كاربر ميهمان دوشنبه، 5 آبان 1399
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

گزارش تصویری/گالری

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکدۀ امنیت داخلی (امنیتی غیرمسلحانه)

● پژوهشکدۀ جنگ‌های نامنظم و توسعۀ پدافند داخلی (امنیتی مسلحانه)

● پژوهشکدۀ جبهۀ مقاومت

● پژوهشکدۀ دفاع مقدس

● مرکز دایرة‌المعارف دفاعی و امنیتی انقلاب اسلامی

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



موشك 12متري و 86 دبستاني/ زنگ عاشقي

روز بيستم ديماه سال 1365 بود. موشكي 12متري يكي از دبستان هاي پسرانه بروجرد را به خاك و خون كشيد و 86پسر بچه آسماني شدند. زمين و زمان ناله مي كرد. بوي خون، بوي باروت، بوي بدنهاي كوچك نيم سوخته و متلاشي بچه هاي بي گناه و مظلوم همه جا را انباشته بود... ظهر بود، درست موقعي كه بچه ها از مدرسه تعطيل مي شدند

7 اسفند 1389-11:19:27


موشك 12متري و 86 دبستاني/ زنگ عاشقي
7 اسفند 1389-11:19:27
منبع: روزنامه كيهان
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبيرسايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

روز بيستم ديماه سال 1365 بود. موشكي 12متري يكي از دبستان هاي پسرانه بروجرد را به خاك و خون كشيد و 86پسر بچه آسماني شدند. زمين و زمان ناله مي كرد. بوي خون، بوي باروت، بوي بدنهاي كوچك نيم سوخته و متلاشي بچه هاي بي گناه و مظلوم همه جا را انباشته بود... ظهر بود، درست موقعي كه بچه ها از مدرسه تعطيل مي شدند و فريادهاي كودكانه شان آواي دلنشين زندگي را همه جا مي برد، كوچه در انتظار بچه ها خاموش بود، همه نگاه ها منتظر، همه ماتم زده، ولي انتظار فايده اي نداشت، امروز ديگر از بچه ها خبري نيست، آسمان نعره مي كشيد، انگار مي خواست عقده هاي ديرينه را يكدفعه خالي كند، آسمان درد مي كشيد، مي خواست با اشك جلوي ديدگانش را بگيرد، مي خواست آثار شوم فاجعه را پنهان كند مي خواست كتابهاي خون آلود را تطهير كند... زمين از شرم مرده بود، خاموش شده بود، نمي خواست باشد... با اينهمه مگر مي شود فاجعه را پنهان كرد؟ خونها را بشويند، دستها را خاك كنند، اشكها را پنهان كنند، فريادها را خاموش كنند... اما خاطره هاي زيبايشان، گرمي دستهايشان، تلالوء نگاههايشان، خلوص محبتهايشان، بازيهاي كوچكشان را چه كنند؟... مگر مي شود يك مدرسه را يكروزه دفن كرد؟ مگر مي شود پاكي را كشت؟ مگر صداقت مي ميرد؟ مگر آن نگاههاي پاك و مظلوم فراموش مي شوند...؟ پس تكليف انسانيت چه مي شود؟...

دلم مي خواست فرياد بزنم چرا؟ آخر چرا؟... خاك و خون بود كه از آسمان مي باريد، جنازه هاي كوچك و پاره پاره شان همه جا پخش شده بود، جسدهاي كوچكي كه حقوق بشر را فرياد ميزدند... چشمهاي نيمه بازي كه با ناباوري حقايق وحشتناك دنياي انسانها را باور كرده بودند؛... تركش چانه پسر بچه هفت، هشت ساله اي را برده بود و زبانش بي اختيار تند تند از دهان بيرون مي زد، سر يكي آنطرف تر افتاده بود. پاهايم توان ايستادن روي زمين را نداشت، مي ترسيدم جنازه كوچكي يا انگشت قطع شده اي زيرپايم باشد. آنجا خاك معنا نداشت، خاك و خون و گوشت به هم آميخته بود، از زير ديوار بتوني پاهاي كوچك يكي پيدا بود، يكي كيف در دست جان داده بود. بدنهاي كوچكشان را يكي يكي بلند مي كردم، مي بوسيدم، مي بوئيدم و به جاي آنها كه حتي فرصت فرياد نيافته بودند درد مي كشيدم مي سوختم و اشك مي ريختم. صدايم درنمي آمد كه لااقل فرياد بزنم، ... مهدي... به دستهاي قطع شده اش نگاه مي كردم، شايد دست كوچك مهدي را پيدا كنم، شايد عزيزم را بيايم...

قلبم بدرد آمده بود و سرم دوران داشت... مردم ديوانه وار فرياد مي زدند، گريه مي كردند، ضجه مي زدند و جگر گوشه هايشان را صدا مي كردند... كفشهاي كوچك بي صاحب در گوشه و كنار مدرسه، سكه هاي 10 ريالي و 5ريالي در جاي جاي خرابه ها به چشم مي خورد، از جيب لباسهاي خون آلود يكي از آنها پرتغالي بيرون زده بود... كتابهاي پاره جامدادي هاي شكسته، دفترچه هاي سوخته، ميزونيمكتهاي شكسته... خدايا چه مي ديدم، كشتارگاهي بود، چون بره هاي كوچك همه را ذبح كرده بودند كه نه زنده زنده تكه تكه كرده و كباب كرده بودند... آخر اين بچه هاي بي گناه و مظلوم چه گناهي داشتند؟

خدايا كجا بروم، نشان مهدي را از كه بگيرم، همه مصيبت زده بودند، خانه مان ويران شده بود، همسايه ها در حال فرار بودند، يك وقتي به خود آمدم و ديدم در بيمارستان هستم، ايمان برادر يكساله ام بشدت گريه مي كرد و پرستارها مشغول پانسمان سرش بودند، پيشاني اش با شيشه شكافته شده بود و خون زيادي از آن مي رفت.

اتاقهاي بيمارستان هم پر از بچه هاي مجروح بود، انگار اين كابوس تمامي نداشت، به اميد يافتن مهدي به اتاق مجاور رفتم، از خدا مي خواستم اگر قرار است مهدي زنده بماند سالم باشد، آخر مهدي بچه پر جنب و جوش و فعالي بود و نقص عضو از مرگ برايش بدتر بود. همينكه وارد اولين اتاق شدم روي اولين تخت چشمم به مهدي افتاد، سرمي در دستش بود و با چشمان هميشه بازش به بچه هاي تخت مقابل نگاه مي كرد... او را در آغوش گرفتم... اي خدا چقدر خوشحال بودم... مهديمان سالم سالم بود، حتي يك خراش هم بر نداشته بود... اما مهدي حركتي نكرد... آجي ]آبجي[ نگفت... مهدي رفته بود و در آن شلوغي چقدر آرام، چقدر زيبا رفته بود... ايمان ديگر گريه نمي كرد... آخر هر دو گمشده مان را يافته بوديم... منجمد شده بودم. ديگر هيچ نداشتم، نه احساسي، نه اشكي و نه حرفي... مثل هميشه سكوت كردم... به خانه برگشتم، هيچكس آنجا نبود، همسايه ها گفتند بچه ها منزل فلاني هستند و بقيه هم بدنبال مهدي مي گردند. مهدي پرواز كرده بود... خودش هميشه مي خواند اي كاش منهم پرنده بودم، پرمي گشودم، مي رفتم از شهر به آنجايي كه هست زيبا... دارد هوايي... و مهدي پرواز كرده بود... نمرده بود.

مهدي در سردخانه است، بچه ها هنوز زير آوارند... از خانه آنها ديوانه وار بيرون


موشك 12متري و 86 دبستاني/ زنگ عاشقي

7 اسفند 1389-11:19:27

منبع: روزنامه كيهان

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبيرسايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

فراخوان
همايش بين المللي مطالبات حقوقي - بين‌المللي دفاع مقدس

همايش بين المللي مطالبات حقوقي - بين‌المللي دفاع مقدس

اين همايش قصد دارد به عملكرد سازمان‌هاي بين المللي در رابطه با حمله عراق به ج.ا.ايران و حمايت كشورهاي آمريكا، آلمان، انگليس، فرانسه و نيز گروهك هاي معاند و ضد انقلاب از صدام و رژيم بعث عراق، بپردازد؛

نمايش ...

فصلنامه
فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه‌ي علمي- ترويجي مطالعات دفاع مقدس، مقالات علمي اساتيد و پژوهشگران گرامي را در حوزه‌هاي ذيل مورد‌پذيرش قرار مي‌دهد.

نمايش ...

بيانيه گام دوم انقلاب
گام دوم انقلاب

گام دوم انقلاب

بيانيه‌ي گام دوم رهبرانقلاب به مناسب 40 سالگي انقلاب اسلامي

نمايش ...

فرآيند طرح‌هاي جايگزين و كسري خدمت مقدس سربازي
فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

متقاضيان استفاده از طرح جايگزين يا كسر خدمت پس از مطالعه شرايط زير ضمن رعايت تمامي شرايط اقدام نمايند.

نمايش ...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحب‌نظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش ...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است. http://dsrc.ir

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره