كاربر ميهمان جمعه، 4 فروردين 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

ویژه نامه های الکترونیکی

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 




 
 شهيد عباس بابايي از نگاه همسرش
17 مرداد 1387-11:16:42عمومي
شهيد عباس بابايي از نگاه همسرش

شب رفتن ، توي خانه كوچكمان ، آدم هاي زيادي براي خداحافظي و بدرقه جمع شده بودند. صد و چند نفري مي شدند. عباس صدايم كرد كه برويم آن طرف ، خانه سابقمان . از اين خانه جديدمان ، كه قبل از اين كه خانه ما بشود موتورخانه پايگاه بود، تا آن يكي راه زيادي نبود . رفتيم آن جا كه حرف هاي آخر را بزنيم . چيزهايي مي خواست كه در سفر انجام بدهم . اشك همه پهناي صورتش را گرفته بود. نمي خواستم لحظه رفتنم ، لحظه جدا شدنمان تلخ شود. گفت ((مواظب سلامتي خودت باش ، اگر هم برگشتي ديدي من نيستم ….))...

17 مرداد 1387-11:16:42 ادامه مطلب


 
 عباس بابايي از نگاه همسرش
17 مرداد 1387-11:16:42عمومي
عباس بابايي از نگاه همسرش

شب رفتن ، توي خانه كوچكمان ، آدم هاي زيادي براي خداحافظي و بدرقه جمع شده بودند. صد و چند نفري مي شدند. عباس صدايم كرد كه برويم آن طرف ، خانه سابقمان . از اين خانه جديدمان ، كه قبل از اين كه خانه ما بشود موتورخانه پايگاه بود، تا آن يكي راه زيادي نبود . رفتيم آن جا كه حرف هاي آخر را بزنيم . چيزهايي مي خواست كه در سفر انجام بدهم . اشك همه پهناي صورتش را گرفته بود. نمي خواستم لحظه رفتنم ، لحظه جدا شدنمان تلخ شود. گفت ((مواظب سلامتي خودت باش ، اگر هم برگشتي ديدي من نيستم ….))...

17 مرداد 1387-11:16:42 ادامه مطلب


 
 گزارش صحنه‌هايي از عمليات حضرت مهدي (عج)
17 مرداد 1387-11:07:16گزارش
گزارش صحنه‌هايي از عمليات حضرت مهدي (عج)

گلوله‌ها هم چنان بدون وقفه صفيركشان از بالاي سرمان مي‌گذشتند و سكوت سنگين نيمه شب را درهم مي‌شكستند و هر چند دقيقه يك بار خمپاره مزدوران زوزه كشان بر در و ديوار نيمه مخروبه شهر فرود مي‌آمد و خانه اي ديگر را به آتش مي‌كشيد و... روزها هم عده اي از برادران تا نزديكي مزدوران بعثي مي‌رفتند و به آنها ضرباتي مي‌زند و بر مي‌گشتند و عده اي ديگر از برادران براي كندن كانال به طرف ديگر از رودخانه مي‌رفتند. چند روز و شب به همين منوال گذشت تا اين كه روز 24 اسفند 59 (دو روز قبل از عمليات) فرا رسيد. در آن روز ب...

17 مرداد 1387-11:07:16 ادامه مطلب


 
 اين زنده ست، شهيد نشده!
17 مرداد 1387-10:49:35خاطره
اين زنده ست، شهيد نشده!

بعد از انفجار گلوله توپ در كنارم، من بي هوش شدم. چهره هاي آشنايي را در نزديكم ديدم. شهدا بودند كه به استقبالم مي آمدند. اصغر وصالي( فرمانده ام)، جلوتر از بقيه بود. از من پرسيد: چرا نيامدي پيش ما؟ و بعد همراه آنها رفتم. سردار فضلي و سردار دقيقي، بعد برايم تعريف كردند كه ما مي خواستيم تو را در سطح فرماندهي تشييع جنازه بكنيم! براي همين تو را برديم و در سردخانه گذاشتيم و به آقاي خزاعي گفتيم كه اين شهيد را فعلا رويش بنويسيد شجاع و بگذاريدش كناري تا عمليات كه يك مقدار به سر و سامان رسيد، ما مي خواهيم...

17 مرداد 1387-10:49:35 ادامه مطلب


 
 دغدغه يك جانباز اجراي عدالت است
17 مرداد 1387-10:39:48گفتگو
دغدغه يك جانباز اجراي عدالت است

موج آتش خمپاره‌هاي دشمن تمام دشت را روشن كرده بود. تانك‌ها به سمت ما پيشروي مي‌كردند كه بر اثر تير مستقيم يكي از تانك‌هاي دشمن به شدت از ناحيه بازو و پهلو زخمي شدم و در فاصله 10 متري بين زمين و آسمان چندين بار در هوا چرخيدم و بعد در جايي نزديك خاكريز به زمين خوردم. توان حركت نداشتم... سرهنگ قدرت‌الله حبيب پور متولد سال 46 است كه هم‌اكنون در سپاه پاسدارن مشغول به فعاليت است....

17 مرداد 1387-10:39:48 ادامه مطلب


 
 گفتگو با يك جانباز
17 مرداد 1387-10:34:09گفتگو
گفتگو با يك جانباز

جانباز يعني نمونه بارز توانمندي جانباز يعني كسي كه به خاطر هدفش از دست ، پا و چشم خود بگذرد و تلاش كند با اهداي جان خود دشمن متجاوز را از كشور بيرون كند. عباس ميرزايي 43 ساله منطقه مجروحيت عمليات مقدماتي والفجر يك سال 61 از ناحيه كتف و آرنج و كمر مورد اصابت تركش قرار گرفته است. وي در حال حاضر در خبرگزاري فارس مشغول فعاليت است....

17 مرداد 1387-10:34:09 ادامه مطلب


 
 شهيد كاظم اخوان
17 مرداد 1387-09:50:17عمومي
شهيد كاظم اخوان

كاظم اخوان در سال 1338در خانواده‌اي مذهبي در يكي از محلات قديمي اطراف حرم در مشهد مقدس متولد شد. به دليل تقارن با ميلاد امام كاظم (ع)، نام كاظم را براي او برگزيدند، پدرش از خادمان بارگاه ملكوتي امام رضا (ع) بود و بعد از سالها انتظار كه همچون پير كنعان در فراق يوسف گمگشته خود چشم به راه بود، پس از 12 سال رنج ومحنت بي خبري از فرزند نقاب در خاك كشيد و با اندوه و حسرت ديدار جوان خود در دل خاك سرد جاي گرفت. مادرش صديقه حائري‌زاده؛ معلم بود....

17 مرداد 1387-09:50:17 ادامه مطلب


 
 موصل، اردوگاه پنج هزار آزاده
17 مرداد 1387-09:16:23خاطره
موصل، اردوگاه پنج هزار آزاده

عراق دومين منطقه اى را كه براى نگهدارى اسرا انتخاب كرد شهر «موصل» بود. موصل با وجود اينكه در كردستان عراق واقع شده است اما همچون استان «الانبار» يكى از شهرهايى بود كه طرفداران حزب بعث و صدام در آن اكثريت مطلق را داشتند و وجود چند قلعه پيش ساخته در اين منطقه آدم را به حيرت وامى داشت كه اين قلعه ها به چه منظور ساخته شده اند....

17 مرداد 1387-09:16:23 ادامه مطلب


 
 آمدم جبهه فقط بخاطر اينكه زنم از خونه بيرون كرد(شوخ طبعي ها)
16 مرداد 1387-13:18:17خاطره
آمدم جبهه فقط بخاطر اينكه زنم از خونه بيرون كرد(شوخ طبعي ها)

آوازه اش در مخ كار گرفتن و صفر كيلومتر بودن و پرسيدن سوال هاي فضايي به گوش ما هم رسيده بود. بنده خدا تازه به جبهه آمده بود و فكر مي كرد ماها جملگي براي خودمان يك پا عارف و زاهد و باباطاهر عريانيم و دست از جان كشيده ايم. راستش همه ما براي دفاع از ميهن مان دل ازخانواده كنده بوديم اما هيچكدام مان اهل ظاهر سازي و جانماز آب كشيدن نبوديم. مي دانستيم كه اين امر براي او كه خبرنگار يكي از روزنامه هاي كشور است باورنكردني است....

16 مرداد 1387-13:18:17 ادامه مطلب


 
 همه داوطلب عبور از ميدان مين شدند/خاطره‌اي از شهيد ايرج
16 مرداد 1387-13:02:12خاطره
همه داوطلب عبور از ميدان مين شدند/خاطره‌اي از شهيد ايرج

ايرج آقابزرگي از سرداران شهيد استان چهارمحال و بختياري است كه در عمليات كربلاي 5 به شهادت رسيد. اين شهيد بزرگوار با شركت در عمليات بيت‌المقدس در آزادسازي خرمشهر حضور داشته و در خاطره‌اي در اين زمينه آورده است: در مرحله سوم عمليات بيت‌المقدس، دشمن مبادرت به ايجاد ميدان مين وسيعي كرده و وضعيتي بحراني براي رزمندگان ما كرده بود....

16 مرداد 1387-13:02:12 ادامه مطلب


دفاع مقدس
كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

خاطره
خاطره سردار سوداگر از آيت الله هاشمي

خاطره سردار سوداگر از آيت الله هاشمي

سردار احمد سوداگر چند روز قبل از عروج آسماني خود بخشي از ناگفته هاي خويش از سالهاي دفاع مقدس را به همراه خاطره اي جالب از فرمانده جنگ (آيت الله هاشمي رفسنجاني) بازگو كرد.

نمايش...

عمومي
پرونده «قرارگاه رمضان»

پرونده «قرارگاه رمضان»

از عمليات‌هاي چريكي تا همكاري با معارضان عراقي در قرارگاه برون مرزي رمضان

نمايش...

عمومي
خاطراتي از شهيد مدافع حرم محمد بلباسي

خاطراتي از شهيد مدافع حرم محمد بلباسي

آخرين باري كه او را ديدم

نمايش...

عمومي
سردار وحيدي:

سردار وحيدي:

ايران جزو ۵ كشور برتر جهان در دقت موشكي است/ مذاكره بدون قدرت دفاعي يعني مذاكره براي تسليم

نمايش...

عمومي
محمد نظام اسلامي روايت كرد

محمد نظام اسلامي روايت كرد

ماجراي فرار بهنام محمدي از خانه براي دفاع از خرمشهر

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره