كاربر ميهمان چهارشنبه، 14 خرداد 1399
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



هم‌نشين فقرا با شهدا نشست! / نگاهي به زندگي شهيد «ناصر فولادي»

در هر گوشه از شهرمان، تصويري است از مرداني كه روزگاري در ميان ما بوده‌اند و حالا ما حسرت به دل مانده‌ايم تا فقط كمي بيش‌تر آن‌ها را بشناسيم.

28 ارديبهشت 1393-11:20:08


هم‌نشين فقرا با شهدا نشست! / نگاهي به زندگي شهيد «ناصر فولادي»
28 ارديبهشت 1393-11:20:08
منبع: سايت راسخون
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، شهيد «ناصر فولادي» از همان‌هايي است كه حتي حسرتِ باهم بودن را بر دل خيلي‌ها نشاند و زودتر از آن‌كه فكرش را بكنيم، راه آسمان را پيش گرفت.

سردار شهيد ناصر فولادي، از دانش‌جويان پيرو خط امام، مسئول تربيت‌بدني سپاه منطقة 6 كشور و بخشدار جبالبارز، از مناطق محروم جنوب استان كرمان بود كه در عمليات «بيت‌المقدس»، ساعاتي پس از فتح‌الفتوح رزمندگان جبهة اسلام، به شهادت رسيد.

«نسأل ‌الله منازل الشهدا»

مادر هر روز سورة محمّد را مي‌خواند و مي‌گفت: وقتي بچّه‌ام به‌دنيا بيايد و بزرگ شود، با تقوا مي‌شود.

سورة يوسف را هم به سيب مي‌خواند و مي‌خورد تا چهرة زيبايي داشته باشد. ناصر هم زيبا بود، هم باتقوا.

پنج‌ساله بود كه رفت مكتبخانه تا قرآن ياد بگيرد. همان‌موقع شروع كرد به نماز خواندن و جزء آخر قرآن را هم حفظ كرد. معلّمش مي‌گفت: خيلي وقت‌ها ظرف غذايش را درمي‌آورد، مي‌رود پيش چند نفر از بچّه‌هايي كه با خودشان غذا نياورده‌اند، مي‌نشيند و همان غذاي كم را با آن‌ها مي‌خورد.

مادر اصرار داشت كه به دبيرستان برود، رشتة رياضي بخواند و مهندس بشود. نمي‌خواست روي حرف مادر حرفي زده باشد. رفت دبيرستان، رشتة رياضي خواند و در رشته‌ مهندسي متالوژي دانشگاه صنعتي شريف تهران قبول شد؛ همان چيزي كه مادر دوست داشت.

خيابان خيلي شلوغ بود. جمعيت به صفوف سربازهاي رژيم كه خيابان را بسته بودند، رسيد و همان جا متوقف شد. يك جرقه كافي بود تا آتش خشم مردم، صفوف سربازها را در هم بشكند. ناصر رفت روي يك ماشين كه وسط مردم بود و رو به سربازها فرياد زد: سينة من آماج گلوله‌هاي شماست...

سرش را تراشيده بود. پرسيدم: چرا سرت را تراشيده‌اي؟

گفت: امام دستور دادند سربازها از پادگان‌ها فرار كنند. دژبان‌ها هم سربازهايي را كه از پادگان فرار مي‌كنند، بازداشت مي‌كنند. حالا اگر جوان‌ها سرهايشان را بتراشند، تشخيص سربازها براي دژبان‌ها سخت مي‌شود.

رفتيم كوه. بين راه بوديم كه وقت نماز شد. گفت: بايد همين جا بايستيم و چون آب نيست، تيمّم كنيم و نماز بخوانيم.

اما بچّه‌ها مي‌گفتند: تا چند ساعت ديگر ادامه بدهيم تا به جايي برسيم كه آب باشد، بعد وضو بگيريم و نماز بخوانيم.

وقتي ناصر اصرار بچّه‌ها را ديد، گفت: شما مطمئن‌ هستيد كه به آب مي‌رسيد؟ اگر شما مطمئنيد، من نمازم را بعداً مي‌خوانم؛ اگر نه، بگذاريد همين جا نماز بخوانم.

به‌عنوان بخشدار معرفي شده بود، ولي ما نمي‌دانستيم. وقتي آمد توي بخشداري، مثل يك ارباب‌رجوع يك گوشه نشست. چاي كه خورد، يكي از همكاران پرسيد: خُب! شما چه‌كار داريد؟

گفت: من برادر كوچك شما هستم. از استان‌داري معرفي شده‌ام تا با شما هم‌كاري كنم.

هيچ‌وقت نديدم پشت ميز بنشيند. يك قلم و كاغذ دستش بود و احتياجات مردم را در هرجايي كه بود، مي‌نوشت. مي‌گفت: من را بخشدار صدا نزنيد، من برادر كوچك‌تر شما هستم. به من بگوييد ناصر، برادر فولادي.

براي اتمام ساختمان بخشداري، به سيمان نياز داشتيم. يك‌ روز دو كاميون سيمان به بخشداري آوردند، ولي كارگر نداشتيم تا سيمان‌ها را خالي كنيم. ناصر دست‌به‌كار شد و شروع كرد به خالي كردن كيسه‌هاي سيمان. وقتي دو كيسه سيمان روي شانه‌هايش گذاشت، يكي از راننده‌ها پرسيد: اين كارگر كيه كه اين‌قدر خوب كار مي‌كند؟

گفتم: بخشدار منطقه!

چند نفر از روستايي‌ها با پاي برهنه كنار جاده ايستاده بودند. ناصر كه پشت فرمان ماشين نشسته بود، كنارشان ايستاد و سوارشان كرد تا به مقصد برساندشان. از محلي كه بايد پياده‌شان مي‌كرد، گذشتيم. روستايي‌ها كه خيال مي‌كردند ما قصد اذيت كردنشان را داريم، شروع كردند به بدوبيراه گفتن و فحش دادن به ناصر.

برگشت و آن‌ها را در جايي كه مي‌خواستند، پياده كرد. كمي‌ آن‌طرف‌تر، ايستاد و شروع كرد به گريه كردن. پرسيدم: چي شده؟ از اين كه جلوي من بهت فحش دادند، ناراحتي؟

اشك‌هايش را پاك كرد و گفت: نه! از اين ناراحتم كه در ايران چنين افرادِ محرومي داريم. من فحش‌هاي اين‌ها را به جان مي‌خرم و از خدا مي‌خواهم به من توفيق دهد تا در خدمت مردم محروم باشم.

بالا رفتن از كوه، هم‌پاي ناصر، برايم خيلي مشكل بود. سختي مسير از يك طرف، سردي شديد هوا از طرف ديگر، و به همة اين‌ها بايد سرعت و چالاكي ناصر را هم اضافه مي‌كردم و از كوه بالا مي‌رفتم. وقتي بالاي كوه رسيديم، ناصر گفت: مشكلات دنيا هم همين‌طوري هستند؛ در نگاه اوّل خيلي بزرگ به‌نظر مي‌آيند، ولي وقتي باهاشان دست‌وپنجه نرم كني، مي‌بيني خيلي هم بزرگ نيستند.

داشتم گندم درو مي‌كردم. آقاي بخشدار آمد به‌طرفم، دستم را گرفت و من را به‌طرف خودش كشيد. دستم را بوسيد و گفت: من بايد دست تو را روي چشم‌هايم بگذارم. به گفتة پيامبر، دستي كه زحمت مي‌


هم‌نشين فقرا با شهدا نشست! / نگاهي به زندگي شهيد «ناصر فولادي»

28 ارديبهشت 1393-11:20:08

منبع: سايت راسخون

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

ارتحال ملكوتي حضرت امام خميني(ره)
انتخاب حضرت آيت ا...خامنه اي به رهبري نظام جمهوري اسلامي توسط مجلس خبرگان رهبري


فصلنامه
فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه‌ي علمي- ترويجي مطالعات دفاع مقدس، مقالات علمي اساتيد و پژوهشگران گرامي را در حوزه‌هاي ذيل مورد‌پذيرش قرار مي‌دهد.

نمايش...

بيانيه گام دوم انقلاب
گام دوم انقلاب

گام دوم انقلاب

بيانيه‌ي گام دوم رهبرانقلاب به مناسب 40 سالگي انقلاب اسلامي

نمايش...

فرآيند طرح‌هاي جايگزين و كسري خدمت مقدس سربازي
فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

متقاضيان استفاده از طرح جايگزين يا كسر خدمت پس از مطالعه شرايط زير ضمن رعايت تمامي شرايط اقدام نمايند.

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحب‌نظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره