كاربر ميهمان چهارشنبه، 22 آذر 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



يك گفتگوي متفاوت با جانباز قطع نخاعي؛ علي اكبر سليماني/ فقط امام زمان(عج) را صدا بزن!

صداي خمپاره در گوشم پيچيد. يكدفعه ديدم دست راست و كمر و سرم بي حس شده، يكي از بچه ها با ديدن من فرياد زد سليماني مجروح شده. بچه ها به كمكم آمدند، احساس مي كردم كه خمپاره خورده به سرم و خون سردي از سرم بيرون زده و صداي بيرون آمدن خونم را احساس مي كردم. صورتم را گذاشتم زمين و ديگر نتوانستم بلند كنم...

6 تير 1391-11:38:02


يك گفتگوي متفاوت با جانباز قطع نخاعي؛ علي اكبر سليماني/ فقط امام زمان(عج) را صدا بزن!
6 تير 1391-11:38:02
منبع: نويد شاهد
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبيرسايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

صداي خمپاره در گوشم پيچيد. يكدفعه ديدم دست راست و كمر و سرم بي حس شده، يكي از بچه ها با ديدن من فرياد زد سليماني مجروح شده. بچه ها به كمكم آمدند، احساس مي كردم كه خمپاره خورده به سرم و خون سردي از سرم بيرون زده و صداي بيرون آمدن خونم را احساس مي كردم. صورتم را گذاشتم زمين و ديگر نتوانستم بلند كنم...

خداوند براي علي اكبر سليماني، جانباز قطع نخاعي از ناحيه گردن در سن 33سالگي سرنوشتي را رقم زد كه بعد از مبارزه در جبهه حق همچنان با خاطرات و تركش هاي آن زمان، دست و پنجه نرم مي كند. او كه از ناحيه گردن قطع نخاع شده است و حتي توان خوردن يك ليوان آب را هم ندارد از شجاعت و ايماني برخوردار است كه براي همه مثال زدني است.

علي اكبر با تمام شجاعت، همسر و 5 فرزند خود را تنها گذاشت تا دليرمردانه براي حفظ خاك اين كشور بجنگد. روزهاي سختي را خود گذرانده است و اكنون كه غبار خستگي بر چهره اش نشسته است همچنان با صبر و حوصله از گذشته مي گويد و خاطراتش را مرور مي كند.

زحمات همسر و فرزندانش مي گويد كه او را در اين راه سخت همراهي مي كنند، آن هم بدون هيچ چشمداشتي. پدر مهرباني كه در زمان جنگ مانند يك شير مرد جنگيد و اكنون هم با هواي نفس خود مبارزه مي كند تا در اين سختي ها شكر خدا را به جاي آورد.

علي اكبر در تاكستان به دنيا آمده و اكنون در شهر صنعتي البرز ساكن است، با اين جانباز ضايع نخاعي كه سال گذشته با رهبر معظم انقلاب ديدار داشتند، همراه با خانواده ايشان به گفتگو مي نشينيم:

از ماجراي مجروحيتتان بگوييد.

33 سال بيشتر نداشتم كه جانباز شدم. آن زمان در مسجد ابوطالب در گردان محمد رسول الله(ص) حضور داشتم. شب عيد سال 1362 بود كه بچه ها مي خواستند براي مرخصي بروند، به من هم گفتند، اما گفتم سال گذشته كه شب عيد براي مرخصي رفتم، هنوز هم بسيار پشيمان هستم و امسال مي خواهم در جبهه بمانم آن روزها من در پاسگاه زيد، پدافند بودم و دشمن در مقابل ما مستقر بود. خيلي دقت مي كرديم كه از سر از اقدامات دشمن درآوريم. ساعت چهار و نيم بعدازظهر بود و ما آماده باش بوديم. دشمن در آن زمان، هم ما را مي زد و هم توپخانه را.

در آن لحظات من ايستاده بودم كه گلوله ي خمپاره اي به طرفم آمد. بلافاصله شيرجه رفتم داخل يك گودال و خوابيدم زمين، صداي خمپاره در گوشم پيچيد. يكدفعه ديدم دست راست و كمر و سرم بي حس شده، يكي از بچه ها با ديدن من فرياد زد سليماني مجروح شده. بچه ها به كمكم آمدند، احساس مي كردم كه خمپاره خورده به سرم و خون سردي از سرم بيرون زده و صداي بيرون آمدن خونم را احساس مي كردم. صورتم را گذاشتم زمين و ديگر نتوانستم بلند كنم و همچنين نمي توانستم حرف بزنم. به دليل خونريزي شديد مدتي متوجه چيزي نشدم و بعد از مدتي چشمانم را باز كردم و از رضايي يكي همرزمانم پرسيدم: دست من قطع شده؟ او هم گفت: نه. فقط امام زمان(عج) را صدا بزن و من هم متوسل شدم به آقا امام زمان(عج).

بعد از حادثه، شما را كجا بردند؟

از آنجايي كه فكر مي كردند من شهيد شده ام، مرا به سردخانه بردند كه من چشمم را باز كردم و يك خانمي كه آنجا بوده متوجه شد و فرياد زد كه من زنده ا م و بعد از آن مرا به بيمارستان گلستان اهواز بردند و پس از 8 بار جراحي به تهران انتقالم دادند.

از چه نقاطي تركش خورده بوديد؟

از قسمت جمجمه و همچنين تركشي از زير نخاعم عبور كرده و از معده ام خارج شده بود.

وضعيت جسمي شما در آن شرايط چطور بود؟

در آن زمان بدنم بي حس بود و صحبت مي كردم، اما بعد ار درآوردن تركش ديگر نتوانستم صريح صحبت كنم و در آن زمان نيز توانستند لخته ي عفوني داخل جمجمه ام را پاك كنند كه اگر اين اتفاق نمي افتاد، من ديگر زنده نبودم.

در آن لحظه، چه حسي داشتيد؟

وقتي خمپاره به كمرم خورد، مثل يك نوار، دوران بچگي، روز ازدواج، پدر و مادرم و بچه هايم از جلوي چشمانم عبور كرد و ديگر چيزي از بدنم را حس نمي كردم. فقط صداي بچه ها را مي شنيدم. دست و پاهايم بي حس بود و پرستارها هم نمي توانستند بفمهند من چه مي گويم، نمي توانستم درست حرف بزنم.

در آن زمان شنوايي ام خوب بود ولي تكلمم نه يك روز بعد از عمل رفتم كنار پنجره و بعد از چند دقيقه صداي اذان را شنيدن و خودم شروع كردم به اذان گفتن، زماني كه توانستم الهم اكبر بگوييم اشك از چشمانم سرازير شد. مادرم هم كه در بيمارستان، كنار تختم خوابيده بود وقتي صداي مرا شنيد، بلند شد و در كمال ناباوري پرسيد: اكبر تو حرف ميزني؟

مشكل تكلم شما حل شد؟

بعد از آن ماجرا رفتم گفتار درماني و صحبت كردن را مثل بچه ها از صفر شروع كردم و آنقدر تكرار و تمرين مي كردم تا كلمه ها را بهتر ادا و با آنها جمله سازي كنم بالاخره هم با معجزه ي اذان، تكلمم


يك گفتگوي متفاوت با جانباز قطع نخاعي؛ علي اكبر سليماني/ فقط امام زمان(عج) را صدا بزن!

6 تير 1391-11:38:02

منبع: نويد شاهد

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبيرسايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره