كاربر ميهمان پنجشنبه، 27 مهر 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



آغاز جنگ تا سقوط خرمشهر/ از خاطرات سرهنگ جانباز قمري از كاركنان و فرماندهان دژ خرمشهر در دوران دفاع مقدس

خرمشهر در طول تاريخ، نبردهاي بسياري را به خود ديده است، اما شايد هيچ كدام به اندازه آخرين نبرد در ذهنش نمانده باشد. اين را حتّي تركش هايي كه امروز بر برخي ساختمان هاي شهر است بخوبي نشان مي دهد و اين روايت دو سقوط است در اين نبرد

6 مهر 1393-14:02:41


آغاز جنگ تا سقوط خرمشهر/ از خاطرات سرهنگ جانباز قمري از كاركنان و فرماندهان دژ خرمشهر در دوران دفاع مقدس
6 مهر 1393-14:02:41
منبع: سايت هيئت معارف جنگ شهيد سپهبد علي صياد شيرازي
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير منابع

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: خرمشهر در طول تاريخ، نبردهاي بسياري را به خود ديده است، اما شايد هيچ كدام به اندازه آخرين نبرد در ذهنش نمانده باشد. اين را حتّي تركش هايي كه امروز بر برخي ساختمان هاي شهر است بخوبي نشان مي دهد و اين روايت دو سقوط است در اين نبرد؛ اول روايت سقوط خرمشهر و تبديل آن به خونين شهر(24 مهرماه) و دوم روايت سقوط يكي از مجهزترين ارتش هاي جهان در برابر نيروهاي ايراني.

خرمشهر از روز ابتدايي جنگ تحميلي مورد توجه رژيم عراق بود و قرار بود در طرحي بلندپروازانه با ادوات زرهي كه داشت كل خرمشهر را در 24 ساعت تصرف كند، اما مقاومت جانانه نيروهاي ارتش در كنار نيروهاي مردمي شهر باعث شد خاطره مقاومت 34 روزه اين شهر در يادها باقي بماند. در اين قسمت خاطرات سرهنگ قمري از كتاب باغ سوخته گزينش شده است تا حدودي به چرايي سقوط خرمشهر و نقش ارتش و مردم در مقاومت پرداخته شود.

سرهنگ قمري در خاطرات خود از روزهاي اول جنگ بيان مي كند :

از اولين ساعات روز 31 شهريور 59 عراق به طور علني فعاليت مي كرد. سيم خاردار مرزي را كه سه رديف بود برداشته بود و تانك هايش از سنگرها بيرون آمده،200 متر پشت مرز آمادۀ حركت بودند. ساعت 11 صبح يكي از درجه داران ژاندارمري خود را به گروهان من رساند و آرايش نظامي عراقي ها را اطلاع داد. ساعت 11:5 گروهبان وظيفۀ يگان خودم همين خبر را تأييد كرد.

بلافاصله به طرف سرپرست تيم تانكها رفتم، وضعيت را به آن ها گفتم و از آن ها خواستم آماده باشند. سرپرست تيم تانك دستورات لازم را صادر كرد و تانك هاي چيفتن بلافاصله گلوله گذاري كردند و به طرف موضع رفتند. سرپرست تيم تانك گفت : جناب سروان قول مي دهم اگر هزار تا تانك هم به طرف ما حركت كنند با همين 5 دستگاه تانك حساب شان را برسيم. من هم آنها را تشويق كردم و به تجربه مي دانستم كه اين چيفتن ها با لاشه ي بزرگي كه دارند زود مورد هدف قرار مي گيرند، ولي به روي خودم نياوردم.

... ساعت 2 بعدظهر بود كه در يك لحظه آسمان سياه شد. ابتدا فكر كرديم كلاغ هاي منطقه آسمان را پر كرده اند، ولي لحظاتي بعد ديديم كه هواپيماهاي سياه رنگ عراقي از قسمت هاي مختلف از بالاي سر ما رد شدند و به طرف خرمشهر و آبادان رفتند. در آن لحظه ما نتوانستيم حتي يك گلوله ضد هوايي به سمت آنها شليك كنيم و فقط تماشا مي كرديم. آن ها آن قدر پايين پرواز مي كردند كه چهرۀ خلبان مشخص بود. هواپيماها به طرف ايران پرواز كردند. دقايقي بعد از صداي انفجارهاي مهيب فضاي منطقه را گرفت و پشت سر آن، هواپيماها مجددا به بالاي سرما آمدند و اين بار تعداد زيادي از بمب هاي خود را به طرف دژها ريختند.

خبر رسيد تعداد زيادي از نيروهاي ايران در گمرك مجروح و كشته شده اند. مي دانستم در اثر شدت بمباران تعدادي از نيروهاي ما هم مجروح خواهند شد. به همين خاطر گشتي در يگان زدم. در همان لحظات چهره كثيف جنگ را ديدم كه چگونه جوانان ما را بي گناه در خاك و خون مي كشد. تنها خودروي آمادۀ يگان را كه همان جيپ ميول بود تحويل مسئوول بهداري دادم كه مجروحان را به بيمارستان ببرد. حالا ديگر خودرويي هم براي جابه جايي نداشتم.

... وقتي به پل نو رسيدم، زارعيان و نيروهايش را ديدم كه با سر و وضعي آشفته در پشت خاكريزي مستقر شده اند. به سرعت خودم را به او رساندم. با ديدن او بي اختيار گريه ام گرفت. زارعيان هم در حالي كه مي خواست اشك هايش را پنهان كند مرا در آغوش كشيد. به هرجان كندني بود بغضم را فرو خوردم و گفتم : ديدي چه بر سر ما آمد؟

گفت : مسلماً اين جور نمي ماند. بايد يه فكري بكنيم.

شروع به برنامه ريزي براي حملۀ بعدي كرديم. هوا رو به تاريكي مي رفت و معلوم شد عراقي ها در شب قصد حمله ندارند. هنوز هوا تاريك و روشن بود كه از پل نو به سمت عراق يورش برديم. اين بار 10 دستگاه جيپ كنار ما بود و ما مي توانستيم چندين گروه را فعال كنيم و چنين كرديم. يعني از چهار طرف به عراقي ها يورش برديم و حتي خود زارعيان به پشت سر عراقي ها رخنه كرد و شروع به شكار تانك ها نمود. عراقي ها در خواب و بيداري متوجه حملۀ ما شدند و شروع به عقب نشيني كردند.

توپخانه عراقي ها با حجم زياد و بي هدف كار مي كرد و ما موفق تر بوديم و مجبور كرديم عقب نشيني كنند. ما شلمچۀ ايران و سپس شلمچۀ عراق را گرفتيم و يكي از پرسنل گروه زارعيان پرچم ايران را در بالاي پاسگاه عراق برافراشت.

زارعيان هنوز مشغول نبرد بود و راديو عراق برنامه اش را به موضوع زارعيان تغيير داد و اعلام كرد :

سركار ستوان زارعيان شما نمي توانيد با چند دستگاه تفنگ 106 با ارتش مجهز عراق مقابله كنيد. پيشنهاد مي كنيم خودتان را تسليم كنيد. مسلماً كشور عراق متعهد مي شود شما را به هر كشوري كه مايل باش


آغاز جنگ تا سقوط خرمشهر/ از خاطرات سرهنگ جانباز قمري از كاركنان و فرماندهان دژ خرمشهر در دوران دفاع مقدس

6 مهر 1393-14:02:41

منبع: سايت هيئت معارف جنگ شهيد سپهبد علي صياد شيرازي

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير منابع


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

والفجر4- شمال مريوان ومنطقه عمومي پنجوين دردره شيلر درداخل خاك عراق


فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره