كاربر ميهمان سه‌شنبه، 1 بهمن 1398
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



مي خواهم در كنار تنها فرزندم باشم/ عكس حجله اش را خودش انتخاب كرد

شاعرانه سخن مي گويد وبغل بغل شعر ،از ميان واژه هايش راه مي گشايند ودر لابه لاي جملاتش شكفته مي شوند.لب كه مي گشايد،شيريني سخنانش تا عمق جان نفوذ مي كند و حسي آشنا ما را بهم پيوند مي دهد.در اولين ديدار آنچنان صفا و صميميتي در گفتارش موج مي زند كه گويي سالها يكديگر را مي شناسيم...

25 مهر 1392-11:15:35


مي خواهم در كنار تنها فرزندم باشم/ عكس حجله اش را خودش انتخاب كرد
25 مهر 1392-11:15:35
منبع: خبرگزاري دفاع مقدس
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

گاه وبي گاه كه ما را مهمان قطعه شعري از سروده هاي خويش مي كند، طبع لطيفش حس مادرانه اش را برايمان هويداتر مي سازد.او مادر يك شهيد است.مادر شهيد مجتبي ذكريا پور كه هم زيبا شعر مي سرايد و هم زيبا روايت مي كند حكايت تنها فرزندش را كه او را نيز شاعرانه به مسلخ عشق فرستاده است.

گفتگوي ساده و بي ريايش را با معرفي خود آغازمي كند و اينكه نامش طاهره شاه مرادي قمي است وپدرش يك روحاني اهل دلي بوده كه هم اكنون سرايي در وادي السلام قم دارد.

پدرم، شيخ علي قمي يك روحاني بود و خانواده ما هم بسيار مذهبي.خيلي كوچك بودم كه به صلاح ديد پدرم با همسرم ازدواج كردم.13،14 ساله بودم كه مجتبي به دنيا آمد. البته مجتبي تنها بچه ام بود و من به غير از او بچه ي ديگري نداشتم.مجتبي شب ولادت امام حسن بدنيا آمد و اسمش را گذاشتيم مجتبي. او شب شهادت امام حسن هم شهيد شد.17سالش بود كه در جزيره مجنون و در عمليات بدر خمپاره خورد و براي هميشه مرا تنها گذاشت . مجتبي را هيچ وقت بي وضو شير ندادم. پدرم هميشه مي گفت رو به قبله بشين وبسم الله بگو و مجتبي راشير بده. پدرم خيلي به مجتبي علاقه داشت هر وقت منبر مي رفت مجتبي رانيزبا خودش مي برد و مي گفت: مي خواهم وقتي اشكي براي امام حسين مي ريزم آن را بمالم به صورت مجتبي.

مجتبي تازه پا به سن13 سالگي گذاشته بود كه جنگ شروع شد. آنقدر كو چك بود و كم سن وسال كه كسي باورش نمي شد بتواند آنگونه بجنگد و سربازي كند. مادر گاهي به چثه كوچكش مي نگريست و گاه به روح بزرگش فكر مي كرد.

جنگ كه شروع شد، رفت از پايگاه بسيج يه دست لباس و پوتين گرفت آورد كه در كوچه وخيابان نگهباني بدهد. هر دو لباس ها برايش گشاد بودو وقتي لباس ها را مي پوشيد همه مسخره اش مي كردند.هر چقدر لباس ها را كوچك كردم باز برايش بزرگ بود. يه شب نگهبان شب شده بود ودر محله هر كي مي رفت و مي آمد ازش مي پرسيدند رمز شب؟من اطلاع نداشتم رمز شب چيه.گفتم مجتبي من مامانم.گفت خانم فرقي نداره.رمز شب؟خواهرم دم گوشم گفت بگو.مرگ بر منافق.ولي گويا اشتباه گفته بودم ،گفت خانم اين بار گذشت كردم.

بچه ام از انقلابي هاي سر سخت بود .بعدهم كه با هر مكافاتي بود خودش را به عمليات آزادسازي خرمشهررساند.هربار از ماشين پياده اش مي كردند دوباره مي رفت سوار مي شد. بعداز آن هم كه درعمليات رمضان شركت كرد و درهمان عملياتها بود كه ذره ذره بزرگ شد و براي خودش مردي شد.بالاخره هم درسال 63 شهيد شد.آن هم در عملياتي كه رمزش يا زهرا بود و اكثر بچه هايي كه در اين عمليات شهيد شده بودن از سر وصورت وپهلوها زخمي شده بودند و اين يعني خود حضرت زهرا آن ها را پذيرفته بود .

بسيار زيبا قرآن مي خواند. صوت قرآن خواندنش هنوز هم در ذهن مادر به يادگار مانده است وبا اينكه بسيار صبور است و آرام ،اما شب و روزش را با خاطرات 17 ساله مجتبي مي گذراند ...

مجتبي با صوت خيلي قشنگي قرآن مي خواند.هنوز هم صدايش در گوشم باقي مانده است . نهج البلاغه را هم هميشه مطالعه مي كرد.در همان زمان طاغوت هم هميشه در هيئت ها و دسته ها بود.بعد از انقلاب كه نفت كم بود ما مي رفتيم براي گرفتن نفت وصف مي ايستاديم گاهي اوغات 2 شبانه روز در صف بوديم كه يك بار من و پدرش در صف ايستاده بوديم.وقتي نوبت من شد و من نفت رو گرفتم دبه را بردم گذاشتم زير يه طاقي تا برم آن يكي را هم بگيرم اما وقتي برگشتم ديدم دبه خالي شده است .ديدم دست مجتبي يه دبه كوچيكه.گفت مامان يه كم ديگه نفت بديد كار چند نفر ديگه راه مي افتد.گفتم مامان جان ما 2 شبه كه تو صفيم. ما خودمان لازم داريم.ولي مجتبي با همان سن بچه گي دلش مي سوخت برا ي ديگران .

دوست وهمرزم قديمي مجتبي آنقدر شيفته اخلاق ورفتار به هنگام او بوده،كه سالها بعد در حالي كه خود صاحب اسم ورسمي شده بود به دنبال مادر مجتبي مي گردد تا بر دامان مادري بوسه زند كه چنين مردي را پرورش داده است...

آقاي مرتضي تمدن گويا با پسرم در جبهه همرزم بود ه است .چند وقت پيش آمد به منزل ماو گفت :بعد از اين همه سال مي خواهم مادر مجتبي را ببينم.گفت :اينقدر اين پسر خوب بود كه دوست داشتم مادرش را ببينم.كلي هم برايم خاطره تعريف كرد و از نحوه شهادتش گفت.آن موقع ها مجتبي به من نمي گفت كه درجبهه چه كارهايي انجام مي دهدو هر وقت ازش مي پرسيدم كه درآنجا چه مي كني مامان جان؟ مي گفت : به رزمنده ها آب ميدهم. كفشهاي رزمنده ها را تميز مي كنم.ولي بعد ها فهميدم كه آرپي جي زن گردان شهادت بوده است .چندين بار مجروح شده بود ، يك بار هم به بدترين وضع دست و صورتش سوخته بود و يك بار هم به دليل بخشيدن ماسك صورتش به دوستش شيميايي شده بود .

عكس حجله اش را مجتبي خود ش قبل ار سفر بهشتيش انداخته بود وبه مادر سف


مي خواهم در كنار تنها فرزندم باشم/ عكس حجله اش را خودش انتخاب كرد

25 مهر 1392-11:15:35

منبع: خبرگزاري دفاع مقدس

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:
مي خواهم در كنار تنها فرزندم باشم/ عكس حجله اش را خودش انتخاب كرد
25 مهر 1392-11:15:35
منبع: خبرگزاري دفاع مقدس
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

فصلنامه
فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه‌ي علمي- ترويجي مطالعات دفاع مقدس، مقالات علمي اساتيد و پژوهشگران گرامي را در حوزه‌هاي ذيل مورد‌پذيرش قرار مي‌دهد.

نمايش...

بيانيه گام دوم انقلاب
گام دوم انقلاب

گام دوم انقلاب

بيانيه‌ي گام دوم رهبرانقلاب به مناسب 40 سالگي انقلاب اسلامي

نمايش...

فرآيند طرح‌هاي جايگزين و كسري خدمت مقدس سربازي
فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

متقاضيان استفاده از طرح جايگزين يا كسر خدمت پس از مطالعه شرايط زير ضمن رعايت تمامي شرايط اقدام نمايند.

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحب‌نظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره