كاربر ميهمان دوشنبه، 3 مهر 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 




 
 برادر شهيد همت: شهيد همت با ديدن تصوير امام(ره) اشك مي‌ريخت
19 اسفند 1389-08:09:25گفتگو
برادر شهيد همت: شهيد همت با ديدن تصوير امام(ره) اشك مي‌ريخت

   1

برادر شهيد همت گفت: شهيد همت هميشه مي‌گفت: «حاضرم به‎خاطر يك پيام امام جان دهم» و زماني كه تصوير امام خميني(ره) را در تلويزيون مي‌ديد، محو تماشاي ايشان مي‌شد؛ بارها شاهد بودم كه در آن لحظات از چشمانش اشك مي‌ريخت....

19 اسفند 1389-08:09:25 ادامه مطلب


 
 اروند؛ هميشه ديوانه‌ام مي‌كند
19 اسفند 1389-08:01:44يادداشت
اروند؛ هميشه ديوانه‌ام مي‌كند

   1

زل زده‌ام به رود ولي انگار هر چه از اروند و شب عمليات والفجر8 شنيده‌ام در سرم دور برداشته. فكر اين كه سر عزيزم را بكنم زير آب كه مبادا صداي خرخر گلوي تير خورده‌اش دشمن را خبر كند و آن قدر صبر كنم كه ديگر هيچ‌وقت صدايش در نيايد......

19 اسفند 1389-08:01:44 ادامه مطلب


 
 شلمچه؛ قدمگاه ملائك
19 اسفند 1389-08:01:48يادداشت
شلمچه؛ قدمگاه ملائك

   1

وقتي وارد شلمچه مي‌شوي، دوست داري همراه فرشتگان بر جاي قدم‌هاي شهدا بوسه زني؛ براي شناخت خود بايد شلمچه را بشناسي؛ پس هنگاهي كه مي‌خواهي به اين مكان مقدس وارد شوي، با وضو و بدون كفش وارد شو....

19 اسفند 1389-08:01:48 ادامه مطلب


 
 حاج احمد با بغض به پسرك گفت: غلط كردم برادر جان... غلط كردم!
18 اسفند 1389-10:05:54خاطره
حاج احمد با بغض به پسرك گفت: غلط كردم برادر جان... غلط كردم!

   1

احمد تفنگ را به طرف او گرفت اما پسرك يكدفعه‏اي بُغضش تركيد و همان‏طور كه سرش را بالا گرفته بود و توي چشم‏هاي احمد زل زده بود، اشك از چشم‏هايش سرازير شد و گفت: «شما خودت كي هستي كه اومدي سر من داد مي‏زني؟ اسمت چيه؟ نيروي كدام پايگاهي؟»...

18 اسفند 1389-10:05:54 ادامه مطلب


 
 حماسه هويزه
18 اسفند 1389-10:05:23خاطره
حماسه هويزه

   1

طي هشت سال جنگ تحميلي، حماسه هاي زيادي آفريده شد كه هر يك از آنها ويژگي هاي خاص خود را داشت و در روند جنگ، مؤثر بود. يكي از اين حماسه ها، حماسه هويزه است. اين نوشته روايتي است از محاصره دانشجويان پيرو خط امام در هويزه....

18 اسفند 1389-10:05:23 ادامه مطلب


 
 كعبه در احرام
18 اسفند 1389-09:48:32خاطره
كعبه در احرام

   1

صدايش كردم، جواب نداد، نگاهش كردم، آرپي‌جي هنوز روي دوشش بود، با دست چپ قبضه را روي دوش راستم نگه داشتم و دست راستم را جلو بردم، كاش كلمات قادر بودند. بگويند كه چه حالي شدم، درست مثل اينكه دستم را روي يك چشمة جوشان آبِ گرم گذارده باشم! سرِ علي داداشم، پريده بود....

18 اسفند 1389-09:48:32 ادامه مطلب


 
 دست نوشته‌اي از شهيد حميد باكري/ تقديم به همه فرزندان معنوي «حميد باكري»
18 اسفند 1389-09:48:23يادداشت
دست نوشته‌اي از شهيد حميد باكري/ تقديم به همه فرزندان معنوي «حميد باكري»

   1

از شهيد حميد باكري مكتوبات زيادي بر جاي نمانده است. آن چه خواهيد خواند چند خطي مختصر از ميراث مكتوب آن شهيد فرزانه است كه در سالگرد شهادتش منتشر مي گردد. از شهيد حميد باكري دست نوشته هاي زيادي به يادگار نمانده است. آن چه خواهيد خواند چند خطي از مختصر ميراث مكتوب آن شهيد فرزانه است....

18 اسفند 1389-09:48:23 ادامه مطلب


 
 روايت فرمانده پدافند شيميايي از حمله‌هاي شيميايي عراق به عمليات خيبر
18 اسفند 1389-09:29:20گفتگو
روايت فرمانده پدافند شيميايي از حمله‌هاي شيميايي عراق به عمليات خيبر

   1

سردار محمد باقر نيكخواه گفت: رژيم بعث عراق از آغاز عمليات خيبر تا پايان فروردين 63 به طور متناوب حملات شيميايي خود را ادامه داد و با استفاده از 90 قبضه انواع سلاح سبك و سنگين و 40 نوع هواپيماي بمب‌افكن، منطقه عمليات خيبر را از عوامل شيميايي اشباع كرد....

18 اسفند 1389-09:29:20 ادامه مطلب


 
 براي رفتن به جبهه آقا قندعلي ضامنم شد
18 اسفند 1389-09:13:23عمومي
براي رفتن به جبهه آقا قندعلي ضامنم شد

   1

ماند دو تا فرم كه بايد دو نفر از معتمدين و خوشنام‌هاي محله آن را پر مي‌كردند. مثل خر ماندم توي گل. سعي كردم حالت چهره‌ام مظلومانه باشد: به مسئول ثبت‌نام گفتم: من دو تا خوشنام و معتمد از كجا پيدا كنم؟ عشق رفتن به جبهه ديوانه‌ام كرده بود. نه سن و سال درست و حسابي داشتم، نه تن و بدن رشيد و تنومندي....

18 اسفند 1389-09:13:23 ادامه مطلب


 
 سه‎راهي نيستان كجاست
18 اسفند 1389-08:51:01خاطره
سه‎راهي نيستان كجاست

   1

راننده با پشت بيل خاك پاي تابلو را چند بار كوبيد و رفت عقب تا نوشته روي تابلو را بخواند: « موقعيت سه‎راه نيستان گروه تفحص شهدا ». وقتي راننده پيچيده توي جاده خاكي صداي گادگاد مرغابي ها بلند شد. سمت راست جاده درياچه بود و انبوه ني‌زار، جاده مه بود و جلوتر كپه آتشي كه زباله مي‌كشيد. راننده به موازات ني‎زار پيش مي‌رفت. نرسيده به كپه آتش، شل كرد، مردي كنار آتش چمباته زده بود....

18 اسفند 1389-08:51:01 ادامه مطلب



فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره