كاربر ميهمان دوشنبه، 21 آبان 1397
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



روايت مادر از نبرد آخر شهيد ايراني‌ كه با «فاطميون افغانستاني» همراه شد

مادر شهيد حسن قاسمي‌دانا به‌نقل از يك همرزم او روايت مي‌كند: فاصله ما با دشمن ديواري ۴۰سانتي بود، فرياد مي‌زدند: تو كه هستي؟ حسن ضامن نارنجك را كشيد داخل حفره پرت كرد و فرياد كشيد: «نحن شيعة علي‌بن ابي‌طالب»، «نحن ابناء فاطمة الزهرا».

22 ارديبهشت 1394-07:36:35


روايت مادر از نبرد آخر شهيد ايراني‌ كه با «فاطميون افغانستاني» همراه شد
22 ارديبهشت 1394-07:36:35
منبع: خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: «حسن قاسمي دانا» يكي از شهداي مدافعان حرم مطهر حضرت زينب كبري(س) است كه مدتي پيش در درگيري با تروريست‌هاي تكفيري به درجه رفيع شهادت نائل آمد. اين شهيد والامقام از اهالي شهر مقدس مشهد بود كه براي دفاع از حريم اهل‌بيت(ع) و مقدسات اسلامي به صورت داوطلبانه به دمشق سفر كرده بود.

به گفته پدر شهيد قاسمي دانا، شهيد در اخبار سوريه شاهد كشت و كشتار بي رحمانه مردم توسط نيروهاي تكفيري و جسارت به حرم مطهر حضرت زينب كبري (س) و حضرت رقيه (س) بود و همين مسئله سبب شد كه خودش به صورت داوطلبانه عازم سوريه شود و از اين مكان مقدس و مردم بي گناه دفاع كند. وي از 25 فروردين ماه در سوريه حاضر شد و جمعاً به مدت 22 روز در منطقه حاضر بود و در صبح جمعه 19 ارديبهشت به شهادت رسيد. پيكر مطهر او در 22 ارديبهشت وارد كشور شد. در روز بيست و پنجم كه مصادف با نيمه ماه رجب و سالروز رحلت جانسوز عقيله بني هاشم حضرت زينب كبري (س) بود در ميان حضور پرشور مردم و مسئولان در باغ پايين آرامگاه خواجه ربيع، بلوك 6 رديف 16 به خاك سپرده شد.

نقل مشهوري است كه شهيد حسن قاسمي دانا خودش را يك افغانستاني مهاجر ساكن ايران معرفي كرده و لابلاي آنان و با جمع آنان كه داوطلبانه مي‌رفتند، رهسپار سرزمين سوريه شده است. او خودش را حسن قاسم‌پور معرفي كرده بود. براي حسن از همان ابتدا افغانستاني و ايراني نداشت. برايش دفاع از حرم، جغرافيا نداشت. يك سال از شهادتش مي‌گذرد و حالا دوستان ايراني و افغانستاني‌اش برايش يادواره مي‌گيرند و از سوز شهادتش مي‌گويند.

پدر اين شهيد در گفت‌وگويي با خبرگزاري تسنيم به گفته يكي از همرزمان فرزندش اشاره كرده و گفته بود: دشمن از حسن سئوال مي‌كرد كه تو كي هستي؟ و او پاسخ مي‌داد شيعه علي (ع)، شيعه زينب (س)، سپس دشمن مي‌گفت نه تو كافر هستي و حسن نيز در جواب همان جمله را تكرار مي‌كرد و اين تكرار بارها و بارها از سوي هر دو طرف تكرار شد تا اينكه نهايتاً نيروي دشمن به سمت فرزندم تيراندازي كرد و او به شدت مجروح شد.

مادر شهيد قاسمي دانا لحظات آخرين نبرد و لحظه شهادت حسن را به روايت يكي از همرزمان توصيف كرده است:

به سرعت تمام وارد ساختمان شديم آنقدر سرعت‌مان بالا بود كه طبقه هم كف و زير زمين را كامل گرفتيم و دشمن پا به فرار گذاشت. وارد طبقه اول شديم سه اتاق خواب داشت. دو اتاق را پاك‌سازي كرديم به اتاق سوم كه رسيديم تاريك بود متوجه حفره روي ديوار شديم كه ساختمان سه را به ساختمان چهار وصل مي‌كرد. آرام پشت ديوارها موضع گرفتيم فاصله ما با دشمن فقط يك ديوار 40 سانتي بود. متأسفانه تكفيري‌ها صداي پاي ما را شنيدند و فرياد مي‌زدند «مين أنت؟ مين أنت؟» يعني «تو كه هستي؟» حسن ضامن نارنجك را كشيد و به داخل حفره پرت كرد و فرياد كشيد «أنا شيعة علي ابن ابي‌طالب» و نارنجك منفجر شد.

صداي ناله تكفيري‌ها به گوش مي‌رسيد چند نارنجك به طرف ما پرتاب كردند. من و چند نفر ديگر زخمي شديم ولي حسن سالم بود بلند بلند رجز مي‌خواند و تيراندازي مي‌كرد به حسن گفتم يك اتاق به عقب برگرديم و در هال خانه مستقر شويم. حالا بين ما و دشمن يك اتاق فاصله بود. به خاطر زخمي شدن ما حسن خيلي غيرتي شده بود با عصبانيت داد مي‌زد «انت شيعه». به او گفتم چه مي‌گويي؟ بگو «أنا شيعه»، «نحن شيعه». قاطي كردي حسن؟ خنده‌اش گرفت. بعد رو كرد به آن ها و ابروهايش گره خورد. مدام فرياد مي‌كشيد «يا اباالفضل».

مي‌رفت جلو در حفره نارنجك مي‌انداخت و برمي‌گشت تعداد دشمن بيشتر و بيشتر مي‌شد به ما صفت‌هايي مثل كافر، مشرك، رافضي را نسبت مي‌دادند. اشك در چشم‌هاي حسن جمع شده بود و با بغض فرياد مي‌زد «نحن شيعة علي ابن ابي طالب»، «نحن ابناء فاطمه الزهرا». ديگر كسي نمي‌ توانست جلويش را بگيرد مثل يك شير درنده شده بود.

آمد طرف من اسلحه‌اش را زمين گذاشت دو نارنجك برداشت. گفت بدون اسلحه مي‌روم. مي‌روم تا كار را تمام كنم. گفتم حسن پس نارنجك‌ها را درست در حفره بينداز گفت يا علي و رفت. چند قدم كه رفت برگشت با لهجه مشهدي زيبايش گفت «سيد برايم آتش تامين مي‌ريزي؟» بعد چيزي زير لب گفت كه نفهميدم چه ذكري بود. يك لحظه نگرانش شدم. گفتم داداش نارنجك‌ها را به من بده تا من بروم و بيندازم. خنديد و گفت من كه هستم تو كه زخمي شده‌اي و رفت.

داخل اتاق فرياد مي‌كشيد «يا اباالفضل» صداي شليك چند گلوله آمد. شوكه شدم چون حسن بدون اسلحه رفت و اين نشانه تيراندازي به سمت حسن بود. چند لحظه بعد صداي انفجار نارنجك‌ها آمد صدا زدم: حسن؟ حسن؟ ولي جواب نمي‌داد؛ گريه‌ام گرفت گفتم حسن داداش؟ باز جواب نداد. رفتم داخل اتاق. يكي از بچه‌ها من را كنار زد و رفت جلو. زير بغل حسن را گرفت و ر


روايت مادر از نبرد آخر شهيد ايراني‌ كه با «فاطميون افغانستاني» همراه شد

22 ارديبهشت 1394-07:36:35

منبع: خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش
در همايش همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش:

در همايش همايش ملي علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پروش:

انعقاد تفاهنامه بين ستاد كل نيروهاي مسلح و وزارت آموزش و پرورش

نمايش...

ويژه
باز نگاهي به جنگ (بخش ۵)

باز نگاهي به جنگ (بخش ۵)

سرتيپ دوم بازنشسته پاسدار دكتر محمدعلي باراني

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره