كاربر ميهمان شنبه، 23 آذر 1398
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



«جبهه» معشوقي بود كه 18 بار دست رد به سينه‌ام زد

مصاحبه‌شونده ما متولد 1353 است. يعني وقتي كه سال 67 جنگ تمام شد، او 14 سال بيشتر نداشت و با اين وجود يك سال پاياني دفاع مقدس را در جبهه‌ها گذرانده است.

24 شهريور 1394-09:14:57


«جبهه» معشوقي بود كه 18 بار دست رد به سينه‌ام زد
24 شهريور 1394-09:14:57
منبع: سايت پايداري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

سايت پايداري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: شايد بتوان گفت عبدالمحمود محمودي 41 ساله كه در 13 سالگي به جبهه رفته، جوان‌ترين رزمنده از نسل رزمندگان دوران دفاع مقدس به شمار مي‌رود. او هنوز هم به نوعي جوان است و گوشزد‌مان مي‌كند از حماسه‌آفريني باشكوه فرزندان روح‌الله خيلي نگذشته و اين بخش از تاريخ، افسانه‌اي دور و دست‌نيافتني نيست. حماسه‌اي كه احياكننده عاشوراي حسيني بود و به همان اندازه باارزش و گرانمايه. اين قدر و قيمت را اما رزمندگاني به جنگ تحميلي بخشيدند كه ماجراي برخي از آنها چون برادران كريميان و شهيد حسن معماريان را از زبان محمودي شنيديم. قبلش هم او از تلاش به رفتن به جبهه از 11 سالگي گفت كه نهايتاً در 13 سالگي موفق به رفتن مي‌شود.

آقاي محمودي شوق رفتن به جبهه چطور و از چه زماني در شما ايجاد شد؟

پدرم عباسعلي محمودي از رزمنده‌هاي پاي كار جنگ بود كه به همراه دو برادرش بارها در جبهه حضور يافته بودند. يكي از عموهايم به نام عليرضا محمودي در عمليات بدر به شهادت رسيد و عموي ديگرم دكتر حسين محمودي به تناوب در جبهه‌ها حاضر مي‌شد. بنابراين حضور در جبهه در خانواده ما و اصلاً در روستاي قهساره كه زادگاه آبا و اجدادي‌مان است بسيار ديده مي‌شد. اين روستاي كم جمعيت قريب به 50 شهيد داده است. من هم اولين‌باري كه تصميم گرفتم به جبهه بروم 11 سالم بود. كلاس پنجم ابتدايي بودم كه ساز رفتن كوك كردم و از همان موقع تا بيش از دو سال بعد، 18 بار اقدام كردم و نهايتاً بار نوزدهم موفق شدم. آن زمان هر چيزي كه رنگ و بوي شهيد مي‌داد تنور انگيزه‌ام را داغ‌تر مي‌كرد. چه ياد و نام عموي شهيدم، چه جو روستايمان و چه نام مدرسه‌مان كه «شهيد اسماعيلي» بود، همگي در نااميد نشدن و تداوم سعي‌ام در رفتن به جبهه تأثيرگذار بودند.

مسلماً جبهه رفتن يك نوجوان 11 ساله از خانواده گرفته تا مسئولان اعزام‌كننده مخالفت‌هاي زياي را دربرداشت؟

همين‌طور هم بود. پدر بزرگ پدري‌ام يكي از شهداي مبارزه با خوانين منطقه بود كه در جواني به شهادت رسيده و پدرم را در كودكي تنها گذاشته بود. از طرفي من هم تنها پسر خانواده بودم و مادربزرگم هميشه مي‌گفت مراقبم باشند تا تنها فرزند ذكور خانواده بماند و نام خانواده محمودي‌ها را زنده نگه دارد. گذشته از آن، پدر و مادرم قاعدتاً نمي‌توانستند اجازه بدهند بچه 11 ساله‌شان به جبهه برود. اما آنقدر اصرار و گريه و زاري كردم تا نهايتاً بابا با استفاده از تجربيات حضورش در جبهه به مرحوم مادرم گفته بود: «بگذار برود. من مي‌دانم اگر مسئولان اعزام او را با اين قد و قواره كوچك ببينند، اجازه رفتن به او نمي‌دهند.» بنابراين، هر دو در ظاهر رضايت دادند و واقعاً هم حرف بابا درست بود. بيشتر از دو سال هر چه زدم به در بسته زدم تا آخر توانستم در 13 سالگي اعزام شوم.

از ماجراهاي اعزام به جبهه‌ بگوييد.

اول كه خيلي عادي به محل ثبت‌نام به جبهه روستايمان رفتم و اسم نوشتم. همان بار اول به من خنديدند و گفتند ديده‌ايم نوجوان‌ها به جبهه بروند ولي نه تا اين حد كوچك! به ظاهر اسمم را نوشتند و روز اعزام بهانه آوردند. دو، سه بار همين طوري به اصطلاح سركاري و الكي نامم را مي‌نوشتند و روز اعزام دبه مي‌كردند. بالاخره فهميدم سركارم و تصميم گرفتم به اردستان كه مركز اعزام منطقه‌مان بود بروم. در آنجا هم باز دو، سه باري اقدام كردم و دوباره نتيجه نگرفتم. بنابراين تصميم گرفتم به مركز استان يعني اصفهان بروم. آنجا بزرگ بود و مراكز ثبت نام و اعزام به جبهه آنقدر متعدد بود كه مي‌شد چندين بار اقدام كني و تو را نشناسند و بالاخره بعد از 18 بار تلاش نافرجام، بار نوزدهم موفق شدم.

براي اينكه شما را قبول كنند، چه ترفندهايي به كار مي‌برديد؟

اولين ترفند دست بردن در شناسنامه بود كه سنم را از متولد 53 به 1350 تغيير دادم. اما قد و قواره را چه مي‌كردم؟ اين مسئله مشكلي بود كه خيلي جاها دستم را رو مي‌كرد. براي جبران اين مشكل تصميم گرفتم ورزش كنم. از يك نفر شنيده بودم كه بارفيكس قد را بلند مي‌كند. براي بارفيكس رفتن هم بايد دستان و بدنم قوي مي‌شد بنابراين شروع به ورزش كردن كردم تا هم قدم را بلند كنم هم جسمم را قوي كنم تا صغر سني و ضعف جسمي ناشي از آن كمتر ديده شود. اين كار زمان زيادي را مي‌طلبيد. بنابراين شروع كردم به زدن ترفندهاي مختلف. مثلاً يك روز به نجاري نزديك منزل‌مان رفتم و با انتخاب چوب‌هاي هم سايز كفش‌هايم، آنها را با ميخ به كف كفش‌هايم زدم. بعد ديدم تخته چوب‌ها خيلي تابلو شده شلوار بلند پوشيدم تا پاچه‌هايش به زمين برسد و كفش‌ها و تخته چوب‌ها معلوم نشوند. اما اين شگرد هم نگرفت و فهميدند كه قدم با دو تخته چوب بلند شده. بعد تصميم گرفتم دو پاره آجر با


«جبهه» معشوقي بود كه 18 بار دست رد به سينه‌ام زد

24 شهريور 1394-09:14:57

منبع: سايت پايداري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

حمله ي مزدوران رژيم پهلوي به بيمارستان امام رضا ع درمشهد


فصلنامه
فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه‌ي علمي- ترويجي مطالعات دفاع مقدس، مقالات علمي اساتيد و پژوهشگران گرامي را در حوزه‌هاي ذيل مورد‌پذيرش قرار مي‌دهد.

نمايش...

بيانيه گام دوم انقلاب
گام دوم انقلاب

گام دوم انقلاب

بيانيه‌ي گام دوم رهبرانقلاب به مناسب 40 سالگي انقلاب اسلامي

نمايش...

فرآيند طرح‌هاي جايگزين و كسري خدمت مقدس سربازي
فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

متقاضيان استفاده از طرح جايگزين يا كسر خدمت پس از مطالعه شرايط زير ضمن رعايت تمامي شرايط اقدام نمايند.

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحب‌نظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره