كاربر ميهمان چهارشنبه، 22 آذر 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



نوجواني كه به سقاي كربلاي خرمشهر شهرت يافت

سرانجام افتان و خيزان، خودش را به ما رساند و جثه كوچكش را پرت كرد توي سنگر. برايمان آب آورده بود. نگاهي به صورت نوجوانش انداختم. در ميان آتش و خون، در آن ميدان كارزار كه مرد مي خواست بماند و بجنگد، بهنام در شهر مانده بود... در آستانه فرارسيدن روز دانش آموز روايتي خواندني از دلاوري هاي شهيد بهنام محمدي دانش آموز سيزده ساله اين مرز و بوم، برگرفته از كتاب سيزده ساله ها بيان مي شود:

9 آبان 1391-08:55:04


نوجواني كه به  سقاي كربلاي خرمشهر  شهرت يافت
9 آبان 1391-08:55:04
منبع: نويد شاهد
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

سرانجام افتان و خيزان، خودش را به ما رساند و جثه كوچكش را پرت كرد توي سنگر. برايمان آب آورده بود. نگاهي به صورت نوجوانش انداختم. در ميان آتش و خون، در آن ميدان كارزار كه مرد مي خواست بماند و بجنگد، بهنام در شهر مانده بود...

در آستانه فرارسيدن روز دانش آموز روايتي خواندني از دلاوري هاي شهيد بهنام محمدي دانش آموز سيزده ساله اين مرز و بوم، برگرفته از كتاب سيزده ساله ها بيان مي شود:

تا كنار مسجد راه آهن زير آتش كماندوهاي تيپ 33 نيرو مخصوص و تانك هاي لشكر 3 زرهي سپاه سوم عراق دويده بوديم. شرايط سخت شده بود. مانده بوديم كه چطور بايد با عراقي ها مقابله كنيم. ناگهان متوجه شدم در ميان انبوه آتش سلاح سبك و شليك تير مستقيم تانك هاي دشمن، نوجواني زيكزاكي دارد مي دود و به طرفمان مي آيد.

البته هر بار آتش شدت مي گرفت، روي زمين، خيز مي رفت و تا كمي آتش سبك مي شد بلند مي شد و مي دويد. او بهنام بود. فرياد زدم: بهنام! مواظب خودت باش.

سرانجام افتان و خيزان، خودش را به ما رساند و جثه كوچكش را پرت كرد توي سنگر. برايمان آب آورده بود. در آن شرايط سخت، بهنام برايمان سقايي مي كرد. نگاهي به صورت نوجوانش انداختم. در ميان آتش و خون، در آن ميدان كارزار كه مرد مي خواست بماند و بجنگد، بهنام در شهر مانده بود. در تصور من بهنام هميشه به عنوان سقاي كربلاي خرمشهر باقي مانده است...

راوي: سيد صالح موسوي


نوجواني كه به سقاي كربلاي خرمشهر شهرت يافت

9 آبان 1391-08:55:04

منبع: نويد شاهد

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبير سايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   1

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

فراخوان
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «دشمن‌شناسي در ادبيات داستاني دفاع مقدس»

نمايش...

فراخوان دعوت به نشست
فراخوان شركت در

فراخوان شركت در

نشست هم‌انديشي «تاب‌آوري دفاع مقدس»

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره