كاربر ميهمان دوشنبه، 20 آذر 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 




 
 خمپاره شصتي كه در خواب غافلگيرم كرد
6 دي 1390-12:19:41عمومي
خمپاره شصتي كه در خواب غافلگيرم كرد

   1

خرداد 66، بعد از چند جراحت سطحي، در قلعه ويزان مهران، خمپاره شصتي بي‌چشم و رو، در خواب غافلگيرم كرد و خانه‌نشين شدم. تصوير تزئيني است به گواهي شناسنامه‌ام، بيستم فروردين ماه 1345، در روستاي كوميان از توابع آزادشهر مازندران، پا بر اين تاول معلق در فضا گذاشتم. پدر و مادرم، هر دو بي سواد بودند....

6 دي 1390-12:19:41 ادامه مطلب


 
 پاي صحبت هاي يك رزمنده هنرمند: از  موقعيت شهيد حاج همت  تا   آخرين تصوير دنيا
6 دي 1390-11:50:30گفتگو
پاي صحبت هاي يك رزمنده هنرمند: از موقعيت شهيد حاج همت تا آخرين تصوير دنيا

   1

امير مقدم برومند:مدتي پيش شنيديم رزمنده جواني كه با شيطنت خاص خود و كشيدن كاريكاتور سر صدام و علم كردنش جلوي سنگر عراقي ها، ترس و عصبانيت دشمن را برانگيخته بود، در بستر بيماري است و مونسش شده همان عكس هايي كه با نگاتيو هاي فاسد چند سال پيش توي جبهه از مناطق عملياتي و رزمنده ها گرفته است. صداي پر از رنج و دردش هنوز شوق گفتن حرف هاي آن دوران را دارد....

6 دي 1390-11:50:30 ادامه مطلب


 
 حيف بود اگر حاج حسن شهيد نمي شد
6 دي 1390-11:32:50گفتگو
حيف بود اگر حاج حسن شهيد نمي شد

   1

لحظه رفتن حاج حسن، با شناختي كه از او داشتم حيفم مي آمد ايشان شهيد نشود. آن لحظه به او گفتم: خداحافظ حاج حسن، خوش به حالت، دست ما را هم بگير. از خردسالي مي شناختمش. از همان زمان يك سر و گردن از تمام بچه هاي محل بالاتر بود. اصلا جوان زمان خود نبود. وقتي كمي بزرگتر شد همه بچه هاي محل فهميدند حسن حتي با برادرانش هم خيلي فرق دارد. اين تفاوت در زمان جنگ بيشتر آشكار شد. بدون داشتن حتي يك توپ، فرمانده توپخانه شد....

6 دي 1390-11:32:50 ادامه مطلب


 
 انديشكده مطالعات راهبردي آمريكا:كشورهاي حاشيه خليج فارس تمايلي به رويارويي با كشور قدرتمند ايران ندارند
6 دي 1390-11:29:40گزارش
انديشكده مطالعات راهبردي آمريكا:كشورهاي حاشيه خليج فارس تمايلي به رويارويي با كشور قدرتمند ايران ندارند

   1

انديشكده مطالعات راهبردي آمريكا در گزارشي نوشت كه كشورهاي حاشيه خليج فارس هيچ تمايلي به رويارويي با كشور قدرتمند ايران ندارند. «اندرو تريل»، تحليلگر انديشكده « مطالعات راهبردي آمريكا»، در مقالهاي تحت عنوان رقابت ايران و عربستان و آينده امنيت خاورميانه مي‌نويسد: آينده عراق نگراني اصلي هر دو كشور ايران و عربستان و همين طور آمريكا محسوب مي‌شود....

6 دي 1390-11:29:40 ادامه مطلب


 
 خاطرات بيسيمچي حاج حسين بصير جانباز شيبميائي علي اماني؛ شام غريبان عمليات كربلاي چهار هيچ ذكري بالاتر از گريه نبود
6 دي 1390-11:25:51خاطره
خاطرات بيسيمچي حاج حسين بصير جانباز شيبميائي علي اماني؛ شام غريبان عمليات كربلاي چهار هيچ ذكري بالاتر از گريه نبود

   1

اول دي ماه «1365» شلمچه ام، غروب بود، حاج بصير چند تا نامه محرمانه به من داد، گفت: برو اين ها را به فرمانده گروهان يك و دو سه تحويل بده و بيا، نامه ها را گرفتم فوري سوار موتور شدم، رفتم خط نامه ها را تحويل دادم و برگشتم، خيلي راه نبود، صحبت شد كه چند روز ديگر بايد آماده باشيم براي يك اتفاق بزرگ......

6 دي 1390-11:25:51 ادامه مطلب


 
 مردي هفده سال زندگي كرد، ولي هنگام شهادت سي و پنج ساله بود!
6 دي 1390-11:22:14روايت
مردي هفده سال زندگي كرد، ولي هنگام شهادت سي و پنج ساله بود!

   1

پيش از اين آدم هاي به كما رفته را فقط در فيلم ها ديده بودم، ولي حالا قلبم به كما رفته و فكر و زندگي ام را تعطيل كرده بود. از همه ي آشنايان اهل دل، طلب دعا مي كردم. انديشه ي اين كه مادرم در حال سپري كردن چه حالاتي است، سخت فكرم را مشغول كرده بود، كه يكي از دوستان را ديدم. جمله اي گفت و شيرازه ي ذهنم را درست و حسابي به هم ريخت....

6 دي 1390-11:22:14 ادامه مطلب


 
 نگاهي به وصيت نامه يك قرباني سلاح هاي شيميايي:  شهيد  سيد جلال سعادت : درك و حب ولايت فقيه از بالاترين توفيقات الهي است
6 دي 1390-11:08:29يادداشت
نگاهي به وصيت نامه يك قرباني سلاح هاي شيميايي: شهيد سيد جلال سعادت : درك و حب ولايت فقيه از بالاترين توفيقات الهي است

   1

متولد سال 1348 در سن هفده سالگي در عمليات كربلاي پنج به افتخار جانبازي نائل گرديد و در سن 34 سالگي جرعه نوش باده شهادت گرديد در طول 17 سال دوران جانبازي 19 بار جهت معالجه به آلمان اعزام شد و بيش از 100 بار مورد عمل جراحي قرار گرفت. فرازهايي از وصيت نامه شهيد حاج سيد جلال سعادت را مي خوانيم: اينجانب سيد جلال سعادت فرزند سيد عبدالهادي ( حاج سيد حبيب ) سعادت متولد 1348 شغل كارمند و ملقب به سيد و جانباز چند جمله اي را بر اين صفحه پاك مكتوب مي نمايم ....

6 دي 1390-11:08:29 ادامه مطلب


 
 ياد كرد ي از فرمانده اطلاعات و عمليات لشكر انصارالحسين(عليه السلام) شهيد علي چيت سازيان؛  بلنداي
6 دي 1390-10:30:19عمومي
ياد كرد ي از فرمانده اطلاعات و عمليات لشكر انصارالحسين(عليه السلام) شهيد علي چيت سازيان؛ بلنداي

   1

اهل سخنراني و تريبون و اين جور چيزها نبود، اما اگر حرف مي زد حرفش ساده بود و صميمي و بدجوري به دل مي نشست. گروهانش را به خط كرده بود و به همه قبل از حركت براي گرفتن شهر «مندلي» عراق گفته بود: «هر كدام از شما يه خشاب تير داريد و ۳۰ خشاب الله اكبر!» منم نشسته در كرانه هاي ناپيداي خوف از رد شدن در امتحان عشق! توئي ايستاده بر بلنداي روشن مقبول شدن از جانب جناب حضرت ربّ العالمين» در شبي كه انگار دوزخ و جنت هر دو برابر چشمان من است!...

6 دي 1390-10:30:19 ادامه مطلب


 
 گفتگو با جانباز شيميايي؛ «اين آب را بنوش و بلند شو بايست»
6 دي 1390-10:19:58گفتگو
گفتگو با جانباز شيميايي؛ «اين آب را بنوش و بلند شو بايست»

   1

كاهداني حياط خانه، چند روزي ميزبان شناسنامه اي بود كه برايش حكم گذرنامه داشت و فقط به وسيله اين چند تكه كاغذ مي توانست به آرزويش برسد. اهالي خانه چند روزي به دنبال شناسنامه پنهان شده گشتند تا آخرين رشته اتصال رفتنش به جبهه را قطع كنند، اما سرنوشت طور ديگري رقم خورده بود. نوذر اميري فرزند 49 ساله خطه ياسوج، افتخار 30 درصد جانبازي شيميايي را براي هميشه با خود يدك مي كشد. براي لحظاتي پاي صحبت هاي اين كارمند وزارت جهاد كشاورزي و دانشجوي كارشناس رشته حقوق مي نشينيم....

6 دي 1390-10:19:58 ادامه مطلب


 
 يزدان راد از خاطراتش با پدر موشكي ايران مي گويد/ شهيد طهراني مقدم به روايت يك قهرمان پرورش اندام
5 دي 1390-12:16:03خاطره
يزدان راد از خاطراتش با پدر موشكي ايران مي گويد/ شهيد طهراني مقدم به روايت يك قهرمان پرورش اندام

   1

حسن در قبل و پس از شهادت هميشه در مقابل ديده گان من بود. اينكه چون او اكنون در بين ما نيست اين حرف ها را مي زنم؛ بلكه هميشه افتخار من اين بود كه دوست حسن بودم. يزدان راد از قهرمانان رشته پرورش اندام است كه سالها در سطح بين المللي و داخلي به رتبه هاي برتر ورزشي در اين رشته رسيده است، وي از دوران نوجواني به عنوان يكي از دوستان شهيد حسن طهراني مقدم در بسياري از فعاليت هاي قبل و بعد از انقلاب به خصوص دوران دفاع مقدس همراه وي بوده است....

5 دي 1390-12:16:03 ادامه مطلب


امروز

عمليات مطلع الفجر، منطقه گيلان غرب وسرپل ذهاب
شهادت آيت ا...سيدعبدالحسين"سومين شهيدمحراب "نماينده ي امام وامام جمعه شيرازتوسط منافقين


فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره