كاربر ميهمان چهارشنبه، 1 آذر 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



گفت‌و‌گو با پدر و همسر شهيد مدافع حرم روح‌الله طالبي اقدم/ شبيه‌خوان عاشورا خودش هم كربلايي شد

روح‌الله طالبي اقدم پاسدار وظيفه‌شناسي بود كه تلاش‌هاي بي‌وقفه‌اش براي تنظيم بنر شهدا به بالا رفتن بنر شهادتش ختم شد! او در حالي كه همسري 16 ساله و فرزندي سه ماهه داشت، دل از تمامي تعلقات كند و رهسپار جبهه دفاع از حرم شد.

22 ارديبهشت 1395-12:49:09


گفت‌و‌گو با پدر و همسر شهيد مدافع حرم روح‌الله طالبي اقدم/ شبيه‌خوان عاشورا خودش هم كربلايي شد
22 ارديبهشت 1395-12:49:09
منبع: سايت جوان آنلاين
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: 

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

مهديه قنبري

همسر شهيد

خانم قنبري چند سال داريد؟ از خودتان و همسرتان بگوييد.

من مهديه قنبري متولد 1378 از شهر مرند و همسر شهيد روح‌الله طالبي متولد 1365 هستم. همسايه بوديم كه همراه خانواده به خواستگاري‌ام آمد و در سال 1389 عقد كرديم. چون سنم كم بود، چند سالي عقد مانديم تا اينكه در سال 1392 با مراسمي بسيار ساده و عاري از هرگونه گناه زندگي مشتركمان آغاز شد. حاصل ازدواجمان حنانه است كه الان 9 ماه بيشتر ندارد. روح‌الله آبان 94 به شهادت رسيد.

اخلاق همسرتان چطور بود؟

هرچه از اخلاقش بگويم كم است. بسيار مهربان بود. در مدت كوتاه زندگي با هم بحثي نداشتيم. هميشه مرا مهديه ‌خانم صدا مي‌كرد. حنانه را خيلي دوست داشت. وقتي قصد رفتن داشت صداي لالايي‌اش را ضبط كرد و گفت در نبودم صدايم را براي حنانه بگذار تا با صداي من بخوابد. در اجتماع هم بسيار فعال و شبيه‌خوان روز عاشورا بود. هميشه از شهدا حرف مي‌زد و يادواره شهدا و بنر شهدا را خودش كار مي‌كرد.

از سختي‌هاي زندگي با يك نظامي اطلاع داشتيد؟

روح‌الله پاسدار تكاور بود. شب خواستگاري به من از سختي‌هاي كارش و مأموريت‌هاي طولاني مدتش گفته بود و من همه را قبول كردم تا اينكه بحث رفتنش به سوريه پيش آمد. چندماه قبل ثبت‌نام كرده بود ولي ما بي‌خبر بوديم تا اينكه نزديك به اعزامش موضوع رفتنش را مطرح كرد. ابتدا ناراضي بودم ولي حرف حضرت زينب(س) كه پيش آمد كار سخت شد! با وجود بچه‌ كوچك راضي به رفتنش شدم. آن زمان حنانه سه ماه داشت و بسيار بي‌تاب بود و من بي‌قرار. بي‌تابي حنانه آنقدر محرز بود كه روح‌الله در سوريه به همرزمانش گفته بود، انگار به دخترم الهام شده بود كه ملاقات آخر است و با گريه‌هايش از من خداحافظي كرد.

چطور با خبر شهادتش روبه‌رو شديد؟

دو ماه از روح‌الله خبري نبود. كم‌كم ما را آماده كردند. ابتدا گفتند مجروح شده تا اينكه همكارانش خبر شهادتش را دادند. وقتي خبر شهادتش را شنيدم خيلي بي‌تاب بودم. ولي يادم مي‌آمد چقدر حسرت شهادت را داشت و اين مرا آرام مي‌كرد. آنقدر آرزو داشت كه خودش براي خودش حنابندان شهادت گرفته بود. يك روز به دستش نگاه كردم ديدم با حنا نوشته بود شهادت. خواسته بود برايش گريه نكنيم و گريه‌ها براي امام حسين(ع) باشد. من به خواسته‌اش عمل كردم اما حنانه لحظه تدفين روح‌الله آنقدر بي‌قراري مي‌كرد كه هيچ‌كس نمي‌توانست او را آرام كند.

چه خاطراتي از عزيزتان برايتان ماندگار شده است؟

هر وقت منزل مي‌آمد بلافاصله بعد از ناهار با كامپيوتر كار مي‌كرد. وقتي مي‌خواستم كمي استراحت كند مي‌گفت روزي مي‌آيد آنقدر در قبر بخوابيم، بايد قدر زنده بودن را دانست. روح‌الله دستمالي داشت كه وقت روضه امام حسين(ع) اشك‌هايش را با آن دستمال پاك مي‌كرد. گفته بود هر وقت شهيد شدم اين دستمال را همراه من در قبر بگذاريد.

واگويه‌هاي احد طالبي اقدم

پدر شهيد

من خودم پاسدار بازنشسته هستم. در هشت سال دوران دفاع مقدس در جبهه بودم. دو دختر و دو پسر داشتم كه روح‌الله شهيد شد و ديگر پسرم نيز طلبه است. اما هيچ كس برايم مثل روح‌الله نمي‌شود. از مأموريت كه برمي‌گشت ابتدا به من و مادرش سر مي‌زد و دست ما را مي‌بوسيد سپس به خانه خودش مي‌رفت. بسيار فعال بود. در يگاني كه كار مي‌كرد هميشه در خط مقدم و گردان شهادت بود. تپه جاسوسان در پيرانشهر در فتنه ضدانقلاب دست دشمن بود كه توسط سپاه آزاد شد. در فتح تپه روح‌الله اولين فردي بود كه پرچم جمهوري اسلامي را بالاي آن نصب كرد.

جداي از پدر و پسري با هم برادر بوديم. من مسئول هيئت كشسراي هستم. ماه‌ها قبل از عاشورا با روح‌الله براي شبيه‌خواني كار مي‌كرديم.

اعزام به شهادت

وقتي پسرم خواست به سوريه برود، در تهران آموزش‌هاي لازم را ديده بود اما مسئولان به خاطر دخترش مخالف اعزامش بودند كه با اصرار روح‌الله راضي شدند. حتي وقت اعزام كه ظرفيت تكميل شده بود، روح‌الله اصرار كرد تا از تهران اعزام شود. بالاخره تلاش‌هايش به ثمر نشست و از سپاه قدس كرج اعزام شد.

مادرش مخالفت مي‌كرد. يك روز جنايات داعش را در لپ‌تاپش به ما نشان داد. بعد به مادرش گفت هر سال روز عاشورا براي عزاداري امام حسين(ع) مي‌روي و گريه مي‌كني؟ مادرش گفت بله. روح‌الله گفت مادر به حضرت زينب بگو برايت گريه مي‌كنم ولي نمي‌گذارم پسرم بيايد. در جواب اطرافيان كه مي‌گفتند بچه‌ات كوچك است نرو مي‌گفت: زن و بچه براي آزمايش است. حتي در برابر گريه‌ها و بي‌تابي‌هاي حنانه در بدرقه‌اش هم خودش را نگه داشت و اصلاً پشت سرش را نگاه نكرد تا مبادا از رفتن منصرف شود.

الهام شهادت

روح‌الله عكس دوستش كه فرمانده گردان بود را در پس‌زمينه لپ‌تاپش داشت و هر وقت آن تصوير را مي‌ديد مي‌گفت حاجي نمي‌گذار


گفت‌و‌گو با پدر و همسر شهيد مدافع حرم روح‌الله طالبي اقدم/ شبيه‌خوان عاشورا خودش هم كربلايي شد

22 ارديبهشت 1395-12:49:09

منبع: سايت جوان آنلاين

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده:


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1/7

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

عمليات نصر 9 - منطقه حاج عمران عراق


فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره