار دكتر محمدعلي باراني

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره