كاربر ميهمان پنجشنبه، 5 ارديبهشت 1398
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



شهيدي كه از بين ما انتخاب شد/ روايتي از رزمنده گردان يا رسول: سعيد مفتاح

از سنگر زدم بيرون، از شيار خاكريز وارد كانال شدم. هميشه موقع رفت و برگشت، قدم‌هايم را مي‌شمردم. هر ده قدم يك گلوله، يك خمپاره، يك تكان شديد، نقشه خيالم را بهم مي‌ريخت. تا مي‌رفتم دوباره ذهنم را جمع كنم. فكر كنم. دوباره زمين زير پايم مي‌لرزيد. من دوباره فكرم را از نو، سر مي‌گرفتم. فكر مي‌كنم و مي‌روم، نه خمپاره ايي، نه گلوله ايي، مي‌رسم خط كمين.

7 شهريور 1390-10:01:20


شهيدي كه از بين ما انتخاب شد/ روايتي از رزمنده گردان يا رسول: سعيد مفتاح
7 شهريور 1390-10:01:20
منبع: خبرگزاري فارس
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

از سنگر زدم بيرون، از شيار خاكريز وارد كانال شدم. هميشه موقع رفت و برگشت، قدم‌هايم را مي‌شمردم. هر ده قدم يك گلوله، يك خمپاره، يك تكان شديد، نقشه خيالم را بهم مي‌ريخت.

تا مي‌رفتم دوباره ذهنم را جمع كنم. فكر كنم. دوباره زمين زير پايم مي‌لرزيد. من دوباره فكرم را از نو، سر مي‌گرفتم. فكر مي‌كنم و مي‌روم، نه خمپاره ايي، نه گلوله ايي، مي‌رسم خط كمين.

شعبان صالحي فرمانده گروهان يك، رسول كريم آبادي آچار فرانسه گروهان، علي اصغر نبي پور سيد كلائي، بردار مصلحي، من همشهري علي اصغر نبي پور هستم.

بچه‌ها تكيه داده‌اند به ديواره سنگر كمين، لميده‌اند.

رسول كلاه آهني‌اش را گذاشته نوك اسلحه كلاشينكف، دارد به قناسه چي هاي عراقي نشانه مي‌دهد، مي خنده و ميگه. نوچ. خبري نيست. يا كور شدند. يا دور شدند. يا يك خبرهاي هست.

مي‌گويم: من براي همين آمدم.

آقا يحيي، سفارش كرده كه بيام اوضاع را ببينم چه خبره، احساس دروني من مي گه، فردا عراق تك مي كنه، اصغر. رسول. شعبان. برادرمصلحي مي‌خندند.

رسول مي‌گويد: كشفيات كردي. نه اينكه ما از سر شب منتظريم. گفتيم: تو بياي. نه اينكه تو نماينده گردان يا رسولي. يك لحظه بروي همين چهل پنجاه متري، تو سنگر كمين عراقي‌ها، سوال كنيد كه چه وقت قراره تك كنند. خاطر جمع بشيم.

شعبان صالحي گفت: نه، خارج از شوخي، امشب خيلي ساكت شده و من دلواپسم. برويم يك گشتي بزنيم، ببينيم چه خبره، تا نزديك صبح عراق حتي يك گلوله هم شليك نكرد، نزديك نماز صبح بود، بلند شدم رفتم يك گشتي توي كمين‌ها بزنم، كمي آن سوتر، يك كمين ديگر بود، رفتم داخل سنگر كمين؛ شعبان نائيجي و جواد سعادت و حسين برومند و علي فتحي و بردار حبيب نشسته بودند

سلام كردم و نشستم، حبيب بلند شد، با يك تمناي خاص گفت: سعيد جان من را ببر عقب، يك مرتبه بچه‌ها زدند زير خنده و حبيب دستم را گرفت برد بيرون سنگر كمين توي كانال.

گفت: من را ببر، من بايد برم عقب و برگردم. فردا سعيد، عراق تك مي كنه، به خاطرش شايد من شهيد نشم، شهيد نشم حال تو مي‌گيرم، من را ببر، تازه متوجه منظورش شدم گفتم: بي‌خيال، تو شهيد بشو نيستي

گفتم چي شده حبيب؟

گفت: سعيد من به دلم افتاده صبح عراق تك مي كنه، بايد من را با موتورت ببري عقب، يك كاري دارم انجام بدم، برمي گرديم.

گفتم: گير دادي‌ها، نميشه، عراق كجا بود حمله كند، حالا بگو اصلاً خط اول چه خبره. نگفتم پياده‌ام.

گفت: من را ببر، من بايد برم عقب و برگردم. فردا سعيد، عراق تك مي كنه، به خاطرش شايد من شهيد نشم، شهيد نشم حال تو مي‌گيرم، من را ببر، تازه متوجه منظورش شدم.

گفتم: بي‌خيال، تو شهيد بشو نيستي.

از حبيب اصرار، از من انكار، حبيب ناراحت شد و من رفتم كمين رسولشان، نماز را خوانديم، ديگه صبح شده بود، نگاهي كردم به ساعت، به ياد مريم افتادم، هر بار كه به ساعت نگاه مي‌كردم، ياد مريم مي‌ريخت توي دلم. عقربه ساعت داشت مي‌رفت روي هفت صبح.

شعبان صالحي گفت: ساعت چنده؟

گفتم: هفت.

يك مرتبه آتشبار دشمن آغاز شد، صد تانك، صد تيربار، هزار كلاشينكف، صد خمپاره، يك جا شروع كردند به آتش، وجب به وجب خمپاره و گلوله، آنقدر آتش دشمن سنگين شد، قدرت و تعادل ما بهم ريخت...

مثل وقتي كه صبح از خانه زدي بيرون، هوا بهاري، ناگهان رعد و برق و يك باران نيستاني و تو نمي‌داني به كجا پناه ببري. متحير شديم. نبردي سخت شروع شد.

با تمام توان مواضع ما را مي‌كوبند. از طرفي ما بين خط اول خودمان، روبروي دشمن، يك سد آهنين هستيم، تا نتوانند به راحتي خودشان را به خط اول ما كه گردان يا رسول موضع گرفته برسانند.

جنگي سخت، كه در تمام سال‌هاي حضورم در جبهه، چنين آتش سنگيني را هرگز من نديده‌ام.

زمان را از دست داده‌ايم. هوا گرم و سوزان، شرجي هوا، بوي گوگرد، نفس گير مي‌شود.

شب قبل گردان به بچه‌ها هر كدام يك آب ميوه مي‌دهد، من و اصغر نبي پور سهم خودمان را نخورديم، چون قدري گرم بود، گذاشته بوديم، توي كلمن يخ، توي اوج گرما، فردايش تگري و سرد نوش جان كنيم.

نزديك‌هاي ساعت ده صبح بود. توي سنگر درگيري. همراه رسول و شعبان صالحي و اصغر نبي پور، سخت با عراقي‌ها درگيريم، نوبت به نوبت آرپيچي مي‌زنيم، تيربار، كلاشينكف...

مي‌خواهيم مانع عبور دشمن بشويم، در وسط آن درگيري و آتش سنگين دشمن، زير آن گلوله باران، به شوخي به اصغر نبي پور گفتم: اصغر جان، با اين وضع كه عراق دارد مي‌كوبد. درگيريم، دو طرف ما را هم كه قيچي كردند، دارند ميان، ما اين ميانه مانده‌ايم، اگر عراقي‌ها منطقه را بگيرند، آب ميوه‌ها ميافته دستشان. ما هم اسير مي‌شويم. نامردها جلوي چشم ما مي‌خورند.

گفتم: بيا، اين آب ميوه‌ها را بخوريم، دست اين لعن


شهيدي كه از بين ما انتخاب شد/ روايتي از رزمنده گردان يا رسول: سعيد مفتاح

7 شهريور 1390-10:01:20

منبع: خبرگزاري فارس

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    
امروز

شكست حمله نظامي آمريكا به ايران در طبس در اثر طوفان شن
شهادت برادرپاسدار محمدمنتظر قايم ،فرمانده سپاه يزد


همايش
همايش ملي مطالبات حقوقي-بين‌المللي دفاع مقدس

همايش ملي مطالبات حقوقي-بين‌المللي دفاع مقدس

ورود به صفحه اصلي همايش

نمايش...

فصلنامه
فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه‌ي علمي- ترويجي مطالعات دفاع مقدس، مقالات علمي اساتيد و پژوهشگران گرامي را در حوزه‌هاي ذيل مورد‌پذيرش قرار مي‌دهد.

نمايش...

بيانيه گام دوم انقلاب
گام دوم انقلاب

گام دوم انقلاب

بيانيه‌ي گام دوم رهبرانقلاب به مناسب 40 سالگي انقلاب اسلامي

نمايش...

فرآيند طرح‌هاي جايگزين و كسري خدمت مقدس سربازي
فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

متقاضيان استفاده از طرح جايگزين يا كسر خدمت پس از مطالعه شرايط زير ضمن رعايت تمامي شرايط اقدام نمايند.

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحب‌نظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره