كاربر ميهمان چهارشنبه، 1 آذر 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



برشي از «خاك هاي نرم كوشك»: توفيق جنگيدن با ضد انقلاب به روايت شهيد برونسي

سيدكاظم حسيني، همرزم شهيد برونسي در نقل خاطرات شهيد از اولين روزهاي اعزام نيرو براي جريان خلق كُرد و كمك به شهر پاوه مي گويد: چشم هايش گريان بود، گفتم چرا گريه مي كني؟ گفت مي ترسم اسمم در نيايد و از توفيق جنگيدن با ضدانقلاب محروم شوم.

26 اسفند 1393-10:12:45


برشي از «خاك هاي نرم كوشك»: توفيق جنگيدن با ضد انقلاب به روايت شهيد برونسي
26 اسفند 1393-10:12:45
منبع: خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: سيدكاظم حسيني، همرزم سردار شهيد عبدالحسين برونسي در نقل خاطرات شهيد، در كتاب خاك هاي نرم كوشك از اعتقاد خاص شهيد برونسي مي گويد: جريان خلق كُرد و حمله به شهر پاوه تازه پيش آمده بود همان روزها اولين نيروها را مي خواستند اعزام كنند كردستان از مشهد. ميان بچه هاي عمليات سپاه شور و هيجان ديگري بود شادي و خوشحالي توي نگاه همه موج مي زد هيچكس صحبت از ماندن نمي كرد همه بدون استثنا حرف از رفتن مي زدند هركس را نگاه مي كردي روي لبش خنده بود. ناراحتي ها از وقتي شروع شد كه رستمي فرمانده وقت سپاه مشهد آمد پيش بچه ها و گفت: «متأسفانه ما 25 نفر بيشتر سهميه نداريم».

يك آن حال و هواي بچه ها از اين رو به آن رو شد. حالا تو هر نگاهي غم و ترديد موج مي زد. اين كه داوطلب ها بخواهند بروند، حرفش را هم نمي شد زد همه مي خواستند بروند. قرار شد بچه ها خودشان با هم به توافق برسند و 25 را معرفي كنند اين هم به جايي نرسيد بالاخره آقاي رستمي آمد و گفت خودمان 25 را انتخاب مي كنيم يعني براي اينكه حق كسي ضايع نشود قرعه كشي مي كنيم.

شروع كردند به نوشتن اسم بچه ها. من گوشه سالن كنار عبدالحسين نشسته بودم. ديگر قيد رفتن را زدم از بين آن همه اسم بخواهد دربيايد احتمالش ضعيف بود يكدفعه شنيدن صداي گريه اي مرا به خود آورد زود برگشتم طرف عبدالحسين صورتش خيس اشك بود چشم هايم گرد شد پرسيدم گريه براي چه؟ همانطور كه آهسته گريه مي كرد گفت: «مي ترسم اسمم درنيايد و از توفيق جنگيدن با ضد انقلاب محروم شوم».

دست و پايم را گم كردم آن همه عشق و اخلاص آدم را گيج مي كرد به هر زحمتي بود به حرف آمدم و گفتم: «بالاخره اصل كار نيت است بايد نيت انسان درست باشد خدا خودش كه شاهد قضيه هست». گفت: «بله خدا شاهد قضيه هست درست الاعمال بالنيات درست؛ ولي اينكه خداوند به آدم توفيق بدهد در چنين كاري باشد خودش يك چيز ديگر است». آهسته گريه مي كرد و آهسته حرف مي زد.

از جنگ بدر گفت و ادامه داد: «تا تاريخ هست و تا اين دنيا هست آن هايي كه توي جنگ بدر بودند با آن هايي كه نبودند فرق دارند چه بسا بعضي ها دوست داشتند در جنگ باشند اما توفيق پيدا نكردند حالا در آن لحظه مدينه نبودند يا مريض بودند يا تب شديد داشتند يا هرچه كه بودند نمي خواستند خلاف دستور پيغمبر(ص) عمل كنند ساكت شد. به صورتم نگاه كرد. با سوز گفت: «توي قيامت وقتي بدريون را صدا مي زنند ديگر شامل آن هايي كه در جنگ بدر نبودند نمي شود. فقط آن هايي مي روند جلو كه توي جنگ بدر شركت كردند و عليه كفار و منافقان بدتر از كفار شمشير زدند».

با آن بينش و با آن سطح فكر حق هم داشت گريه كند به حال خودم افسوس خوردم وقتي همه اسم ها را نوشتند قرعه كشي شروع شد اسم او و 24 نفر ديگر در آمد من هم جزء آن هايي بودم كه توفيق پيدا نكردند.

سي و چهار پنج روز ديگر برگشتند با بقيه بچه هاي عمليات رفتيم پيشواز اول بنا نبود عمومي باشد كم كم مردم جريان را فهميدند خيابان تهران هم هرلحظه شلوغ تر مي شد و رفتن ما مشكل تر. به هر زحمتي بود رسيديم صحن امام. ديگر جاي سوزن انداختن نبود يكدفعه ديدم عبدالحسين رفت توي جايگاه سخنراني كلاه آهني هنوز سرش بود از اين بند حمايل ها هم سر شانه انداخته بود با لباس سبز سپاه. بچه هاي صدا و سيما هم آمده بودند براي فيلمبرداري. شروع كرد به صحبت.

حرف هايش بيشتر از قرآن بود و احاديث. همان ها را خيلي مسلط ربط مي داد به جريان كردستان مردم عجيب خيره اش شده بودند هرچه بيشتر حرف مي زد آدم را بيشتر جذب مي كرد اوضاع كردستان را خوب جا انداخت از خيانت برخي پرده برداشت و آخر كار مردم را تشويق كرد به رفتن كردستان و جنگيدن با ضدانقلاب و قطع كردن ريشه فتنه.

سردار شهيد عبدالحسين برونسي در سال 1321 در روستاي «گلبوي كدكن»، از توابع تربت حيدريه، قدم به عرصه هستي نهاد. در كلاس چهارم دبستان، به خاطر بيزاري از عمل معلمي طاغوتي، و فضاي نامناسب درس و تحصيل، مدرسه را رها مي كند و با شروع جنگ تحميلي، در اولين روزهاي جنگ، به جبهه روي مي آورد. به خاطر لياقت و رشادتي كه از خود نشان مي دهد، مسؤوليت هاي مختلفي را برعهده او مي گذارند كه آخرين مسئوليت او، فرماندهي تيپ هجده جوادالائمه (س) است، كه قبل از عمليات خيبر، عهده دار آن مي شود. با همين عنوان، در عمليات بدر، در حالي كه شكوه ايثار و فداكاري را به سر حد خود مي رساند،در 23 اسفندماه 1363 به شهادت مي رسد. جنازه مطهرش، با توجه به آرزوي قلبي خود، مفقودالأثر مي شود و بعد از 27 سال پيكر مطهرش در تفحص مناطق عملياتي جنگ هشت ساله در سال1390 پيدا شده و در شهر مقدس مشهد تشييع و به خاك سپرده مي شود.


برشي از «خاك هاي نرم كوشك»: توفيق جنگيدن با ضد انقلاب به روايت شهيد برونسي

26 اسفند 1393-10:12:45

منبع: خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

عمليات نصر 9 - منطقه حاج عمران عراق


فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره