كاربر ميهمان دوشنبه، 3 مهر 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 




 
 گفتگوي با سردار اسدالله ناصح-1/ بعضي از آقايان به امام نامه مي‌نوشتند كه ما امكانات نداريم
10 مرداد 1391-10:19:47گفتگو
گفتگوي با سردار اسدالله ناصح-1/ بعضي از آقايان به امام نامه مي‌نوشتند كه ما امكانات نداريم

   1

در جنگ ما آقايان مسئول نامه مي‌نويسند به امام و يا به فلان بخش دولت و مي‌گويند ما نمي‌توانيم امكانات خواسته شده را فراهم كنيم و مردم هم بيش از اين نمي‌توانند تحمل كنند. سرتيپ پاسدار اسدالله ناصح به سال 1332 در بيرجند از توابع استان خراسان جنوبي به دنيا آمد. اين سردار سپاه پاسداران مانند بسياري ديگر از خيل سربازان خميني با آغاز جنگ تحميلي به جنگ با دشمن بعثي پرداخت و تا لحظه آخر در صحنه نبرد حضور داشت. آنچه خواهيد خواند گفتگويي است كه به بهانه عمليات مرصاد با سردار ناصح انجام شده است....

10 مرداد 1391-10:19:47 ادامه مطلب


 
 ماشين را كه ديدم تازه فهميدم با منافقين مي‌جنگيم
10 مرداد 1391-10:16:30روايت
ماشين را كه ديدم تازه فهميدم با منافقين مي‌جنگيم

   1

بعد از قبول قطع نامه توسط جمهوري اسلامي ايران در 26 تيرماه 1367 همه مردم فكر مي كردند ديگر جنگ تمام شد. از آتش بس چند روزي بيشتر نمي گذشت كه دوباره زمزمه عملياتي ديگر در غرب كشور آغاز شد اما اين بار دشمن عراقي نبود بلكه منافقيني بودند كه آماده شده بودند براي ريختن خون هم وطنانشان. رزمندگاني كه هشت سال در جنگ حضور داشتند دوباره به منطقه اعزام شده و دست منافقين را از غرب كشور كوتاه كردند. آنچه پيش روي شماست خاطرات يكي از رزمندگان است از اين عمليات....

10 مرداد 1391-10:16:30 ادامه مطلب


 
 وقتي هواپيماهاي دشمن را اشتباه گرفتم
10 مرداد 1391-10:13:43گزارش
وقتي هواپيماهاي دشمن را اشتباه گرفتم

   1

ما در سكوت مطلق راديويي تا نقطه IP (شروع حمله) ادامه داديم و در آنجا ضمن بررسي مهمات و در آخر آماده سازي سوييچ‌ها، شروع به كاهش ارتفاع تا بيست متري زمين كرديم تا از آسيب‌ سيستم‌هاي پدافندي در امان باشيم. خلبانان جان بركف نيروي هوايي انصافا نقش به سزايي در پيروزي رزمندگان در سال‌هاي دفاع مقدس داشتند و تاريخ هيچ گاه اين نقش را فراموش نخواهد كرد:...

10 مرداد 1391-10:13:43 ادامه مطلب


 
 از فروغ جاويدان تا مرصاد-3/ استعداد منافقين براي انجام عمليات مرصاد
10 مرداد 1391-10:07:51عمومي
از فروغ جاويدان تا مرصاد-3/ استعداد منافقين براي انجام عمليات مرصاد

   1

طي همين 2 روز افراد پايگاه بديع به مرور آزاد شده و به قرارگاه اشرف رفته و در سازمان تيپ‌ها قرار مي‌گرفتند. منافقين براي شروع حمله در مرداد 1367 تمام استعداد خود را در قالب ارتش آزاديبخش جمع كرده و با همه توان به سمت ايران حركت كردند. آنچه خواهيد خواند آماري است از آنچه منافقين در عمليات مرصاد به كار گرفتند....

10 مرداد 1391-10:07:51 ادامه مطلب


 
 شهيدي تفحص شده با دست و پاي بسته
9 مرداد 1391-12:33:34عمومي
شهيدي تفحص شده با دست و پاي بسته

   1

پيكر اين شهيد كه پس از 12 سال، چهره نمايانده است، ويژگي بسيار بارز و تكان دهنده اي دارد. دست ها و پاهاي جسد با سيم تلفن بسته شده و در غربت و مظلوميت بي مانندي، به احتمال قوي ، زنده به گور شده است. عكسي كه مي بينيد ، در ارديبهشت ماه سال 1373 ، توسط «احسان رجبي» به ثبت رسيده است. محل عكس برداري ، ارتفاع 112 ، واقع در شمال منطقه ي عملياتي «فكه» است....

9 مرداد 1391-12:33:34 ادامه مطلب


 
 سومين جشنواره خاطره‌نويسي دفاع‌مقدس مازندران برگزار مي‌شود
9 مرداد 1391-11:45:23فراخوان
سومين جشنواره خاطره‌نويسي دفاع‌مقدس مازندران برگزار مي‌شود

   1

سومين جشنواره خاطره‌نويسي دفاع مقدس مازندران 25 دي‌ماه امسال برگزار مي‌شود. سيدمهدي كياءالحسيني با اعلام اين خبردر جلسه ستاد دفاع مقدس كه در محل استانداري مازندران برگزار شد، افزود: اين جشنواره با موضوع خاطرات رزمندگان مازندراني از «عمليات والفجر 10 » برگزار مي‌شود....

9 مرداد 1391-11:45:23 ادامه مطلب


 
 اين شهيد قبل از شهادت به مرحله يقين رسيد
9 مرداد 1391-11:25:49عمومي
اين شهيد قبل از شهادت به مرحله يقين رسيد

   1

منطقه آذربايجان‌غربي، «زين‌العابدين ابراهيم اوغلي» بيست و پنجم شهريور ماه سال 1338 در محله «كامران» خوي به دنيا آمد. در سه سالگي مادرش را از دست داد و سرپرستي او بر عهده مادربزرگش قرار گرفت. سال‌هاي اول تا چهارم ابتدايي را در دبستان پهلوي و سال‌هاي پنجم و ششم را در دبستان نقيبي پشت سر گذاشت. سپس وارد دبيرستان اميركبير شد و سال سوم را در دبيرستان خاقاني به اتمام رساند....

9 مرداد 1391-11:25:49 ادامه مطلب


 
 وصيت كرده‌ام موهايم را مادرم شانه كند
9 مرداد 1391-10:19:59عمومي
وصيت كرده‌ام موهايم را مادرم شانه كند

   1

وقتي داشت اعزام مي‌شد، به مادر گفت: «ببين مادر جان! اگر روزي آمدند و گفتند، عكس حسن را بده، دلمان برايش تنگ شده، بدان كه حسنت شهيد شده است.» دفاع هشت ساله ما از سرزمين پهناور ايران اسلامي، درون خود هزاران قصه نانوشته دارد كه هر يك از آن قلب ها را بزرگ و انسان را خدايي تر مي كند. گاهي يك لحظاتي است! بسيار «كوتاه»، با اتفاق هاي بزرگي كه درون خود دارد، پشت هزاران سال را مي لرزاند. آن وقت از همان لحظه هاي كوتاه، موج هاي بزرگي در عالم فرا گير مي شود....

9 مرداد 1391-10:19:59 ادامه مطلب


 
 وضعيت اسناد دفاع‌مقدس؛ديروز،امروز و فردا؛ گفت‌وگو با سرهنگ فرامرزي
9 مرداد 1391-10:06:21گفتگو
وضعيت اسناد دفاع‌مقدس؛ديروز،امروز و فردا؛ گفت‌وگو با سرهنگ فرامرزي

   3/5

رييس مركز ملي اسناد و كتابخانه دفاع‌مقدس گفت: در بحث اسناد دفاع مقدس وضعيت قابل قبولي نداريم. سرهنگ «كاظم فرامرزي» توضيح داد: جنگ تحميلي هشت ساله عراق عليه ايران به جهت زماني، برهه‌اي قابل اعتنا است كه بر لايه‌هاي اقشار مختلف تاثير گذاشت و هر چند سازمان‌هاي نظامي و غيرنظامي فعاليت‌هاي زيادي در زمينه جمع‌آوري اسناد دفاع مقدس انجام داده‌اند اما با نتيجه مطلوب فاصله داريم....

9 مرداد 1391-10:06:21 ادامه مطلب


 
 ماجراي اسارت سيد عباس چه بود
9 مرداد 1391-09:57:28روايت
ماجراي اسارت سيد عباس چه بود

   1

سيد عباس تعريف اسارتش كرد و گفت: در سال 60 در لشكر قزوين بودم. شب بچه هاي اطلاعات رفته بودند شناسايي و يكي از بچه ها به شهادت رسيد و بقيه فرار كردند. در سال 60 وقتي كه از كردستان برگشتم كازرون، شنيدم كه «جلال نوبهار» در جبهه دهلاويه مجروح شده است. يك شب به منزل ايشان رفتم و او از نحوه مجروح شدنش برايم چنين گفت: من مسئوليت محور را به عهده داشتم يك روز صبح يك استوار ارتشي از لشكر 16 قزوين با موتور آمد و گفت: مسئول اينجا چه كسي است؟...

9 مرداد 1391-09:57:28 ادامه مطلب



فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره