كاربر ميهمان چهارشنبه، 1 آذر 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



روايتي از شهادت حجت‌الاسلام ايزدي؛ فرشته نجات گردان عمار

در حين عمليات بوديم كه دست چپ من مجروح شد، داخل كانال بوديم، حاج آقا ايزدي دست من را بست و گفت: شما برو عقب. ديگر او را نديدم. صبح عمليات بود كه بعد از دفع پاتك عراقي‌ها سراغش را از يكي از بچه‌ها گرفتم...

26 اسفند 1393-09:00:21


روايتي از شهادت حجت‌الاسلام ايزدي؛ فرشته نجات گردان عمار
26 اسفند 1393-09:00:21
منبع: خبر گزاري تسنيم
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: عمليات محمد رسول الله در دي ماه 1360 از دو محور مريوان و پاوه روي منطقه خرمال توسط احمد متوسليان و ابراهيم همت رهبري شد كه اين عمليات سنگ بناي تأسيس تيپ 27 محمد رسول‌الله به شمار مي‌رود. مؤسس اصلي اين لشكر احمد متوسليان بود كه در سال 1360 با ادغام نيروهاي سپاه مريوان، پاوه و همدان تيپ 27 محمد رسول‌الله را تشكيل داد و فرماندهي تيپ مذكور را نيز خود به‌عهده گرفت. اين تيپ بعدها و پيش از عمليات بيت‌المقدس به لشكر تبديل شد. حسين‌زاده يكي از رزمندگان گردان عمار لشكر 27 حضرت رسول تهران به روايت خاطره‌اي از ايام پيش از عمليات در اين گردان پرداخته است كه درباره شهيد حجت الاسلام والمسلمين حاج حسين ايزدي است. اين خاطره در ادامه مي‌آيد:

يكي از روزهايي كه در منطقه غرب كشور يعني كردستان بوديم و براي يكي از عمليات‌ها آماده مي‌شديم بچه‌ها به‌خاطر فشارهاي زياد تمرين‌هاي عملياتي خسته بودند و به شارژ دوباره روحيه‌اي نياز داشتند. عصر يكي از پنجشنبه‌ها بود كه روي يكي از ارتفاعات دور آتش نشسته بوديم و مشغول درست كردن چاي بوديم. چند ارتفاع آن طرف‌تر نقطه سفيد و سرگرداني به چشم مي‌خورد كه بالا و پايين مي‌گرفت، هركسي كه آن را مي‌ديد درموردش حرف و حدسي مي‌زد.

اغلب بچه‌ها گفتند شايد راه‌گم‌كرده‌اي است كه سرگردان شده اما درمورد اينكه چرا سفيد است احتمال داده‌اند شايد عمامه سفيد بر سر دارد. در ميان شوخ‌طبعي بچه‌ها گفتيم يكي برود كمكش كند. احتمالاً منطقه را زياد بلد نيست اما راه دور بود و هوا رو به تاريكي بود كسي حس اين را نداشت كه اين همه ارتفاع را برود و كمكش كند.

قرعه به نام من افتاد كه به‌دنبالش بروم. با سرعت زيادي رفتم و بعد از چند دقيقه رسيدم. ديدم او يك شيخ روحاني با لباس روحانيت و بسيار مرتب و تميز در ميان راه كوه گير كرده است. تا من را ديد انگار فرشته نجاتش را ديده باشد. ايستاديم، روبوسي كرديم، گفتم: حاج آقا، اين ساعت اينجا چه مي‌كنيد؟ با صدايي آرام و نجيب و با لحني خاص گفت: «من روحاني‌ام، از حوزه علميه مرا براي تبليغ فرستاده‌اند براي لشكر 27، آنجا هم كسي به من گفت اين مسير كوه را اگر چند ارتفاع آن‌طرف‌تر بيايم مي‌رسم به گردان نمي‌دانم مالك؟ مسلم؟ يا چيز ديگر. به من گفتند برايشان نماز جماعت برپا كنم و برگردم. از آنجايي كه من هم بار اولي بود كه به اين جبهه مي‌آمدم راه را گم كرده بودم، متوسل شده بودم كه خدايا چه كنم». من هم با شوخي با او گرم گرفتم و گفتم: ما خيلي وقت شما را مي‌ديديم كه اين طرف و آن طرف مي‌رويد.

به‌گرمي همراهي‌اش كردم و گفتم: درست آمديد شما براي لشكر ماييد. بچه‌هاي ما هم خيلي دلشان مي‌خواست يك روحاني مثل شما همراهي‌شان كند. وقتي دو سه قدم پشت سرم آمد، گفت: برادر، ببخشيد به من گفته‌اند بايد آن طرفي بروم. گرداني كه بايد در آن حاضر باشم آن طرف است. من گفتم: اصلاً من را براي شما فرستاده‌اند گفته‌اند شما را به گردان عمار ببرم. به چادرها كه رسيديم وقتي بچه‌ها او را ديدند خيلي خوشحال شدند.

ميان بچه‌ها ولوله افتاد، خيلي وقت بود يك روحاني به ميان‌شان نيامده بود. همه دورش جمع شده بودم و با او شوخي مي‌كردند. او يك روحاني باحيا و نجيب بود و شرم و حيا مانع مي‌شد مثل بچه‌ها راحت باشد اما بچه‌ها خيلي گرم با او شوخي مي‌كردند. وقتي لبخندها و خاطراتش برايم زنده مي‌شود اشك‌هايم نيز روي گونه‌هايم جاري مي‌گردد. اسمش حجت الاسلام والمسلمين حاج حسين ايزدي بود.

آن موقع نماز جماعتي به پا شد كه حتم دارم عرشيان نيز حظ بسياري از اين نماز بردند. از ايشان خواستيم منبر بروند و سخنانش نيرو و قدرت بسياري به بچه‌ها بخشيد. وقتي بعد از سخنراني مي‌خواست برود به او گفتم: دلتان مي‌آيد وسط اين كوه و كمر ما را تنها بگذاريد و برويد؟ گفت: به من دستور داده‌اند سريع‌تر به تبليغات لشكر برگردم. گفتم: هماهنگ شده زحمت دعاي كميل شب جمعه را هم بكشيد. با لبخندي كه زد يك جورهايي به من فهماند كه متوجه ِدروغم شده است اما باز هم قبول كرد. مراسم دعاي كميل واقعاً خاص بود. بعد از دعا گفت: اگر اجازه بدهيد بروم. گفتم: حاج آقا، تا شام را با بچه‌ها بخوريد من با تبليغات لشكر صحبت مي‌كنم، اين چند روزه كه ما روي اين ارتفاعات هستيم مأموريت شما را لحاظ كنند و وقتي قرار شد به عمليات برويم شما هم به تبليغات برويد. او هم قبول كرد.

بعد از شام گفتم: حاج آقا، هماهنگ شد نام شما را به‌عنوان مبلغ ثابت گردان عمار رد كردند، نگران نباشيد. گفت: حال وظيفه من اينجا چيست؟ گفتم: هيچي. ما از آن بچه‌هايي نيستيم كه شما را اذيت كنيم همين نماز جماعت و دعا برايمان كافي است، گفت: چشم. چند روزي را كنارش صفا كرديم، يك رو


روايتي از شهادت حجت‌الاسلام ايزدي؛ فرشته نجات گردان عمار

26 اسفند 1393-09:00:21

منبع: خبر گزاري تسنيم

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

عمليات نصر 9 - منطقه حاج عمران عراق


فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره