كاربر ميهمان پنجشنبه، 8 خرداد 1399
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

● طرح های کسر خدمت سربازی

ویژه نامه های الکترونیکی

● فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



بازخواني رمان هاي دفاع مقدس(6) / بازآفريني تاريخ شفاهي جنگ

وقتي در سال هاي ابتدايي جنگ تحميلي، حضور افرادي كه مي توانستند در ميدان هاي جنگ حاضر باشند به عنوان يك وظيفه براي جوانان و افراد توانمند مطرح شد، اختلاف سليقه ها برسر حضور و ميزان حضور افراد يك خانواده در صحنه هاي نبرد از سوي اعضاي بعضي از خانواده ها هم مطرح شد.

18 آبان 1387-10:00:10


وقتي در سال هاي ابتدايي جنگ تحميلي، حضور افرادي كه مي توانستند در ميدان هاي جنگ حاضر باشند به عنوان يك وظيفه براي جوانان و افراد توانمند مطرح شد، اختلاف سليقه ها برسر حضور و ميزان حضور افراد يك خانواده در صحنه هاي نبرد از سوي اعضاي بعضي از خانواده ها هم مطرح شد.

رمان طلوع در مغرب كه ازآثار منتشره در آن سال هاست به اين موضوع مي پردازد. موضوعي كه اكنون از رديف دغدغه هاي روزمره مردم خارج شده و به نوعي به بخشي از تاريخ شفاهي سال هاي دفاع مقدس پيوسته است.

خلاصه رمان:

جمشيدخان كه شغل اش رانندگي ماشين هاي سنگين است. صاحب يك بنگاه خريد و فروش لوازم يدكي ماشين است. او از طريق اين شغل و با استفاده از بكارگيري ماشين هاي سنگين داراي ثروت هنگفتي شده است. او قبل از انقلاب روزگار خود را به انحاء مختلف به عياشي و خوشگذراني گذرانده است و حالا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تفريحات سابق خود را از دست داده است. جمشيدخان از رشد حركت هاي انقلابي بسيار ناراضي و دلخور است و از طرفي با توجه به معاملاتي كه بدون مجوزهاي قانوني انجام مي دهد و با توجه به احتكار لوازم يدكي ماشين در انبارهاي خود دائم در بيم و هراس از نيروهاي انقلابي كميته و سپاه است.

جمشيدخان سه پسر جوان دارد به نام هاي فريدون، فرامرز و فريبرز كه هرسه آنها بدون اطلاع پدر در جهادسازندگي مشغول به كار شده اند. برادر جمشيدخان هم در جهادسازندگي كار مي كند و سخت پيگير آبادي روستاهاي محروم و كمك رساني به مناطق جنگي در جبهه هاي جنگ است.

جمشيدخان با هرسه پسرانش اختلاف عقيده دارد و در اين ميان مقصر اصلي را برادرش مي داند كه پسرانش را موعظه مي كند و او را سخت مقصر مي داند و با او ميانه خوبي به اين خاطر ندارد.

در اين ميان پسران جمشيدخان كه گاه و بي گاه به اعمال پدرشان اعتراض دارند و سعي در درست كردن عملكرد او دارند نمي توانند كاري از پيش ببرند. اما زينت خانم مادر آنها با آنها موافق و همراه است و سعي مي كند ارتباط آنها را با پدرشان از هم گسسته نشود.

پسرها آنقدر از شرايطي كه پدر براي آنها ساخته، ناراضي و شرمنده اند كه حتي اسامي خود را نيز عوض مي كنند، فريدون مي شود ميثم، فرامرز مي شود مقداد و فريبرزعلي نام مي گيرد. آنها عضو بسيج محله هم مي شوند. البته عضو بسيج محله قبلي شان، چون از وقتي جمشيدخان به نوايي رسيده است، خانه قديمي خود در محله شهباز واقع در جنوب شهر تهران را فروخته و به شمال شهر تهران آمده است.

جمشيدخان درصدد است همه دارايي اش را بفروشد و با بچه ها به كشور انگليس برود. اما بچه هايش با اين پيشنهاد او موافق نيستند. مش سبحان پينه دوز پيري است كه در كنار بنگاه جمشيدخان كار مي كند او كه به دقت در جريان زد و بندهاي جمشيدخان و حجم كالاهايي كه به انبار او وارد و از آن خارج مي شود، هست. سعي مي كند با كمك ميثم پسر بزرگ جمشيدخان اجناس را لو داده تا كميته آنها را كشف كند و به دست مردم با قيمت دولتي برساند. اما آنها موفق نمي شوند چون قبل از اينكه آنها به بنگاه برسند، عوامل جمشيدخان بارها را به داخل انبار برده اند و آنها هم حكم داخل شدن به انبار بنگاه را ندارند. پس از اين قضيه ميثم – پسر بزرگ – به علت لورفتن انبار جمشيدخان به خاطر آوردن يك جفت لنت قرمز از انبار احتكار پدر و دادن آن ها به مردي كه نياز مبرمي به آن داشت، مورد خشم و سرزنش پدر قرار مي گيرد و جمشيدخان هرسه پسرش را به بي لياقتي و قدر ثروت و مال او را ندانستن محكوم مي كند.

برادرها آن شب را در كنار هم مي گذرانند و به همديگر محبت مي كنند و تصميم مي گيرند هرسه به جبهه بروند. فقط ميثم – برادر بزرگتر – از علي – برادر كوچكتر – مي خواهد كه حتما درسش را تمام كند و بعد به جبهه بيايد.

صبح فردا ميثم راهي جبهه مي شود، بدون اينكه به پدر چيزي بگويد. جمشيدخان وقتي از جبهه رفتن ميثم باخبر مي شود، هم دلتنگ مي شود و هم عصباني. اما حاضر نمي شود غرورش را زيرپا بگذارد و براي بدرقه و خداحافظي با ميثم به محل جهادسازندگي برود، تا ناچار شود برادرش را هم كه به رغم او مسبب هوايي شدن پسرهايش هست ببيند. بالاخره ميثم بدون بدرقه پدر به جبهه مي رود و بعداز 6 ماه مجروح مي شود و به خانه بازمي گردد. اما مجروحيت ميثم مانع از برگشت او به جبهه نمي شود، در اين فاصله جمشيدخان مجددا به بچه ها اصرار مي كند كه همراه او به انگلستان بروند. اما بچه ها و همسرش زينت خانم اين بار هم قبول نمي كنند. ميثم دوباره به جبهه مي رود و جمشيدخان به تنهايي راهي انگلستان مي شود تا خانه اي را بخرد و بعد پسرهايش و همسرش را راضي كند به انگلستان بروند.

سه ماه بعد درعمليات والفجر ميثم در منطقه مريوان شهيد مي شود. جنازه ميثم را چند روز در سردخانه


بازخواني رمان هاي دفاع مقدس(6) / بازآفريني تاريخ شفاهي جنگ

18 آبان 1387-10:00:10

منبع: خبرگزاري حيات

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

فرستنده: دبيرسايت


تصاوير تكميلي:

امتياز:

   0

نسخه قابل چاپ متن مقاله ارسال براي دوستان

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به مطلب: كمتر  بيشتر    

فصلنامه
فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فصلنامه‌ي علمي- ترويجي مطالعات دفاع مقدس، مقالات علمي اساتيد و پژوهشگران گرامي را در حوزه‌هاي ذيل مورد‌پذيرش قرار مي‌دهد.

نمايش...

بيانيه گام دوم انقلاب
گام دوم انقلاب

گام دوم انقلاب

بيانيه‌ي گام دوم رهبرانقلاب به مناسب 40 سالگي انقلاب اسلامي

نمايش...

فرآيند طرح‌هاي جايگزين و كسري خدمت مقدس سربازي
فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

فرآيندانجام طرح پژوهشي جايگزين يا كسر خدمت

متقاضيان استفاده از طرح جايگزين يا كسر خدمت پس از مطالعه شرايط زير ضمن رعايت تمامي شرايط اقدام نمايند.

نمايش...

فراخوان
فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

قابل توجه كليه صاحب‌نظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره