روايت عكاس از لحظه شهادت رزمنده

وقتي به مقر رسيدم، خيلي از بچه‌ها به دليل تأخيرم ناراحت بودند؛ شهيد حدادعادل با ناراحتي گفت «آقاي بيات! كجا بودي؟ برو داخل سنگر» دقايقي طول نكشيده بود كه فرياد بچه‌ها بلند شد؛ وقتي بيرون آمدم ديدم «مجيد حدادعادل» به شهادت رسيده است كه بلافاصله از پيكر بي‌جانش عكس گرفتم....

نام فرستنده:
ايميل گيرنده:
توضيحات: