كاربر ميهمان پنجشنبه، 10 فروردين 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

ویژه نامه های الکترونیکی

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 




 
 كربلاي 5 به روايت «سيد ابوالفضل كاظمي»/آخرين بخش
10 اسفند 1389-08:51:19خاطره
كربلاي 5 به روايت «سيد ابوالفضل كاظمي»/آخرين بخش

   1

گفت: ‌نه. اون‌هاي ديگه كار نمي‌كنن. شما سر زبونها افتاده‌اي. شما بزن به خط. گفتم: من نمي‌رم گفت: اين دستوره. گفتم: مثلا چه كارم مي‌كني؟ آن چه خواهيد خواند ، بخش دوم و پاياني از مشاهدات و خاطرات آقاي سيد ابوالفضل كاظمي از نبرد كربلاي 5 است. آقاي قبادي در سال هاي جنگ از بسيجيان هميشه در صحنه لشكر 27 محمدرسول الله(صلوات الله عليه) بود و مدتي نيز فرماندهي گردان ميثم(عليه السلام) را بر عهده داشت:...

10 اسفند 1389-08:51:19 ادامه مطلب


 
 كربلاي 5 به‎روايت «سعيد تاجيك»/2  تانك‎ها اجساد بچه‎ها را له مي‎كردند و جلو مي‎آمدند
10 اسفند 1389-08:45:06خاطره
كربلاي 5 به‎روايت «سعيد تاجيك»/2 تانك‎ها اجساد بچه‎ها را له مي‎كردند و جلو مي‎آمدند

   1

آنچه خواهيد خواند، بخش دوم از مشاهدات و خاطرات آقاي سعيد تاجيك از نبرد كربلاي 5 است. آقاي تاجيك در سال هاي جنگ از بچه بسيجي هاي باصفا و نمكين لشكر 27 محمد رسول الله(صلوات الله عليه) بود: فاصله تا دژ اصلي سه كيلومتر بود. كار تداركات و حمل مجروحين دشوار بود. تعدادي مجروح و شهيد روي دستمان مانده بود. نمي‌دانستيم به چه صورت آنها را به عقب منتقل كنيم....

10 اسفند 1389-08:45:06 ادامه مطلب


 
 كربلاي 5 به روايت «سعيد تاجيك»/ خدايا، مرا شهيد كن كه دلم براي حوري‌ها لك زده
10 اسفند 1389-08:45:06خاطره
كربلاي 5 به روايت «سعيد تاجيك»/ خدايا، مرا شهيد كن كه دلم براي حوري‌ها لك زده

   1

از رفتار نيروهاي عاشورا فهميدم كه براي اولين بار است كه به منطقه مي‌آيند. دوباره بالاي خاكريز رفتم و با صداي بلند گفتم: «اگر با كشته شدن من شلمچه پابرجا مي‌ماند، پس اي خمپاره‌ها مرا دريابيد!» بلافاصله دستهايم را بلند كردم و گفتم: «خدايا، مرا شهيد كن. دلم براي حوري‌ها لك زده!»...

10 اسفند 1389-08:45:06 ادامه مطلب


 
 كربلاي 5 به روايت «سيد ابوالفضل كاظمي»/ گردان پهلوان‌ها جلوي چشمم از هم ‌پاشيد
10 اسفند 1389-08:29:35خاطره
كربلاي 5 به روايت «سيد ابوالفضل كاظمي»/ گردان پهلوان‌ها جلوي چشمم از هم ‌پاشيد

   1

غروب، در آن صحراي محشر شلمچه، پشت خاكريز نشسته بودم و كربلا را انگار به چشم مي‌ديدم؛ گردان پهلوان‌ها كه داشت جلوي چشمم از هم مي‌پاشيد. دور و برم پر از زخمي و دست و پا قطعي و شهيد بود. آن چه خواهيد خواند ، مشاهدات و خاطرات آقاي سيد ابوالفضل كاظمي از نبرد كربلاي 5 است. آقاي قبادي در سال هاي جنگ از بسيجيان هميشه در صحنه لشكر 27 محمدرسول الله(صلوات الله عليه) بود...

10 اسفند 1389-08:29:35 ادامه مطلب


 
 پلاكت را بده مي‌خواهم بروم كربلا!
9 اسفند 1389-11:20:18خاطره
پلاكت را بده مي‌خواهم بروم كربلا!

   1

وقتي در سردخانه حاضر شدم، كارت و پلاك فرزندم را به دستم دادند. آنها دقيقا مربوط به پسرم بود. اما وقتي كفن را كنار زدم با تعجب توأم با خوشحالي گفتم: اشتباه شده اين فرزند من نيست. افسر ارشدي كه مامور تحويل جسد فرزندم بود، به جاي تعجب يا خوشحالي، با عصبانيت گفت: اين چه حرفي است كه مي‌زني، كارت و پلاك قبلا چك شده و صحت آنها بررسي شده است....

9 اسفند 1389-11:20:18 ادامه مطلب


 
 بارالها!
9 اسفند 1389-11:07:55يادداشت
بارالها!

   1

بارالها! اگر زنده بودنم موجب مي‌شود كه با معرفت بيشتر و با اعمال خالص‌تر و زيادتر به‌سويت بيايم، حاضرم در اين دنيا بمانم... خدايا! اگر ماندم در اين وادي ظلمت و رذالت، موجب تقربم به‌سوي تو مي‌شود، ‌موجب بالا رفتن معرفتم و شناختم مي‌شود، مرا زنده نگه بدار؛ ولي خدايا باز هم در همان حال از تو مي‌خواهم عاقبتم را ختم به شهادت كني....

9 اسفند 1389-11:07:55 ادامه مطلب


 
 آذرخش عاشورايي
9 اسفند 1389-11:14:28خاطره
آذرخش عاشورايي

   1

ظهر عاشورا بود. صداي هيئت‌هاي عزاداري به گوش مي‌رسيد. دلهره هر دويشان را گرفته بود. هم پدر را هم مادر را. امروز و فردا اولين فرزندشان مي‌خواست به دنيا بيايد. فرزندي كه قرار بود چون آذرخشي در دل كهكشان عاشورا متولد شود....

9 اسفند 1389-11:14:28 ادامه مطلب


 
 شهيد مهندس محمدجواد تندگويان
9 اسفند 1389-09:52:27عمومي
شهيد مهندس محمدجواد تندگويان

   1

سپيده‌ دم 26 خردادماه سال 1329، محمدجواد در جنوب تهران به دنيا آمد. قدومش مايه بركت و وجودش روشني‌بخش محفل خانواده بود. دوران كودكي‌اش مصادف بود با يكي از بحراني‌ترين سال‌هاي تاريخ ايران. جواد قبل از اينكه به مدرسه برود، شب‌ها همراه پدر به مسجد مي‌رفت و با قرآن آشنا مي‌شد. او كه قبل از ورود به مدرسه نام شهيد نواب صفوي را شنيده بود، با نام «غلامرضا تختي» نيز در دبستان آشنا گرديد. و اين دو عزيز الگوي محمدجواد شدند....

9 اسفند 1389-09:52:27 ادامه مطلب


 
 كربلاي پنج به روايت«محمدحسين قدمي»/2
9 اسفند 1389-09:56:36خاطره
كربلاي پنج به روايت«محمدحسين قدمي»/2

   1

در فاصله دو متري ما، سنگر ديگري است مماس خاكريز. اگر سرت را بلند كني كلاهت مي‌پرد، شايد هم سرت. شاگرد مدرسه اي 16 ساله‌اي آنجا سنگر گرفته، آقا نعمت فرياد مي زند: آخر خودت را به كشتن مي‌دهي، سرت را بدزد، بيا پائين‌تر! اما او دزدانه جنگيدن را دوست نداشت. مردانه ايستاده بود....

9 اسفند 1389-09:56:36 ادامه مطلب


 
 كربلاي 5 به روايت شهيد «محمد حسن نظرنژاد»/1
9 اسفند 1389-09:02:18خاطره
كربلاي 5 به روايت شهيد «محمد حسن نظرنژاد»/1

   1

عمليات كربلاي پنح، عمليات كم نظيري است. مي‌دانيد وقتي صدها هزار كلاشينكف به دست، در يك زمين چهارصد كيلومتري به جان هم بيفتند چه مي‌شود؟ از هر طرف صداي شليك گلوله‌هاي سبك و سنگين، انفجار خمپاره، توپخانه، كاتيوشا، هواپيما و هلي كوپتر بي داد مي‌كرد....

9 اسفند 1389-09:02:18 ادامه مطلب


دفاع مقدس
امروز

اربعين شهداي تبريز و قيام مردم يزد


كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

خاطره
خاطره سردار سوداگر از آيت الله هاشمي

خاطره سردار سوداگر از آيت الله هاشمي

سردار احمد سوداگر چند روز قبل از عروج آسماني خود بخشي از ناگفته هاي خويش از سالهاي دفاع مقدس را به همراه خاطره اي جالب از فرمانده جنگ (آيت الله هاشمي رفسنجاني) بازگو كرد.

نمايش...

عمومي
پرونده «قرارگاه رمضان»

پرونده «قرارگاه رمضان»

از عمليات‌هاي چريكي تا همكاري با معارضان عراقي در قرارگاه برون مرزي رمضان

نمايش...

عمومي
خاطراتي از شهيد مدافع حرم محمد بلباسي

خاطراتي از شهيد مدافع حرم محمد بلباسي

آخرين باري كه او را ديدم

نمايش...

عمومي
سردار وحيدي:

سردار وحيدي:

ايران جزو ۵ كشور برتر جهان در دقت موشكي است/ مذاكره بدون قدرت دفاعي يعني مذاكره براي تسليم

نمايش...

عمومي
محمد نظام اسلامي روايت كرد

محمد نظام اسلامي روايت كرد

ماجراي فرار بهنام محمدي از خانه براي دفاع از خرمشهر

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره