كاربر ميهمان پنجشنبه، 8 خرداد 1399
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



تير بار رهايي بخش

در يكي از روزها كه در منطقه پنجوين مستقر بوديم ، همزمان ، فرمانده و معاون تيپ جهت انجام هماهنگي هاي لازم با فرماندهان ساير يكانها، از محدوده يكان خارج شدند. بدين ترتيب سرپرستي و مسووليت عملياتي تيپ تا بازگشت آنها به عهده من كه ارشدترين افسر حاضر در تيپ بودم واگذار گرديد.

8 بهمن 1388-10:28:11


تير بار رهايي بخش
8 بهمن 1388-10:28:11
منبع: پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس - پايداري
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبيرسايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

در يكي از روزها كه در منطقه پنجوين مستقر بوديم ، همزمان ، فرمانده و معاون تيپ جهت انجام هماهنگي هاي لازم با فرماندهان ساير يكانها، از محدوده يكان خارج شدند. بدين ترتيب سرپرستي و مسووليت عملياتي تيپ تا بازگشت آنها به عهده من كه ارشدترين افسر حاضر در تيپ بودم واگذار گرديد.

درست خاطرم هست نيمه شب بود كه زنگ تلفن قرارگاه به صدا درآمد. از آن طرف گوشي ، صداي نگران كننده افسر ركن سوم را شنيدم كه گفت: گروهي از عناصر دشمن به يكي از پستهاي كنترل ما (پاسگاه كنار رودخانه) حمله كرده اند و قصد تصرف آن را دارند. بعد هم ادامه داد: الآن درگيري شديد جريان دارد. پرسنل به كمك فوري نياز دارند.

از پادگان گرمك عراق كه در آن مستقر بوديم تا محل درگيري راهي زياد نبود؛ اما حمله دشمن آن چنان سريع و غافلگير كننده بود كه فرصتي براي اعزام نيروهاي كمكي به محل درگيري وجود نداشت ! فوري از قرارگاه بيرون آمدم، صداي تيراندازي شديد به گوش مي رسيد، رگبارهاي گلوله آسمان تاريك را مي شكافت و در دور دست ناپديد مي شد.

اگر فرصت از دست مي رفت ممكن بود پاسگاه از تصرف ما خارج و جاي پايي براي دشمن باز شود كه در اين صورت امنيت كل منطقه در آينده به خطر مي افتاد.

اگر چه ما تا حدودي مشرف بر آن منطقه بوديم اما آن پاسگاه از لحاظ امنيتي پاسگاهي مهم به شمار مي رفت؛ در صدد چاره أي بودم كه ناگهان چشمم به يك قبضه تيربار چهار لول 5/14 ميلي متري افتاد كه تنها ضد هوايي موجود در مقر تاكتيكي تيپ محسوب مي شد؛ اين ضد هوايي داراي حجم آتش شديد همراه با گلوله هاي انفجاري ضربتي خود تركان بود كه پس از اصابت به هدف منفجر مي شد.

فكري به خاطرم رسيد؛ بي درنگ با بي سيم به فرمانده پاسگاه اطلاع دادم كه هر چه سريعتر كليه پرسنل را جمع كرده آنها را به داخل پناهگاهها ببرد؛ بعد هم تاكيد كردم كه حتي يك نفر هم بيرون نباشد .

از آن طرف بي سيم فرمانده پاسگاه با تعجب و نگراني گفت: ما همين طوري هم داريم به سختي مقاومت مي كنيم. اگر داخل پناهگاه برويم آن وقت آنها سر رسيده و همه ما را قتل عام مي كنند!

گفتم: با شرايط فعلي اين تنها راه كمك سريع به شماست . هر چه زودتر نيروها را به داخل پناهگاهها هدايت كن . فرمانده پاسگاه كه گويي تازه متوجه نقشه شده بود ، پاسخ مثبت داد و تماس قطع شد.

همزمان پرسنل دسته تيربار برابر دستوري كه به آنها دادم به سرعت تيربار را جا به جا كردند و در محلي مناسب كه منطقه درگيري را زير برد آتش قرار مي داد مستقر ساختند؛ چند دقيقه أي طول نكشيد كه همه چيز آماده شد. فرمانده پاسگاه هم طي تماسي گفت: همه پرسنل داخل پناهگاهها هستند؛ كارتان را شروع كنيد.

نيروهاي حمله كننده دشمن به تصور اين كه نيروهاي ما از ترس پا به فرار گذاشته و به داخل پناهگاهها رفته اند، غافل از آنچه در انتظارشان بود، هلهله كنان از كمينگاههاي خود خارج شده و به طرف نيروهاي ما حمله ور شدند؛ آنها تصور مي كردند كه منطقه به تصرفشان درآمده است و بي محابا به اين طرف و آن طرف مي رفتند. زمان مناسب براي اجراي عمليات فرا رسيده بود؛ ابتدا چند گلوله منور به آسمان شليك و محل درگيري مثل روز روشن شد. در همين لحظه دستور آتش را صادر كردم؛ ظرف چند دقيقه چنان آتشي پر حجم بر روي آنها ريخته شد كه نيروهاي حمله ور دشمن وحشت زده به هر گوشه أي مي گريختند زيرا به هيچ وجه انتظار چنين حمله أي را نداشتند؛ آنهايي كه جان سالم از معركه به در برده بودند، فرار را بر قرار ترجيح دادند.

تيربار همچنان اجراي آتش مي كرد كه از آن طرف بي سيم صداي فرمانده پاسگاه به گوش رسيد كه با خوشحالي گفت: ديگر بس است ، نيروهاي دشمن متواري شدند.

پس از اطمينان از خنثي شدن حمله دشمن ، دستور آتش بس دادم . بدين ترتيب همه چيز در آن شب به خوبي تمام شد و از اين كه به لطف خدا و با يك اقدام به موقع توانستيم جان تعدادي از دلاوران اسلام را از خطر حتمي نجات بدهيم خيلي خوشحال بوديم.

سرتيپ 2 جانباز - رضا صبوري


تير بار رهايي بخش

8 بهمن 1388-10:28:11

منبع: پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس - پايداري

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبيرسايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   0

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

فصلنامه
فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه‌ي علمي- ترويجي مطالعات دفاع مقدس، مقالات علمي اساتيد و پژوهشگران گرامي را در حوزه‌هاي ذيل مورد‌پذيرش قرار مي‌دهد.

نمايش...

بيانيه گام دوم انقلاب
گام دوم انقلاب

گام دوم انقلاب

بيانيه‌ي گام دوم رهبرانقلاب به مناسب 40 سالگي انقلاب اسلامي

نمايش...

فرآيند طرح‌هاي جايگزين و كسري خدمت مقدس سربازي
فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

متقاضيان استفاده از طرح جايگزين يا كسر خدمت پس از مطالعه شرايط زير ضمن رعايت تمامي شرايط اقدام نمايند.

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحب‌نظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره