كاربر ميهمان شنبه، 4 آذر 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 




 
 اشكم را درآورد
26 شهريور 1387-08:26:08خاطره
اشكم را درآورد

حدود يك ماه بود كه از مرخصي برگشته بودم منطقه. هر روز مي رفتم باجه پست و سراغ نامه رو مي گرفتم، اما دست از پا درازتر برمي گشتم. حسابي كلافه شده بودم تا اين كه يك روز برادري كه نامه ها را توزيع مي كرد مرا خواست و نامه اي كه يك دانش آموز ناشناس براي جبهه و رزمندگان نوشته بود به دستم داد و گفت: بخوان و جواب بده....

26 شهريور 1387-08:26:08 ادامه مطلب


 
 عشق به شهادت در شهدا/ شهيد «سيد مرتضي شفيعي»
26 شهريور 1387-08:21:53عمومي
عشق به شهادت در شهدا/ شهيد «سيد مرتضي شفيعي»

طلبه ي بسيجي شهيد «سيد مرتضي شفيعي» علاقه ي خاصي به فرمانده شهيد گروهان اخلاص «مجيد غزيعلي» داشت و در فراق او مي سوخت. او كه دانشجوي رتبه ي بيست و يكم رشته ي حقوق دانشگاه تهران بود، به عشق شهادت و وصال مجيد لحظه شماري مي كرد....

26 شهريور 1387-08:21:53 ادامه مطلب


 
 عبارت هاي آشنا (2)/ شهيد «حاج عبدالله نوريان»
26 شهريور 1387-08:18:47عمومي
عبارت هاي آشنا (2)/ شهيد «حاج عبدالله نوريان»

فرمانده شهيد «حاج عبدالله نوريان» وجودش مالامال از عشق به شهادت بود. يك روز با گريه به من مي گفت: «حاج آقا! من همه ي كارهاي لازم براي شهادت را انجام داده ام. همه ي شرايط را به نظر خودم آماده كرده ام. فقط يك چيز مانده كه شما بايد كمك بكنيد.» بعد ادامه داد: «فقط مي خواهم چند روز برايم مصيبت اهل بيت بخوانيد. چون احساس مي كنم كمبود گريه دارم. تو را به خدا به من كمك كنيد.» به او گفتم حاجي! تو حالا حالاها كار داري و بايد بچه ها را به كربلا ببري....

26 شهريور 1387-08:18:47 ادامه مطلب


 
 عشق به شهادت در شهدا(1)
26 شهريور 1387-08:15:42عمومي
عشق به شهادت در شهدا(1)

«حيدر» عشق و علاقه ي عجيبي به حضور در جبهه و شركت در عمليات داشت. يك روز كه به مرخصي آمده بود به او گفتم: «مادرجان! من يك بار داغ ديده ام، بس است. «حسن» برادرت شهيد شده، لااقل تو بمان و از زن و فرزندت نگهداري كن.» اما حيدر پاسخ داد: «مادر! حسن براي خودش توشه تهيه كرد و رفت و همه ي ما بايد به فكر خودان باشيم....

26 شهريور 1387-08:15:42 ادامه مطلب


 
 سخنان علمدار خميني شهيد حاج حسين خرازي
26 شهريور 1387-08:11:29عمومي
سخنان علمدار خميني شهيد حاج حسين خرازي

ما لشگر امام حسينيم، حسين وار هم بايد بجنگيم، اگر بخواهيم قبر شش گوشه امام حسين (ع) را در آغوش بگيريم كلامي‌ و دعايي جز اين نبايد داشته باشيم: «اللهم اجعل محياي محيا محمد و آل محمد و مماتي ممات محمد و آل محمد.»...

26 شهريور 1387-08:11:29 ادامه مطلب


 
 فدايي حضرت زهرا شدم
25 شهريور 1387-10:56:41خاطره
فدايي حضرت زهرا شدم

مجروح شده بودم. بدجوري درد مي كشيدم. تكان هاي شديد آمبولانس كه به سرعت از جاده وسط درياچه ماهي شلمچه عبور مي كرد مزيد بر علت بود. دلم مي خواست فرياد بكشم. كنارم دو زخمي كم سن و سال ديگر نيز بودند كه حال يكي خراب بود. از درد مثل مار به خود مي پيچيد. با اين حال سعي مي كرد به دوستش روحيه بدهد....

25 شهريور 1387-10:56:41 ادامه مطلب


 
 شهيده طاهره هاشمي
25 شهريور 1387-10:46:46خاطره
شهيده طاهره هاشمي

عصر آن روز، درگيري به قسمت جنوبي شهر كشيده شده بود و ما در غرب جاده هراز، مستقر بوديم. گروهك ها در سمت شرق جاده، در ميان باغ ها و جنگل ها كمين كرده بودند. اين نقطه اوج درگيري دو جبهه بود. ناگهان از دور ديديم كه دو دختر جوان چادري در حال دويدن از عرض خيابان اند. بچه ها به آنها اشاره كردند كه برگردند. اما گويي متوجه نشدند. همه با وحشت و نگراني، نگاهشان مي كرديم....

25 شهريور 1387-10:46:46 ادامه مطلب


 
 سه آرزو
25 شهريور 1387-10:34:31خاطره
سه آرزو

سيد علي هميشه مي گفت: «من سه آرزو دارم. اول اين كه خداوند فرزندي به ما عطا فرمايد تا بعد از شهادت من دلخوشي اي باشد براي همسرم. دوم اين كه خدا خانه اي به ما بدهد تا همسر و فرزندم بعد از من مشكل سرپناه نداشته باشند و سومين آرزويم زيارت خانه ي معبود و زيارت قبر جدم رسول الله (ص) است.»...

25 شهريور 1387-10:34:31 ادامه مطلب


 
 كتاب خاطرات دفاع مقدس زهرا حسيني رونمايي شد
25 شهريور 1387-10:30:42گزارش
كتاب خاطرات دفاع مقدس زهرا حسيني رونمايي شد

مرتضي سرهنگي - مدير دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه‌ي هنري - در سخناني در اين مراسم گفت: كتاب «دا» روايتي است از روزهاي مقاومت در خرمشهر به همراه مقدمه‌اي براي آشنايي با راوي كتاب؛ به اين ترتيب كه با او وارد خرمشهر مي‌شويم و شاهد زندگي خوبش در كنار خانواده‌اش هستيم تا دوران مقاومت سي‌ و چندروزه‌ي خرمشهر و حوادث بعدي. در اين اثر با پدر فوق‌العاده‌اي روبه‌روييم و راوي در زمان شروع جنگ، 17 سال داشته است....

25 شهريور 1387-10:30:42 ادامه مطلب


 
 داستاني از ايثارگري‌هاي شهيد صياد شيرازي در فتح خرمشهر1
25 شهريور 1387-10:25:43خاطره
داستاني از ايثارگري‌هاي شهيد صياد شيرازي در فتح خرمشهر1

در مرحله دوم عمليات، بعد از هفده ماه براي اولين بار نيروهاي قرارگاه فتح به نقطه مرزي رسيدند؛ اگر اين اتفاق در جبهه نصر هم مي‌افتاد محاصره خرمشهر دور از دسترس نبود اما عراقي‌ها مي‌فهميدند كه خرمشهر چه تاثيري در سرنوشت جنگ دارد. بنابراين تمامي توان خود را به ايستگاه حسيني و شلمچه ريخته بودند تا چنين نشود....

25 شهريور 1387-10:25:43 ادامه مطلب



فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره