كاربر ميهمان چهارشنبه، 30 خرداد 1397
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



مروري بر زندگي جانباز شيميايي شهيد مجيد نورتقي كه دهه اول صفر امسال آسماني شد

عاشق حضرت علي اصغر(ع) بود. ارادت ويژه‌اي به فرزند خردسال امام حسين(ع) داشت و هرگاه مشكلي پيدا مي‌كرد به هيئت حضرت علي اصغر متوسل مي‌شد. محرم بود كه حالش رو به وخامت گذاشت و به كما رفت. محرم تمام شد و ماه صفر آمد تا «مجيد نورتقي» را با خود ببرد. انگار قرار بود تا آقا مجيد در يكي از اين دو ماه برود. دو ماهي كه مخصوص شيعيان است و آنها ارادت خودشان را به اهل بيت نشان مي‌دهند.

24 دي 1391-11:11:17


مروري بر زندگي جانباز شيميايي شهيد مجيد نورتقي كه دهه اول صفر امسال آسماني شد
24 دي 1391-11:11:17
منبع: جوان آنلاين
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

جامانده‌اي كه صاحبش او را با خود برد!

عاشق حضرت علي اصغر(ع) بود. ارادت ويژه‌اي به فرزند خردسال امام حسين(ع) داشت و هرگاه مشكلي پيدا مي‌كرد به هيئت حضرت علي اصغر متوسل مي‌شد. محرم بود كه حالش رو به وخامت گذاشت و به كما رفت. محرم تمام شد و ماه صفر آمد تا «مجيد نورتقي» را با خود ببرد. انگار قرار بود تا آقا مجيد در يكي از اين دو ماه برود. دو ماهي كه مخصوص شيعيان است و آنها ارادت خودشان را به اهل بيت نشان مي‌دهند. حدود دو هفته پيش يكي از جانبازان شيميايي جنگ تحميلي، خسته از زمين و آدم‌هايش، راه آسمان‌ها را در پيش گرفت، پرواز كرد و رفت و زمين به يكباره يكي از مردان خوب خودش را از دست داد. دقايقي، همكلام جانباز اكبر مقدم، نزديك‌ترين دوست شهيد مجيد نورتقي شديم تا همراه او صفحات زندگي مجيد را مروري دوباره كنيم. مقدم ۴۷ ساله، دو سالي از مجيد بزرگ‌تر بود و از همان دوران كودكي بيشتر روزهاي خود را با مجيد پيوند زده بود. اكبر تعريف مي‌كند كه بيشتر مردم فكر مي‌كردند ما دو برادر هستيم و هيچ وقت متوجه نشدند كه ما با هم برادر خوني نيستيم. خود مجيد هم از اين موضوع رضايت داشته و مي‌گذاشته تا همين تصور باقي بماند. مقدم مي‌گويد كه حتي بعضي‌ها در محل، من را اكبر نورتقي صدا مي‌زدند يا به او مجيد مقدم مي‌گفتند. دوستان مي‌گفتند وقتي اكبر و مجيد با هم نيستند آدم احساس غربت مي‌كند. در كار وقتي با هم اختلاف پيدا مي‌كردند حرفي كه اكبر مي‌گفت را مجيد انجام مي‌داد و كاري كه مجيد مي‌گفت را اكبر انجام مي‌داد. همه از اين دوستي متعجب بودند. نه اكبر رفيقي مثل مجيد داشت و نه مجيد رفيقي مثل اكبر. به راستي واژه برادري چقدر برازنده چنين دوستي است. يك خط قرمز مجيد در زندگي‌اش، دوستي‌اش با اكبر بود. به اكبر مي‌‌‌‌‌‌‌گفت خط قرمز ما همديگر هستيم.

دوران كودكي

مجيد در كوچه پس كوچه‌هاي محله جليلي و در خانواده‌اي انقلابي به دنيا آمد. او همراه سه خواهر ديگرش خانواده‌اي شش نفره را تشكيل مي‌داد. اما ديري نپاييد كه پدر خانواده، زندگي دنيوي را بدرود گفت و به ديار باقي شتافت. مجيد خيلي كوچك بود كه طعم يتيمي را چشيد. شش ساله بود كه با اكبر آشنا شد و ديگر دوستي اين دونفر آغاز شد تا آخرين روزهاي عمر مجيد. مانند هر كودك ديگري روزهايشان را با درس خواندن و مدرسه رفتن و بازي در كوچه‌ها مي‌گذراندند. تا اينكه در همان ايام نوجواني با شهيد قلي‌زاده آشنا شدند. مردي كه به زندگي اين دو نفر سمت و سو و جهت داد. قلي‌زاده كه صاحب كتابخانه‌اي بود به مجيد و اكبر كتاب مي‌داد تا اوقات فراغت اين دو با كتاب پر شود. غير از كتاب دادن، براي بچه‌هاي محل جلسه مي‌گذاشت و احكام و نماز يادشان مي‌داد. بعضي اوقات هم مباحث سياسي را در حدي كه به فهم بچه‌ها برسد به آنها مي‌گفت.

روزهاي انقلاب

روزهاي نوجواني اين دو دوست، به اين طريق مي‌گذشت كه بحبوحه انقلاب رسيد. شور و هيجاني تازه در رگ‌هاي مردم به خروش آمد و كف خيابان‌ها به صحنه‌هاي نبرد مردم و ارتش شاهنشاهي تبديل شد. مجيد و اكبر هم در اين مبارزات شركت كرده و پا به پاي ديگرمردم تا جايي كه مي‌توانستند فعاليت مي‌كردند. بيشتر كارشان هم پخش سخنراني و صحبت‌هاي امام بود كه روي نوارها ضبط مي‌شد. نوارها را به اين‌ور و آن‌ور مي‌بردند تا به دست انقلابيون برسد. قرار هم گذاشته بودند كه اگر دستگير شدند بگويند نوار و اعلاميه‌ها را از داخل جوي آب پيدا كرد‌ه‌اند. مدام در حال گريز و فرار از دست مأموران بودند. تا اينكه در راهپيمايي‌هاي روز عاشورا همراه شهداي ديگر مثل حسين مغاري، حسينعلي حسيني، ولي‌الله رسولي گروهي را تشكيل دادند و پر شورتر به فعاليت‌هاي انقلابي پرداختند. برادر بزرگ‌تر اكبر، محرمعلي همراه شهيدان حسن قلي‌زاده و عبدالهادي، استاد اين دو دوست شده بودند. اين چند نفر كه بزرگ‌تر از همسالان اكبر و مجيد بودند آنها را تشويق مي‌كردند و راه و روش درست را به آنها نشان مي‌دادند. آنها هيئت مي‌زدند و بچه‌ها را سازماندهي مي‌كردند تا بهتر دنبال كارهاي انقلابي بروند.

دوران دفاع مقدس

بعد از انقلاب، زماني كه صدام آتش جنگ را روشن كرد، اكبر زودتر از دوست ديرينش به جنگ رفت. مجيد هم يك سال بعد لباس رزم بر تن كرد و در منطقه ماموت عراق و پادگان‌هاي سمت كردستان مشغول جنگ شد. در جبهه و جنگ هم اين دو دوست به هم رسيدند و سعي كردند تا در فرصت‌هايي كه وجود دارد كنار هم باشند.

مجيد در عمليات والفجر۸ از ناحيه شكم مجروح شد و به عقب برگشت. اما به محض بازيافتن سلامتي‌اش دوباره به جبهه‌ها برگشت و در منطقه ماند. مجيد به غير از مبارزه با بعثي‌ها، روحيه امر به معروف و نهي از منكر خودش را در جبهه‌ها حفظ كرده بود و سعي مي‌كرد تا از اين كار غافل نشود.


مروري بر زندگي جانباز شيميايي شهيد مجيد نورتقي كه دهه اول صفر امسال آسماني شد

24 دي 1391-11:11:17

منبع: جوان آنلاين

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش
در همايش همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش:

در همايش همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش:

انعقاد تفاهنامه بين ستاد كل نيروهاي مسلح و وزارت آموزش و پرورش

نمايش...

ويژه
باز نگاهي به جنگ (بخش ۵)

باز نگاهي به جنگ (بخش ۵)

سرتيپ دوم بازنشسته پاسدار دكتر محمدعلي باراني

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره