كاربر ميهمان سه‌شنبه، 1 بهمن 1398
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



پرواز فرشتگان

از اين كه در سخت ترين و حساس ترين شب عمليات كربلاي 5 ، قرار است با گردان امام سجاد وارد عمل شويم، خوشحاليم. احمدرضا از جا مي پرد و به مسئول دسته مي گويد : محمدجان قربان تو كه ابن خبر را آوردي . از اين كه در سخت ترين و حساس ترين شب عمليات كربلاي 5 ، قرار است با گردان امام سجاد وارد عمل شويم، خوشحاليم. احمدرضا از جا مي پرد و به مسئول دسته مي گويد : محمدجان قربان تو كه ابن خبر را آوردي .

2 آبان 1388-10:19:18


پرواز فرشتگان
2 آبان 1388-10:19:18
منبع: سايت ساجد
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

از اين كه در سخت ترين و حساس ترين شب عمليات كربلاي 5 ، قرار است با گردان امام سجاد وارد عمل شويم، خوشحاليم. احمدرضا از جا مي پرد و به مسئول دسته مي گويد : محمدجان قربان تو كه ابن خبر را آوردي .

از اين كه در سخت ترين و حساس ترين شب عمليات كربلاي 5 ، قرار است با گردان امام سجاد وارد عمل شويم، خوشحاليم. احمدرضا از جا مي پرد و به مسئول دسته مي گويد : محمدجان قربان تو كه ابن خبر را آوردي .

مجتبي مي گويد بچه ها بلند شويد كوله ها را بررسي كنيد و چيزي بخوريد كه خدا مي داند امشب چه خواهد شد!

سوار آمبولانس ها مي شويم و خود را به گردان مي رسانيم و به دنبال گردان به سمت شهر دوئيجي، پياده به راه مي افتيم . به دشمن نزديك مي شويم تا جايي كه صداي تانكهاي عراقيها را مي شنويم . فرمانده گردان دستور حمله را صادر مي كند و نيروها شروع به تير اندازي مي كنند و آسمان و زمين از تير و تركش و انفجار پر مي شود .

چند دقيقه اي مي گذرد ، مجروحان زيادي روي زمين ريخته اند ، آتش دشمن لحظه به لحظه افزايش پيدا مي كند تا جايي كه فرمانده گردان و معاون او شهيد مي شوند !

احمدرضا اسماعيلي را مي بينم كه بالاي سر مجروحي نشسته و او را پانسمان مي كند و در همين لحظه تيري به گردنش اصابت مي كند و به شهادت مي رسد .

محمد ، مسئول دسته به نزدم مي آيد و مي گويد كريم تسليمي و محمد خلقي هم شهيد شدند و بعد به سمت جلو مي دود . شليك تانك ها، نفربرها و تيربارهاي عراقي امان را از بچه ها گرفته و كار مداواي مجروحان بسار سخت شده است . هنگام پيشروي ، مجتبي كامران را مي بينم كه در زير آتش سنگين همزمان به چند مجروح رسيدگي مي كند ، سلام مي كنم و خسته نباشيد مي گويم . و به راه خود ادامه مي دهم . مسئول گروهان به نزدم مي آيد و مي گويد : امداد گر، مي گويم: بله ؛ مي گويد: مسئول دسته شما كيست ؟ مي گويم: محمد ادهميان، مي گويد: جسدش كمي جلو تر است. هنگام بر گشت جسدش را جا نگذاريد و بعد ادامه داد : فرمانده گردان و معاون هاي او شهيد شدند ، از اين لحظه به بعد من مسئول گردان امام سجاد (ع) هستم و شما هم بدانيد كه مسئول امدادگران هستيد ، تا چند دقيقه ديگر و با هماهنگي ، حمله دوم را شروع مي كنيم ، آماده باشيد !

به خودم مي گويم : مسئول دسته كه شهيد شد ، احمد رضا اسماعيلي ، كريم تسليمي و محمد خلقي هم همينطور ! پس من مي مانم و مجتبي كامران و حاج آقا رحماني و رسول افغاني . بايد سريع به سراغشان بروم و آنها را آماده كنم .

به سمت عقب ، به طرف محلي كه مجتبي كامران را ديده بودم به راه مي افتم ، چند قدم كه بر مي گردم مجتبي را در بين چند جسدي كه مشغول پانسمانشان بود مي بينم كه خون آلود روي زمين افتاده است . سريع به جلو بر مي گردم و احساس مي كنم به تنهايي بايد كار امداد را انجام دهم . تك تيراندازها ، با غريو تكبير به سمت خاكريز هاي عراقي حمله ور مي شوند و عراقيها تانكها را مي گذارند و فرار را به قرار ترجيح مي دهند ...

از لابه لاي نخل ها و نيزارها ، شهر دوئيجي نمايان است . تقريبا با تصرف اين خاكريز ها كنترل شلمچه به دست نيروهاي خودي مي افتد و فرصتي مي شود تا مجروحان را به عقب بر گردانيم .

سراغ امداد گرها را مي گيرم، از تك تيراندازهاي گردان امام سجاد (ع) سوال مي كنم : عباس رحماني و رسول افغاني را نديديد ؟ و آنها مي گويند : نه ! به كمك امداد گران مي روم ، كريم تسليمي ، محمد ادهميان ، مجتبي كامران و احمد رضا اسماعيلي را به عقب منتقل مي كنم و هر چه به دنبال جسد محمد خلقي مي گردم او را نمي بينم .

به پست امداد گردان بر مي گردم و سراغ عباس رحماني و رسول افغاني را مي گيرم . بچه ها مي گويند : اوايل شب جسدهايشان را به عقب انتقال داديم ! سراغ جسد محمد خلقي را مي گيرم ، مي گويند او را نديديم .

در آن شب خونبار پرواز دسته جمعي فرشتگان نجات را شاهد بودم و در اين پرواز گروهي هيچ فرشته اي از خود ردپايي به جاي نگذاشت!

محمد شريفي


پرواز فرشتگان

2 آبان 1388-10:19:18

منبع: سايت ساجد

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   0

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

فصلنامه
فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه‌ي علمي- ترويجي مطالعات دفاع مقدس، مقالات علمي اساتيد و پژوهشگران گرامي را در حوزه‌هاي ذيل مورد‌پذيرش قرار مي‌دهد.

نمايش...

بيانيه گام دوم انقلاب
گام دوم انقلاب

گام دوم انقلاب

بيانيه‌ي گام دوم رهبرانقلاب به مناسب 40 سالگي انقلاب اسلامي

نمايش...

فرآيند طرح‌هاي جايگزين و كسري خدمت مقدس سربازي
فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

متقاضيان استفاده از طرح جايگزين يا كسر خدمت پس از مطالعه شرايط زير ضمن رعايت تمامي شرايط اقدام نمايند.

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحب‌نظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره