عباس گفت: خانم! ديگر من را نمي‌بيني

همسر شهيد عباس بابايي:گفت مليحه خواهش مي‌كنم ناراحت نباش. آنجا صبر را از خدا بگير، گفتم: يعني چه؟ گفت مي‌خواهم بگويم برگشتي من را نمي‌بيني. گفتم اين چه حرفي است كه به اين راحتي مي‌زني؟...

نام فرستنده:
ايميل گيرنده:
توضيحات: