كاربر ميهمان چهارشنبه، 9 فروردين 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

ویژه نامه های الکترونیکی

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 




 
 درگيري دايي غلام با عراقي تنومند در شب عمليات
23 شهريور 1391-11:03:58خاطره
درگيري دايي غلام با عراقي تنومند در شب عمليات

   1

عمليات والفجر هشت در منطقه فاو يكي از غرور آميزترين عمليات‌هاي رزمندگان اسلام در برابر ارتش تا بن دندان مسلح رژيم بعث عراق بود. آنجا كه غواصان ايراني از جان خود گذشتند و از اروند خروشان عبور كردند و تعجب همه دنيا را برانگيختند. اين مطلب خاطره‌اي كوتاه از همان غواصان بزرگ است....

23 شهريور 1391-11:03:58 ادامه مطلب


 
 خون سبز
23 شهريور 1391-10:59:03خاطره
خون سبز

   1

در منطقه ي پدافندي نصر 3، عناصر پياده در دامنه ي تپه ها مستقر بودند. يكي از عناصر پياده در چهار دهنه ي پلي قرار داشت كه در مقابل آن تپه سبزي بود كه به تمام آن منطقه اشراف داشت. مقر فرماندهي آن يكان در زير پل بود. درحقيقت عناصر رده جلويي نصر 3 در اين منطقه ي حساس مستقر بودند. آنها ازنظرامكانات معيشتي كاملاً در مضيقه بودند و براي تأمين آذوقه مورد نيازشان شبانه اقدام مي كردند....

23 شهريور 1391-10:59:03 ادامه مطلب


 
 خاطرات دفاع مقدس
23 شهريور 1391-10:23:15خاطره
خاطرات دفاع مقدس

   1

وقتي در قله ي ابوالفتح سردشت بوديم، كار ما ديده باني بود. يك بار سرباز مرتضي عمومي كه او هم از گروه 22 شهرضا بود و در نقطه ديگر مستقر بودند، به ملاقاتم آمد. براي او چايي ريختم. عمويي گفت :«برويم بيرون قدم بزنيم.» گفتم :«يك چايي ديگر بخوريم.» بعد وقتي مشغول خوردن چايي دوم بوديم، خمپاره اي به پشت سنگر خورد كه اگر ما بيرون رفته بوديم، مورد هدف همان خمپاره قرار مي گرفتيم....

23 شهريور 1391-10:23:15 ادامه مطلب


 
 روايتي از شهيد سپهبد صياد شيرازي: مي نويسم تا يك لحظه هم حرف آقا روي زمين نماند
23 شهريور 1391-10:22:06روايت
روايتي از شهيد سپهبد صياد شيرازي: مي نويسم تا يك لحظه هم حرف آقا روي زمين نماند

   1

عيد غدير بود و براي تبريك خدمت آقا رسيده بوديم. درجه ي سرلشكري صياد را هم ابلاغ كرده بودند. موقع مراسم من كنار صياد بودم. وقتي آقا صحبت هايش شروع شد. او دفترچه اش را از جيبش بيرون آورد و شروع كرد به نوشتن. تا آخر مراسم همينطور مي نوشت....

23 شهريور 1391-10:22:06 ادامه مطلب


 
 «تفاهم‌نامه همكاري بين دانشگاه فرهنگيان و پژوهشگاه علوم و معارف دفاع‌مقدس»
21 شهريور 1391-12:14:47عمومي
«تفاهم‌نامه همكاري بين دانشگاه فرهنگيان و پژوهشگاه علوم و معارف دفاع‌مقدس»

   1

اين تفاهم‌نامه به منظور تعميق همكاري‌هاي علمي،آموزشي و پژوهشي، ميان رييس دانشگاه فرهنگيان جناب آقاي دكترجهان‌بخش محبي‌نيا و رييس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع‌مقدس سردار سرتيپ2پاسدار دكتر هادي‌مراد پيري با مفاد زير منعقد شد: در اين تفاهم‌نامه كلمه‌«دانشگاه» به جاي دانشگاه فرهنگيان وكلمه«پژوهشگاه» به جاي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع‌مقدس بكار برده شده است....

21 شهريور 1391-12:14:47 ادامه مطلب


 
 گفتگو با پدر بزرگوار شهيدى از خيل اقليت‌هاى ديني؛ “ژوزف شاهينيان”
21 شهريور 1391-11:48:24گفتگو
گفتگو با پدر بزرگوار شهيدى از خيل اقليت‌هاى ديني؛ “ژوزف شاهينيان”

   1

هشت سال دفاع مقدس در عين آنكه تجلى عارفانه‌ترين حضورها و رشيدترين حماسه‌ها بود، تجلى اوج يكرنگي، همسويى و وحدت قلب‌ها و قدم‌ها نيز بود. در هشت سال دفاع مقدس، دنيا ديدنى‌ترين حماسه‌هاى وحدت را مشاهده كرد كه چگونه مردان و زنان با وجود تنوع قومي، مذهبى و زبانى دوش در دوش يكديگر تحت يك پرچم با يك ندا و به سمت يك هدف تجمع كرده، ماندنى‌ترين حماسه‌ها را ثبت كردند. امروز ايران سربلند، سرافراز از خون فرزندان خويش است كه براى آزادى واستقلالش از بالاترين سرمايه خويش گذشتند....

21 شهريور 1391-11:48:24 ادامه مطلب


 
 خاطراتي از شهيد خرازي
21 شهريور 1391-09:14:45خاطره
خاطراتي از شهيد خرازي

   1

يك روز قرار بود تعدادي از نيروهاي لشگر امام حسين (ع) با قايق به آن سوي اروند بروند. حاج حسين به قصد بازديد از وضع نيروهاي آن سوي آب، تنهايي و به طور ناشناس در ميان يكي از قايقها نشست و منتظر ديگران بود. چند نفر بسيجي جوان كه او را نمي‌شناختند سوار شده، به او گفتند: «برادر خدا خيرت بدهد ممكن است خواهش كنيم ما را زودتر به آن طرف آب برساني كه خيلي كار داريم.» حاج حسين بدون اينكه چيزي بگويد پشت سكان نشست،...

21 شهريور 1391-09:14:45 ادامه مطلب


 
 خاطراتي از زبان همسران شهيدان
21 شهريور 1391-10:50:21خاطره
خاطراتي از زبان همسران شهيدان

   1

پنج، شش روزى قبل از شهادتش بود كه برايم نامه فرستاد. نوشته بود:‌‌”سعى كن خودت را به خدا نزديك كني؛ تا به حال امتحان كرده‌اي؟ وقتى به او نزديك مى‌شوى تمام غم‌ها را فراموش مى‌كنى و همه غصه‌ها از يادت مى‌رود. سعى كن به او نزديك شوي. از رفتن من هم ناراحت نباش. بر فرض كه الان نروم و زنده بمانم؛‌فوقش ده يا بيست سال ديگر بايد رفت. پس چه بهتر كه رفتن را همين حالا خودم انتخاب كنم كه زيباترين رفتن‌ها مرگ سرخ است.” كلمه به كلمه نامه‌اش با نامه‌هاى قبلى فرق داشت. با خواندن نامه به يقين رسيدم كه بزودى از ...

21 شهريور 1391-10:50:21 ادامه مطلب


 
 مجنون صد توماني/ تركش ولگرد
21 شهريور 1391-10:05:05خاطره
مجنون صد توماني/ تركش ولگرد

   1

نگاهي به علي كردم و با افسوس گفتم: «بازم خوش به حال تو. من كه اگر حرف از جبهه بزنم ننه‏ام غش مي‏كند و آقاجان با كمربند مي‏افتد به جانم. به جان علي، عشق جبهه دارد ديوانه‏ام مي‏كند.» علي كه از دو ساعت پيش كلافه و بي‏حوصله پاي حرف‌هايم نشسته بود، مثل اسپند روي آتش جست زد و با خوشحالي گفت: «آفرين، خودشه!» با حيرت پرسيدم: «چي خودشه؟»...

21 شهريور 1391-10:05:05 ادامه مطلب


 
 شهيده «زهرا براتيان» الگويي براي مردم‌داري
21 شهريور 1391-09:45:45عمومي
شهيده «زهرا براتيان» الگويي براي مردم‌داري

   1

«زهرا براتيان» در روز 18 فروردين سال 1336 در اصفهان به دنيا آمد. مادرش مي‌گويد: « پنج پسر به دنيا آوردم و فرزن ششم من دخترم زهرا بود. وقتي او را باردار بودم بركت از در و ديوار خانواده‌ام مي‌باريد. در سن هفت سالگي برايش خواستگارآمد. گفتم: «هنور در حدي نيست كه بتواند همسرداري كند»، گفتند: «هفت سال صبر مي‌كنيم تا 14 ساله شود هر چند به اين سن هم نرسيد كه به خانه شوهرش رفت....

21 شهريور 1391-09:45:45 ادامه مطلب


دفاع مقدس
كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

خاطره
خاطره سردار سوداگر از آيت الله هاشمي

خاطره سردار سوداگر از آيت الله هاشمي

سردار احمد سوداگر چند روز قبل از عروج آسماني خود بخشي از ناگفته هاي خويش از سالهاي دفاع مقدس را به همراه خاطره اي جالب از فرمانده جنگ (آيت الله هاشمي رفسنجاني) بازگو كرد.

نمايش...

عمومي
پرونده «قرارگاه رمضان»

پرونده «قرارگاه رمضان»

از عمليات‌هاي چريكي تا همكاري با معارضان عراقي در قرارگاه برون مرزي رمضان

نمايش...

عمومي
خاطراتي از شهيد مدافع حرم محمد بلباسي

خاطراتي از شهيد مدافع حرم محمد بلباسي

آخرين باري كه او را ديدم

نمايش...

عمومي
سردار وحيدي:

سردار وحيدي:

ايران جزو ۵ كشور برتر جهان در دقت موشكي است/ مذاكره بدون قدرت دفاعي يعني مذاكره براي تسليم

نمايش...

عمومي
محمد نظام اسلامي روايت كرد

محمد نظام اسلامي روايت كرد

ماجراي فرار بهنام محمدي از خانه براي دفاع از خرمشهر

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره