كاربر ميهمان پنجشنبه، 27 مهر 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



بلند شويد سرتان را با لا بگيريد

شناسايي را با خود سردار ناصري مي رفت .مي خواست ببيند شب عمليات بايد كجا برود .اين خيلي مهم است .مي خواست بهترين راه را برود و كمترين تلفات راداشته باشد .الان كه آمديم توي تشكيلات ،مي فهمم كه چقدر ذهنش از ما جلوتر حركت مي كرده وكار اساسي را واقعا او انجام مي داده . بيشتر بچه هاي تيپ ما ،تيپ 27 نور؛ غير بومي بودند .از بچه هاي خوزستان كم بودند .فرماندهي گردان ما سيدحميد بود.

19 خرداد 1390-08:35:36


بلند شويد سرتان را با لا بگيريد
19 خرداد 1390-08:35:36
منبع: سايت ساجد
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

شناسايي را با خود سردار ناصري مي رفت .مي خواست ببيند شب عمليات بايد كجا برود .اين خيلي مهم است .مي خواست بهترين راه را برود و كمترين تلفات راداشته باشد .الان كه آمديم توي تشكيلات ،مي فهمم كه چقدر ذهنش از ما جلوتر حركت مي كرده وكار اساسي را واقعا او انجام مي داده .

بيشتر بچه هاي تيپ ما ،تيپ 27 نور؛ غير بومي بودند .از بچه هاي خوزستان كم بودند .فرماندهي گردان ما سيدحميد بود .وقتي علي هاشمي آمد مسئوليت ها را مشخص كرد ،بچه ها گفتند :خدا رحم كند به اين گرداني كه اين دو نفر مسولش شده اند!!

يادم مي آيد توي دهلاويه با بچه ها مي رفت كانال مي كند! سيد با جعفرنيا و چند نفر ديگر كانال مي كندند .گرما بيداد مي كرد. من كه بچه اهواز بودم طاقت نمي آوردم .صبح ها همه مي آمدند جواب پاتك را مي دادند .سيد آرپي جي زن خوبي بود .راستش سلاحي سنگين تر از آرپي جي نداشتيم .توي عمليات (ام الحسنين) بود كه من كنارش بودم .سيد آن شب به من گفت :بيا برويم روضه !چند نفري را هم جمع مي كنيم با هم مي رويم عقبه ،پادگان دو كوهه.من دلم گرفته .دلم لك زده براي يك روضه درست و حسابي . رفتيم .فكر كنم حاج آقا هاشميان آن جا بود، با يك سيد ديگر به نام سيد برهان و روضه خوبي خواند كه دل همه راصفا داد .سيد خيلي گريه كرد .بعد انگار كه بار سنگيني را از دوشش برداشته باشند ،احساس سبكي مي كرد .

جانشين محور بود .خيلي قبل از عمليات زحمت كشيد .عمليات ايزائي بود .يعني جوري بود كه بايد دشمن را منحرف مي كرد كه عمليات اصلي اينجاست تا بقيه نيرو ها خودشان را براي فتح المبين آماده مي كردند .عراق دو روز بعد پاتك زد.با تانك هاش خاكريز را گرفت .همان روز دو نفر از بچه هاي شناسايي را موج گرفت .

سردار ناصري آمد به من گفت: باسيد برو جلو!من حقيقتش ترسيده بودم .عراقي ها آمده بودند و با تانك چسبيده بودند به خاكريز .سنگري هم براي پناه گرفتن نبود .پيش خودم گفتم :سقوط اينجا حتمي است .

بچه هايي مثل سيد و جعفرنيا ،از بس آرپي جي زده بودند ،از گوششان خون مي آمد .سيد را دوباره در اين حال ديدم .يك بار همين عمليات ام الحسنين بود ،يك بار هم بيت المقدس .ما افراد انگشت شماري داشتيم كه توانستند اين طوري جواب تانك هاي عراقي را بدهند. كارشان واقعا كارستون بود .حالا كه فكرش را مي كنم مي بينم گوشت در مقابل تانك بوده .سيد آنقدر آن جا ماند تا دستور دادند كه:آماده باشيد براي عمليات ديگر .

سيد كسي نبود كه فقط اسمش فرمانده گردان باشد .هر باري كه رو زمين بود برمي داشت .يادم است با بولدوزر تا صبح كار مي كرد .با بچه هاي شناسايي ،با بچه هاي لجستيك ،با بچه هاي تداركات ،با همه بود .همه كاره بود .بعضي وقت ها به او مي گفتم: بابا تو مثلا فرمانده گرداني .چي كار داري به شناسايي ؟آن موقع هنوز مهندسي نبود .

ما فقط يك لودر داشتيم و يك بولدوزر .مي رفت با آنها كار مي كرد .

تو همين عمليات بود كه سيد سه روز نخوابيد .همه مي ديدن كه غذاش را در حال راه رفتن مي خورد .خلاصه اين كه قبل از بيت المقدس و بعد از ام الحسنين آمدند به ما گفتند :بايد تا نزديم عراقي ها كانال بكنيد .سيد آمد تقسيم مان كرد و به من گفت :امشب تو برواين قسمت را نظارت كن و من مي روم آن قسمت .

گفتم :سيد !بچه ها كه هستند .

گفت :هستند .خسته هم هستند .

شناسايي را با خود سردار ناصري مي رفت .مي خواست ببيند شب عمليات بايد كجا برود .اين خيلي مهم است .مي خواست بهترين راه را برود و كمترين تلفات راداشته باشد .الان كه آمديم توي تشكيلات ،مي فهمم كه چقدر ذهنش از ما جلوتر حركت مي كرده وكار اساسي را واقعا او انجام مي داده .

شب عمليات رفتيم جلو و بعد دستور دادند :برگرديد !

عمليات موفق نبود

سيد گفت :خواست خدا بود .

همه را جمع كرد و گفت :بايد بيشتر بررسي كنيم . نشستيم و تبادل نظر كرديم . بالاخره عمليات انجام شد .هر چند كه علي هاشمي دستور داده بود كه فقط ناظر باشيم و حق نداريم جلوبرويم ،ولي سيد قبول نمي كرد .مي گفت :چطوري به بچه ها بگويم برويد جلو و خودم نروم ؟ما سه محور بوديم .محور ما و محور جعفرنيا و محور علوي .محور ما به اين بن بست برخورد .تلفات هم داديم .حميد از بس آرپي جي زده بود از گوشش خون مي آمد و چيري نمي شنيد .گفت: بايد بزنيم كه جرات نكنند بيايند جنازه هايشان راببرند.او به اجساد مطهر شهدا نگاه مي كرد و مي گفت :چرا ما اين همه آدم را نتوانستيم نجات دهيم ؟حالامن چه جوري نگاه كنم به علي هاشمي .

دشمن بعد از عمليات از جفير عقب نشيني كرد و سيد روي جاده نماز خواند .

به ما دستور دادند :جنازه ها را سريع بفرستيد عقب !دونفري سوار موتور شديم .من بودم وسيدبا يك موتور و عزيز انصاري ويك بيسم چي ازبچه هاي شمال باموتور ديگر .

دوتايي راه افتاديم و حا


بلند شويد سرتان را با لا بگيريد

19 خرداد 1390-08:35:36

منبع: سايت ساجد

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

والفجر4- شمال مريوان ومنطقه عمومي پنجوين دردره شيلر درداخل خاك عراق


فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره