كاربر ميهمان پنجشنبه، 8 خرداد 1399
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



دو روز سرگرداني در آب هاي نيلگون خليج فارس

- حسين دنبالشان كنيم؟ موافقت كردم و به تعقيب شان پرداختيم، همان طور كه ميگ ها را دنبال مي كرديم، بدون اين كه متوجه شويم از مرز كشور خارج شديم. درحالي كه ماموريت ما چيز ديگري بود ولي در آن حال مجبور به تعقيب ميگ ها بوديم.

18 آبان 1387-09:15:26


- حسين دنبالشان كنيم؟

موافقت كردم و به تعقيب شان پرداختيم، همان طور كه ميگ ها را دنبال مي كرديم، بدون اين كه متوجه شويم از مرز كشور خارج شديم. درحالي كه ماموريت ما چيز ديگري بود ولي در آن حال مجبور به تعقيب ميگ ها بوديم.

هر لحظه بر سرعت و ارتفاع ميگ ها افزوده مي شد. مثل اين كه صدها فروند جنگنده آنها را دنبال كرده باشند، به سرعت از ديد ما پنهان شدند. به رضا كه در كابين عقب نشسته بود گفتم:

- رضا برگرديم؟

او گفت:

- بله ديگه خبري نيست بهتره برگرديم.

چند دقيقه بعد وارد فضاي كشورمان شديم و با خيال راحت به پرواز ادامه داديم. از اين كه نتوانسته بودم ماموريت اصلي ام را انجام دهم ناراحت بودم، ولي از طرف ديگر به دليل اين كه توانسته بودم ماموريت ديگري را انجام داده و باعث متواري شدن هواپيماهاي دشمن شوم، خوشحال بودم. تصميم گرفتم بعد از زدن سوخت، دوباره برگردم و ماموريتم را انجام دهم. سوييچ راديو را فشار دادم و كابين عقب را نيز از تصميمم با خبر كردم.

هواپيمايم مورد هدف قرار گرفت

ناگهان صداي انفجار شديد و تكان هاي هواپيما باعث شد جمله يا حضرت عباس را به زبان بياورم و تا خواستم به خودم بيايم، همه چيز تمام شده بود. هواپيما با شتاب شديدي به سمت آب هاي خليج فارس درحال سقوط بود. از رضا هيچ خبري نداشتم. تنها راه باقي مانده، خروج با چتر بود. لذا با كشيدن دستگيره پرتاب خود را در آسمان معلق ديدم. در حين فرود، به دنبال رضا گشتم اما جز چتر خودم، چتر نجات ديگري باز نبود. هواپيما هم كه در آتش مي سوخت با به جا گذاشتن دود سياه و غليظي مانند شهابي آسماني، به قعر آب هاي خليج فارس فرو رفت و لحظاتي بعد نيز دود حاصله از آتش در آسمان منطقه محو شد.

پاهايم در آب فرو رفت و چتر نجات نيز به آرامي روي آب قرار گرفت. يك لحظه زير آب رفتم. سنگيني پوتين ها و لباس پرواز، شنا را برايم مشكل مي كرد اما با تمرين هايي كه قبلا داشتم، خيلي زود توانستم به اين مشكل فايق آيم و خودم را از قيد و بند چتر نجات كه هر چند لحظه يك بار بر اثر بادي كه در ان مي افتاد مرا يدك مي كشيد، رها سازم. قايق نجات در فاصله كمي از من در ميان آب بالا و پايين مي رفت. (منظور قايق كوچكي است كه هنگام پرتاب خلبان در لحظه هاي اضطراري همراه خلبان وجود دارد.)

ماهي ها رهايم نمي كردند

شنا كنان به سوي قايق لاستيكي به حركت درآمدم. هنوز كمي به قايق فاصله داشتم كه احساس كردم لباس پروازم از هر طرف به سويي كشيده مي شود. با وحشت نگاهي به اطرافم انداختم. ماهي هاي ريز و درشتي دورم حلقه زده بودند و هر كدام گوشه اي از لباس پروازم را به دهان گرفته و به سويي مي كشيدند. از ترس اين كه مبادا خوراك ماهي ها شوم، با سرعت بيشتري به سمت قايق شنا كردم ولي انگار ماهي ها نمي خواستند لقمه چرب و نرمي را كه به دست آورده اند به راحتي از دست بدهند.

هر بار كه دستم را براي شنا بالا مي آوردم چندين ماهي كوچك را در ميان انگشتانم مي ديدم. خوشبختانه دستكش هاي پروازي دستم بود وگرنه با آن انبوه ماهي هاي ريز و درشت اگر چه خطرناك نبودند، ولي نوك زدن مرتب شان به دست و بدنم احساس ناخوشايندي برايم به وجود مي آورد.

وقتي دستم به قايق نجات خورد رمق تازه اي گرفتم. آب را به زير پايم حلقه كردم و با شدت خود را به داخل قايق انداختم. مي دانستم كه تا ساعتي ديگر براي نجات من اقدام خواهد شد. پس با خيالي آسوده به بررسي وضع موجود پرداختم. اولين كاري كه بايد مي كردم خالي كردن آب داخل قايق بود. اما وقتي چشمم به رنگ قرمز آب افتاد ترسيدم زيرا نمي دانستم كه كدام قسمت بدنم زخم برداشته است. دستم را به صورتم كشيدم چانه ام زخم برداشته بود. رنگ آب هر لحظه تيره تر مي شد ولي چاره اي نداشتم بايد تحمل مي كردم. در همين اثنا از دور چشمم به يك قايق موتوري افتاد. با خوشحالي از كف قايق بلند شدم و فرياد زدم:

- آهاي من اين جام!

اما قايق با سرعت زيادي از من دور شد. با چشمانم قايق را كه تنها اميد نجاتم بود تعقيب كردم تا به نقطه اي تبديل شد و سرانجام در بي نهايت دريا گم شد. نگاهي به اطرافم انداختم تا شايد رضا را بيابم، اما هيچ خبري از او نبود. با خودم گفتم شايد رضا شهيد شده باشد ...

شروع به فرستادن علائم براي نجات كردم ولي ...

نگاهي به آبهاي اطراف خود انداختم از سياهي آب كه بر اثر موج به وجود آمده بود ترسيدم. خدا خدا مي كردم تا هر چه زودتر هلي كوپتر نجات برسد وگرنه با شروع طوفان و يا حتي يك باد ضعيف، مشكل مي توانستم درون قايق لاستيكي خود را كنترل كنم. سرم را به سوي آسمان گرفتم و گفتم:

- خدايا شكر!

همان طور كه سرم به سوي آسمان بود و نجوا مي كردم، چشمم به نقطه اي سفيد افتاد. فورا راديو را در دست گرفتم و گفتم:


دو روز سرگرداني در آب هاي نيلگون خليج فارس

18 آبان 1387-09:15:26

منبع: سايت ساجد

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبيرسايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   0

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

فصلنامه
فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه‌ي علمي- ترويجي مطالعات دفاع مقدس، مقالات علمي اساتيد و پژوهشگران گرامي را در حوزه‌هاي ذيل مورد‌پذيرش قرار مي‌دهد.

نمايش...

بيانيه گام دوم انقلاب
گام دوم انقلاب

گام دوم انقلاب

بيانيه‌ي گام دوم رهبرانقلاب به مناسب 40 سالگي انقلاب اسلامي

نمايش...

فرآيند طرح‌هاي جايگزين و كسري خدمت مقدس سربازي
فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

متقاضيان استفاده از طرح جايگزين يا كسر خدمت پس از مطالعه شرايط زير ضمن رعايت تمامي شرايط اقدام نمايند.

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحب‌نظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره