كاربر ميهمان | English | راهنما 

 

 
پايداري - جستجو
صفحه نخستورود كاربرانثبت نام در پايداريجستجو در منابع ارسال محتوااخبار دفاع مقدسوبلاگ پايداريتالار گفتگو و انجمن هاگپ اينترنتي - Chatتماس با پايداريدرباره پايداري  
مقالات اسناد تصاوير كتب پايان نامه ها فيلم ها صداها اخبار محتواها
 
   

 كتب | نمايش همه كتب - 4036 مورد يافت شد. | صفحه 1 از 808   جستجو در 0/4687569 ثانيه

شمع صراط 5: همچو مالك اشتر (روايت هايي از سردار شهيد هاشم اعتمادي)
مجيد ايزدي
موضوع:كتاب سرداران شهيد دفاع مقدس
عنوان:شمع صراط 5: همچو مالك اشتر (روايت هايي از سردار شهيد هاشم اعتمادي)
چكيده:

معرفي كتاب: كتاب حاضر، جلد پنجم از مجموعه «شمع صراط» است كه در آن به بازنويسي خاطراتي از سردار شهيد «هاشم اعتمادي» (1341-1365هـ.ش) از دوران زندگي و حضورش در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، پرداخته شده است. شايان ذكر است در صفحات آغازين كتاب، شرح حالي كوتاه از شهيد اعتقادي آورده شده و نيز كتاب با تصاويري از شهيد و هم رزمانش، مستند گرديده است.

نويسنده/مترجم:مجيد ايزدي
پيوند مرتبط:براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
بازديد:4
تاريخ ارسال:1395/04/08 - 11:06:43
نمايش كتاب

من انقلابي ام (زخواني صريح‌ترين مواضع انقلابي رهبر انقلاب درباره مسائل كشور)
مرتضي مهدوي يگانه
موضوع:كتاب شناسي مقام معظم رهبري
عنوان:من انقلابي ام (زخواني صريح‌ترين مواضع انقلابي رهبر انقلاب درباره مسائل كشور)
چكيده:

معرفي كتاب: وظيفه من، وظيفه شما اين است كه از محتواي انقلابي، از اصول با ارزش انقلاب دفاع كنيم و نگذاريم اين مباني با ارزش و اين ارزش‌هاي والا نايده گرفته بشوند؛ اين وظيفه ماست. مقام معظم رهبري همواره به تعميم و گسترش انقلابي گري در تمامي شوون و اركان نظام اهتمام جدّي و فراواني دارند. اگر بخواهيم مطلب را با يك تمثيل بيان كنيم، بايد به قلب در بدن مثال بزنيم. كار قلب همواره حيات بخشي به وسيله رساندن خون به تمامي اعضا و جوارح و همه اجزا و سولول هاي بدن است. كانون مركزي انقلاب يعني رهبري نيز به منزله قلب نظام است و اهتمام او در واقع پمپاژ حيات طيبه انساني و اسلامي به تمامي پيكره و اجزاي آن است. از آن جا كه دشمنان بزرگ اسلام، بقا و ثبات نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران را علت گسترش روحيه اسلام خواهي و استكبار ستيزي در كشورها و ملت هاي ديگر دانسته و از اين رو كمر به مبارزه اي دائمي با اين نظام بسته اند، بنابر اين از اين سوي نيز مبارزه و جهادي دائمي با نظام سلطه امري ضروري و برخاسته از علانيت نظام اسلامي است؛ و اين خود، روحيه و شخصيتي انقلابي مي طلبد كه در رهبري نظام متجيلي است. از اين روست كه قلب تپنده نظام، آن چه را كه از جنس جوشش دروني خود است يعني روحيهباطل ستيزي و انقلابي گري را همواره به همه اركان و شوون نظام مي رساند و سعي در القاي اين روحيه دارد. وظيفه ما«حفظ محتواي انقلابي نظام» است همه بدانند كه امروز دشمنان نظام جمهوري اسلامي از بركندن اين بنيان مستحكم، احساس عجز مي كنند؛ سعي شان اين است كه به وسائل گوناگون، به دست خودِ كساني كه تو اين انقلاب بودند و هستند، از اين محتوا ذره ذره بكنند. جمهوري اسلامي، اسمش جمهوري اسلامي باشد، اسمش نظام انقلابي باشد، اما از محتواي اسلام، از محتواي انقلاب در آن خبري نباشد. اسم چه ارزشي دارد؟ محتوا لازم است؛ محتوا مهم است. وظيفه من، وظيفه شما اين است كه از محتواي انقلابي، از اصول با ارزش انقلاب دفاع كنيم و نگذاريم اين مباني با ارزش و اين ارزش هاي والا نايده گرفته بشوند؛ اين وظيفه ماست. انقلابي گري، مهم‌ترين عامل حفظ نظام ايشان در سخني ديگر، مجاهدت و مقاوت در برابر دشمن و روحيه تهاجمي به او و خلاصه انقلابي‌گري را مهمترين عامل حفظ حيثيت و كيان انقلابي نظام مي‌دانند: اين ملت براي اين كه حيثيت‌اش و كيان حقيقي و انساني و اسلامي و انقلابي و فرهنگ ملي‌اش حفظ شود احتياج به مجاهدت و مقاومت و ايستادگي در مقابل تهاجم دشمن و تهاجم كردن به نقاط ضعيف دشمن دارد. اين را خودي ها مي توانند بكنند، من حرفم فقط همين بود. انتقاد از بي اعتنايي به جوانان مومن و انقلابي من بارها از اعماق جان، قلبم براي اين جوانان مومن و انقلابي، سوخته و گداخته است. بارها تاسف خورده ام كه چرا بايد به جوانان به اين خوبي، بي اعتنايي شود!؟ اينها هيچ چيزشان از آن كساني كه در جاهايي به عنوان هنرمند معروف شده‌اند، كمتر نيست؛ در بسياري از امور، از آن ها خيلي هم بهترند. اما به اين ها بي اعتنايي مي شود. وقتي كه انسان مطلب را به درستي كاوش مي كند، مي بيند سرِ رشته مي رسد به اراده خباثت آميزي در نقطه اي! مسئولين هم متوجه نيستند... جوانان انقلابي را بايد گرامي بداريد رهبر معظم انقلاب در يكي از سخنراني هاي ديگر خود بر گرامي داشتن روحيه انقلابي و اين كه از عوامل مهم حفظ كشور همينروحيه انقلابي گري است، فرمودند: «جوان، روحيه انقلابي گري را بايد حفظ كند و مسئولين كشور جوان هاي انقلابي را گرامي بدارند؛ اين همه جوان هاي حزب اللهي و انقلابي را برخي از گويندگان و نويسندگان نكوبند به اسم افراطي و امثال اينها. جوان انقلابي را بايد گرامي داشت، بايد روحيه انقلابي گري را تشويق كرد؛ اين روحيه است كه كشور را حفظ مي كند، از كشور دفاع مي كند؛ اين روحيه است كه در هنگام خطر به داد كشور مي رسد. كار فرهنگي آن است كه جوان انقلابي تربيت كند رهبر انقلاب دغدغه و اهتمام زيادي به تربيت جوانان و دانشجويان انقلابي دارد و بر عوامل انسان سازي و جواناني كه بايد انقلابي بار بيايند، تاكيد فراواني مي كند. ايشان از جمله كارهاي فرهنگي خصوصاً در دانشگاه ها را آن گاه واقعي و صحيح و ثمر بخش مي دانند كه خروجي آن، تربيت جوانان انقلابي، مومن و با تقوا باشد: «آن كار فرهنگي دانشگاه هاست. بعضي ها كار فرهنگي را در داخل دانشگاه با كنسرت و اردوهاي مختلط اشتباه گرفته اند! كار فرهنگي ماهيت ديگري دارد، مفهوم ديگري دارد. مسئولين فرهنگي دانشگاه ها بفهمند چه كار مي كنند. بايد كار فرهنگي دانشگاه اين جوري باشد كه افرادي تربيت كند مومن، متخلص- با اخلاق خوب- انقلابي؛ كار فرهنگي چيزي است كه اين ها را تامين كند. كار فرهنگيِ درست آن چيزي است كه جوانان ما را انقلابي بار بياورد. اين كشور انقلاب كرده، به اين انقلاب بايد پايبند بود، مباني اين انقلاب را بايستي جزو اصول

نويسنده/مترجم:مرتضي مهدوي يگانه
پيوند مرتبط:براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
بازديد:4
تاريخ ارسال:1395/04/08 - 10:58:39
نمايش كتاب

ققنوس جنوب: خاطراتي از مقاومت و ايثار مردم قهرمان دزفول در دفاع مقدس
غلامحسين سخاوت
موضوع:كتاب دفاع مقدس
عنوان:ققنوس جنوب: خاطراتي از مقاومت و ايثار مردم قهرمان دزفول در دفاع مقدس
چكيده:

معرفي كتاب: اين كتاب درباره حماسه آفريني هاي مردم خوزستان و به ويژه مردم دزفول است كه در آن 45 خاطره از شهدا با ذكر منبع نام شهيد، محل شهادت و ديگر جزييات گنجانده شده اند.در مقدمه اين كتاب مطالبي در خصوص عمليات حمله گازانبري عراق كه قرار بود با آن خوزستان را ظرف مدت سه روز از ايران جدا كند نوشته شده و به نقش مردم خوزستان، مقاومت و ايستادگي آن ها اشاره شده است.

نويسنده/مترجم:غلامحسين سخاوت
پيوند مرتبط:براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
بازديد:6
تاريخ ارسال:1395/04/08 - 10:10:53
نمايش كتاب

كوچه صمصام
حميدرضا نجفي
موضوع:كتاب داستان دفاع مقدس
عنوان:كوچه صمصام
چكيده:

معرفي كتاب: كتاب حاضر روايتي متفاوت از حاشيه هاي دفاع مقدس مي باشد. در اين اثر به شكل مستقيم به موضوع جنگ پرداخته نشده است، بلكه درك متفاوت دو نوجوان از موضوع جنگ را نشان مي دهد. تمام دغدغه «حبيب» و «اكبر»، شخصيت هاي اصلي اين داستان، آن است كه يكي از ساكنان كوچه شان شهيد شود تا نام كوچه را به نام فرد شهيد تغيير دهند. هنر نويسنده در رمان حاضر اين است كه جزئيات و پاره اي از مسائل را كه در زمان جنگ ديده نشده است، به تصوير مي كشد. به همين خاطر داستان براي خواننده شيرين و ملموس مي شود.

نويسنده/مترجم:حميدرضا نجفي
پيوند مرتبط:براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
بازديد:3
تاريخ ارسال:1395/04/08 - 10:02:26
نمايش كتاب

خاكريز پيشاني: روايت مستند از پدافند گردان حمزه لشكر بيست و هفت محمد رسول الله (پيشاني جاده ي فاو - ام القصر، اسفند 1364 )
عليرضا اشتري
موضوع:كتاب جنگ ايران و عراق
عنوان:خاكريز پيشاني: روايت مستند از پدافند گردان حمزه لشكر بيست و هفت محمد رسول الله (پيشاني جاده ي فاو - ام القصر، اسفند 1364 )
چكيده:

معرفي كتاب: لشكر 27 محمد رسول الله (ص) از يگان هاي عمل كننده ي عمليات والفجر 8، در جاده ي فاو ـ ام القصر وارد كارزار شد و پدافند اين جناح از عمليات را به عهده گرفت. گردان حمزه در مرحله ي اول عمليات، جنگ بسيار سختي كرده بود و توان خود را از دست داده بود، اما با بهره گيري از باقي مانده ي نيروهاي گردان هاي شهادت و سلمان، سازمان رزم خودش را تكميل كرد و اسفند 1364 به مدت 5 روز در خط پدافندي جاده ي فاو ـ ام القصر مستقر شد. با اين كه يك ماه از عمليات گذشته بود، دشمن تقريباً هر شب تلاش مي كرد به هر شكلي كه شده منطقه را دوباره پس بگيرد، اما با مقاومت رزمندگان اسلام، نمي توانست با پاتك هاي مدام شان اين كار را انجام دهد. در آن پنج روز، پدافندِ پيشاني جاده ي فاو ـ ام القصر به عهده ي گردان حمزه بود و چهار پنج كيلومتر خط در اختيار داشت. دسته ي اول گروهان سوم گردان حمزه در اين چند روز پدافند، در خاك ريز پيشاني مستقر بود و اين كتاب، روايت يكي از آدم هاي اين دسته از اتفاق هاي آن پنج روز است. گزيده كتاب: كم تر از يك دقيقه بعد از انفجار، صداي پِرپِر چند تا تركش پيچيد توي آسمان. تركش ها مي چرخيدند و صدايشان نزديك و نزديك تر مي شد بي اين كه بشود ديدشان. يك دفعه دو تا تركش، تقريباً با هم خوردند به پشتم. درست توي فرورفتگي بين دو كتفم؛ وسطِ وسط و قشنگ روي ستون فقرات. سرد بودند. هيچ كاري نكردند. خدا را شكر كردم كه كسي نديد. حتي آن قدر قدرت و سرعت نداشتند كه بادگير را پاره كنند. خوردند به پشتم و افتادند كف سنگر. برِشان داشتم. تركش بايد داغ باشد، آن قدر داغ كه سرخِ سرخ باشد، اما اين ها حتي دستم را هم گرم نمي كردند. دو تا تركش چدني، هر كدام اندازه ي دو بند انگشت؛ تميز و نقره اي و سرد. گرفتم شان جلوي صورتم. آن لحظه دوست داشتم مي شد كه با همين دو تا تركش تا ابد همان جا مي ماندم يا حتي مي رسيدم به دوستاني كه توي اين دو سه روزه ازشان جا مانده بودم. اگر مي رفتند تو، حتماً قطع نخاع مي شدم. يك كم با تركش ها بازي كردم. مثل دو تا سنگ ريزه كه كف دست بچرخاني؛ بعد هم گذاشتم شان توي جيب بادگيرم؛ يادگاري. شايد هنوز هم ته كمد وسايلم مانده باشند.

نويسنده/مترجم:عليرضا اشتري
پيوند مرتبط:براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
بازديد:2
تاريخ ارسال:1395/04/08 - 10:00:07
نمايش كتاب