كاربر ميهمان دوشنبه، 1 آبان 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



عراقي‌ها پايش را قطع كردند

آنچه در اين گزارش مي‌خواند دست نوشته‌اي از امير مقدم برومند، عكاس و مستند ساز دفاع مقدس است كه در وبلاگ خود از دوست جانبازش نوشته است.

17 مرداد 1392-10:58:35


عراقي‌ها پايش را قطع كردند
17 مرداد 1392-10:58:35
منبع: سايت تبيان
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

در يكي از اين روزهاي گرم تابستان، آهنگر جواني را براي تعميرات به منزل آوردم. بر اثر تابش شديد آفتاب بدنش كاملا از عرق خيس شده بود. لحظه‌اي در گوشه حياط زير سايه درخت نشست. كمي گذشت و تاب نياورد؛ رو به من كرد و گفت: «من ديگه نميتونم كار كنم، شما توي جنگ چطوري طاقت اين گرما رو داشتيد؟»

برايش خاطراتي از عمليات كربلاي يك و «محمد رستمي فر» گفتم و او با حيرت به حرف‌هايم گوش مي‌داد...

ديروز: بيش از پنجاه پيامك به موبايلم ارسال شده بود. همسرم يكي يكي مي‌خواند و من به خاطر اينكه حافظه گوشي‌ام خالي شود به او مي‌گفتم پاك كند تا اينكه به حديثي از پيامبر گرامي اسلام رسيدم. گفتم خيلي زيبا بود، كي فرستاده؟ همسرم گفت: «محمد آقاي رستمي» . گفتم پاكش نكن...

ديشب: در حال مطالعه اينترنتي به تيتري برخوردم كه نوشته بود: «غيرت زائران كربلا اين گونه است» . صفحه را كه باز كردم عكس با صلابت «محمد رستمي» را ديدم. داشتم مطالب را مي‌خواندم ديدم نويسنده به نام مبارك حضرت عباس(ع) اشاره كرده ... متوجه شدم نويسنده‌اش هيچ آشنايي با وي و محل عكس ندارد و اين باعث شد تا اين مطلب را كامل كنم. در زمان دفاع مقدس توفيق داشتم با محمد در گردان مالك اشتر باشم. آن زمان از نحوه مجروح شدن ، اسارت و آزادي برايم تعريف كرد...

شب نهم تير ماه 1365 هم در عمليات كربلاي يك هم به خاطر گرماي طاقت‌فرساي منطقه مهران و قلاويزان يك گالن 20 ليتري و دو كلمن آب خوردن را به سختي حمل مي‌كرد تا هم‌رزمانش توان مقاومت داشته باشند

روايت: مهر ماه سال 1361 «محمد» در حالي كه 15 سال داشت در عمليات «مسلم ابن عقيل» (منطقه سومار) با رمز مقدس «يا ابوالفضل العباس (ع)» شركت كرد و از ناحيه پاي راست هدف اصابت تير دشمن قرار گرفت. بدن بيهوش و نيمه جانش بر خاك افتاد و هم‌رزمانش آن شب به عقب بازگشتند. هم‌رزمانش كه او را با آن وضعيت ديده بودند به فرماندهان خود گفتند كه وي به شهادت رسيده است. به خانواده او اطلاع دادند، پوستر چاپ كردند و مراسم سوم، هفتم و چهلم او را با شكوه گرفتند...

فرداي آن روز عمليات نيروهاي دشمن كه بالاي سر او آمدند بدن نيمه جانش را به اسارت خود درآوردند. پزشكان عراقي در بيمارستان بجاي مداواي پاي اين نوجوان آن را از بالاي ران قطع كردند...

چند سال بعد در اولين تبادل اسراي مجروح ايراني و عراقي كه انجام شد؛ محمد به همراه آزادگان عزيز به كشورمان بازگشت. مدتي را به خاطر مداواي پايش و التيام خانواده در تهران سپري كرد. ولي ديگر تاب نياورد و سال 1364 با يك پا در عمليات والفجر 8 حضور يافت.

جانباز آزاده حاج محمد رستمي فر در عمليات والفجر 8

خاطره: صبح عمليات والفجر 8 خواب آلود و خسته داشتم از نيروهاي گردان عكس مي‌گرفتم تا رسيدم به محمد. اصلاً انتظار ديدن او را نداشتم. قبل از عمليات فكر كردم او در عقبه گردان بماند ولي با كمال تعجب او را در كنار يك سنگر با عصا و كلاشينكف مشاهده كردم. با لبخند هميشگي‌اش به من سلام كرد و گفت: «خسته نباشي برادر» . با كلامش خستگي شب عمليات از بدنم خارج شد ...

جانباز آزاده حاج محمد رستمي فر در عمليات كربلاي يك

شب نهم تير ماه 1365 هم در عمليات كربلاي يك هم به خاطر گرماي طاقت‌فرساي منطقه مهران و قلاويزان يك گالن 20 ليتري و دو كلمن آب خوردن را به سختي حمل مي‌كرد تا هم‌رزمانش توان مقاومت داشته باشند.

شهيد احمد رستمي فر

حضور با نشاط او در جبهه باعث شد تا برادر كوچكش «احمد» نيز به جبهه بيايد و با او هم‌سنگر شود. ولي احمد پس از مدتي به فيض شهادت نايل آمد.

«محمد» بعد از شهادت برادرش هم (تا پايان جنگ) در جبهه حضور مداوم داشت. او در عمليات‌ها حضور داشت، با ما مي‌دويد، فوتبال بازي مي‌كرد و ...

امروز: به لطف خدا بعد از جنگ با هم ارتباط داريم.

جانباز آزاده حاج محمد رستمي فر در حال بازي در تيم فوتبال قطع عضو جانبازان و معلولين

جانباز آزاده «حاج محمد رستمي فر» همچنان شاداب و سرزنده در تيم فوتبال قطع عضو جانبازان و معلولين پا به توپ است.


عراقي‌ها پايش را قطع كردند

17 مرداد 1392-10:58:35

منبع: سايت تبيان

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره