كاربر ميهمان چهارشنبه، 14 خرداد 1399
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



وصيت «تيمسار» قبل از پرواز/ به اميد چه كسي نشسته‌ايم؟

تيمسار در جلسه ۲ ساعته چنان سخنراني كرد كه همه از حالت حرف زدنش متعجب شده بودند. نكاتي را درباره آينده نيرو به فرماندهان گفت كه انگار وصيت‌نامه مي‌خواند.

15 دي 1393-07:41:09


وصيت «تيمسار» قبل از پرواز/ به اميد چه كسي نشسته‌ايم؟
15 دي 1393-07:41:09
منبع: خبرگزاري فارس
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: 15 دي ماه سال 1373 يكي از تلخ ترين روزها براي نيروي هوايي ارتش است. هواپيماي حامل جمعي از فرماندهان اين نيرو كه براي بازديد به پايگاه اصفهان رفته بودند، در هنگام بازگشت و در دقايق ابتدايي پرواز، دچار سانحه شده و پس از برخورد با زمين آتش مي گيرد تا نيروي هوايي، موثرترين فرمانده تاريخ خود را به همراه جمعي از معاونينش از دست بدهد.

در ميان شهداي اين سانحه، سرتيپ منصور ستاري فرمانده وقت نيروي هوايي، سرتيپ خلبان مصطفي اردستاني معاون عمليات و سرتيپ خلبان سيد عليرضا ياسيني رئيس ستاد و معاون هماهنگ كننده نهاجا از جايگاه ويژه اي برخوردار بودند. به همين دليل سعي كرديم در ايام سالگرد شهادت اين عزيزان در سه بخش مجزا، مروري داشته باشيم بر گوشه هايي از زندگي اين سه فرمانده شهيد.

سال 1327 بود كه منصور ستاري در روستاي ولي آباد ورامين به دنيا آمد. پدرش حاج حسن ستاري، شاعري اهل دل بود كه ديواني به نام «ماتمكده عشاق» داشت. منصور، 9 ساله بود كه پدرش از دنيا رفت و او يتيم شد.

زندگي در روستا براي كسي كه دلش مي خواست درس بخواند بسيار سخت بود. دوران ابتدايي را در مدرسه ولي آباد ورامين و دوران متوسطه را در روستاي «پوئينك» باقر آباد به پايان رسانيد و در طول دوران تحصيل، همواره يكي از شاگردان ممتاز به شمار مي‌رفت.

خودش مي گويد: « سالهايي كه به مدرسه مي رفتم، سالهاي سخت و پررنجي بود. آن سرماي طاقت فرسا را كه تا مغز استخوانم نفوذ مي كرد هرگز از ياد نمي برم. كرخي و سنگيني دستها و پاهايم را كه در بوران برف به سياهي مي گرائيد و لبهاي ترك خورد از سرما را كه هميشه دردناك و متورم بود، هيچگاه فراموش نخواهم كرد.

يادم هست يك روز كه به قصد مدرسه از خانه خارج شدم، كولاك شديدي از برف منطقه را فرا گرفته بود. پدر من از دنيا رفته بود و وضعيت مالي خوبي نداشتيم. هيچوقت نمي توانستيم آنقدر پول خرج كنيم كه كفش بخريم. هميشه كتاني پارچه اي به پا مي كرديم حتي در روزهاي سرد زمستان كتاني در برف خيس مي شد و به پاهاي ما مي چسبيد و سرما تا عمق جانمان نفوذ مي كرد اما چاره اي جز تحمل آن نداشتيم.

آن روز را خوب به خاطر دارم. در راه مدرسه بايد از يك تنگه كه به دره اي عميق مشرف بود رد مي شدم.

با احتياط بسيار در حالي كه چشمانم به خوبي نمي ديد از كناره ديوار به جلو رفتم كه ناگهان باد شديدي در تنگه پيچيد و مرا چون تكه كاغذي بلند كرد و به قعر دره پرتاب نمود.

در برفها فرو رفته بودم و تمام بدنم سنگين و بي حس بود. احساس كردم كه دارم از هوش مي روم. با تمام توان سعي كردم از جايم بلند شوم و به سختي بسيار، پس از چند بار سقوط، از دره بيرون آمدم.

با مشقت زياد از تنگه بيرون رفتم و خودم را به خانه اي رساندم. با آخرين قوايي كه برايم باقي مانده بود به در كوبيدم و ديگر چيزي نفهميدم.

به هوش كه آمدم در اتاقي گرم بودم، آنها مرا نجات داده بودند. ناخنهاي پاهايم سياه شد و افتاد اما خداوند زندگي دوباره اي به من بخشيده بود. تصميم گرفتم از اين فرصت دوباره بهترين استفاده را ببرم.»

تحمل اين سختي ها از كودكي كه سالها بعد مي بايست فرمانده يكي از مهمترين قواي ارتش شود، چندان هم عجيب نبود.يك روز تعطيل كه منصور به مدرسه نرفته بود. به او گفتم: «امروز گاوها را پشت باغ ببر بگذار بچرند.» خودم هم به باغچه پايين ده رفتم تا مقداري علوفه بچينم تا اينكه اگر فردا به صحرا رفتيم، گاوها در اصطبل گرسنه نمانند.

از باغچه كه برگشتم، ديدم منصور هنوز نرفته و شلوارش به آرد آغشته شده است. آن زمان به دليل رايج نبودن پول، براي خريد مايحتاج‌مان آرد يا گندم به فروشنده مي‌داديم.

گفتم: «منصور! اگر چيزي مي‌خواستي بخري، به جاي آرد، گندم مي‌دادي. حالا بگو ببينم چي خريدي؟»

جواب نداد. چند بار سؤالم را تكرار كردم، ولي بي نتيجه بود.

در آن زمان، منصور كلاس پنجم ابتدايي بود. مدرسه‌اي كه در آن درس مي‌خواند، نزديك خانه بود، ظهرها براي خوردن ناهار به خانه مي‌آمد و دوباره به مدرسه بازمي‌گشت. يكي دو روز از جريان آرد بردن منصور گذشته بود كه او براي ناهار به خانه آمد اما بلافاصله به مدرسه برگشت. هنگامي كه مادرم سفره را پهن كرد، ديدم يكي از نانهاي درون سفره كم شده است. فهميدم كار منصور است.

لحظه‌اي بعد منصور برگشت و آهسته سر سفره نشست. طوري وانمود مي‌كرد كه انگار هيچ اتفاقي نيفتاده است. پيش دستي كردم و گفتم: «منصور! نان را كجا بردي؟»

گفت: «كدام نان؟»

گفتم: «همان كه چند لحظه پيش آمدي و از سر سفره برداشتي.»

منصور كه فكر مي‌كرد من از كاري كه او انجام داده با خبرم، از روي ناچاري گفت: «اگر بگويم دعوايم نمي‌كني؟»

گفتم: «نه، بگو!»

گفت: «يكي از همكلاسي‌هايم سر


وصيت «تيمسار» قبل از پرواز/ به اميد چه كسي نشسته‌ايم؟

15 دي 1393-07:41:09

منبع: خبرگزاري فارس

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

ارتحال ملكوتي حضرت امام خميني(ره)
انتخاب حضرت آيت ا...خامنه اي به رهبري نظام جمهوري اسلامي توسط مجلس خبرگان رهبري


فصلنامه
فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه‌ي علمي- ترويجي مطالعات دفاع مقدس، مقالات علمي اساتيد و پژوهشگران گرامي را در حوزه‌هاي ذيل مورد‌پذيرش قرار مي‌دهد.

نمايش...

بيانيه گام دوم انقلاب
گام دوم انقلاب

گام دوم انقلاب

بيانيه‌ي گام دوم رهبرانقلاب به مناسب 40 سالگي انقلاب اسلامي

نمايش...

فرآيند طرح‌هاي جايگزين و كسري خدمت مقدس سربازي
فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

متقاضيان استفاده از طرح جايگزين يا كسر خدمت پس از مطالعه شرايط زير ضمن رعايت تمامي شرايط اقدام نمايند.

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحب‌نظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره