كاربر ميهمان | English | راهنما 

 

 
پايداري - جستجو
صفحه نخستورود كاربرانثبت نام در پايداريجستجو در منابع ارسال محتوااخبار دفاع مقدسوبلاگ پايداريتالار گفتگو و انجمن هاگپ اينترنتي - Chatتماس با پايداريدرباره پايداري  
مقالات اسناد تصاوير كتب پايان نامه ها فيلم ها صداها اخبار محتواها
 
   

 كتب | نمايش همه كتب - 4124 مورد يافت شد. | صفحه 1 از 825   جستجو در 0/3125106 ثانيه

مرصاد: پاياني بر دو ادعا
عباس سليمي‌نمين
موضوع:كتاب‌شناسي عمليات ها
عنوان:مرصاد: پاياني بر دو ادعا
چكيده:

معرفي كتاب: در جنگ تحميلي مقاومت هشت‌سالة ملت ايران در برابر اشغال نظامي بخش‌هاي وسيعي از كشور موجب شد تا به تدريج ارتش صدام از خاك ايران به بيرون رانده شود و حتي مناطق مهمي نيز از عراق به تصرف ايرانيان درآيد. پس از اين مساله و تامين نشدن اهداف دولت‌هاي غربي در اين منطقه، آمريكايي‌ها بر آن شدند تا به رشد جنبش‌هاي مقاومت داخلي در ايران، از جمله سازمان مجاهدين خلق توجه بيش‌تري داشته باشند. در كتاب حاضر، به اختصار به سير تحولات فكري سازمان مجاهدين خلق پرداخته شده و نگارنده دو عامل را كه باعث شكست اين سازمان شد، بررسي كرده است: يكي سوء استفادة نظريه‌پردازان نظام‌هاي سرمايه‌داري و ماركسيستي از موسسين اين سازمان؛ و ديگري وحدت عملي رهبران سازمان مجاهدين و در راس آن مسعود رجوي با گروه‌هاي ماركسيستي بود.

نويسنده/مترجم:عباس سليمي‌نمين
پيوند مرتبط:براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
بازديد:14
تاريخ ارسال:1395/05/03 - 11:52:57
نمايش كتاب

طلايه‌داران مرصاد: كارنامه عملياتي تيپ مستقل 12 حضرت قائم (عج) استان سمنان در عمليات مرصاد
رضا وطني
موضوع:كتاب شناسي عمليات‌هاي دفاع مقدس
عنوان:طلايه‌داران مرصاد: كارنامه عملياتي تيپ مستقل 12 حضرت قائم (عج) استان سمنان در عمليات مرصاد
چكيده:

معرفي كتاب: در كتاب حاضر كه به همت ادارة كل حفظ آثار و ارزش‌هاي دفاع مقدس استان سمنان، تدوين شده است، ضمن بيان كلياتي از ويژگي‌ها و موقعيت جغرافيايي استان كرمانشاه؛ تنگة «چهارزبر» و اردوگاه «صادقين تيپ»؛ تاريخچة «سازمان مجاهدين خلق»؛ علل و زمينه‌هاي طراحي و اجراي عمليات موسوم به «فروغ جاويدان»؛ نقش تيپ مستقل 12 قائم (عج) در عمليات سد و انهدام منافقين در عمليات «مرصاد» تشريح، و نتايج دستاوردهاي آن عمليات مطرح و شهدا و مجروحان آن، معرفي شده‌ است. در پايان كتاب نيز تصاويري از همايش بزرگداشت شهداي عمليات مرصاد، درج شده است.

نويسنده/مترجم:رضا وطني
پيوند مرتبط:براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
بازديد:14
تاريخ ارسال:1395/05/03 - 11:51:17
نمايش كتاب

قطره اي از دريا (بر اساس خاطراتي از عمليات مرصاد )
علي محمد زند
موضوع:كتاب خاطرات دفاع مقدس
عنوان:قطره اي از دريا (بر اساس خاطراتي از عمليات مرصاد )
چكيده:

معرفي كتاب: كتاب قطره اي از دريا بر اساس خاطراتي از عمليات مرصاد مي باشد. نويسنده اين كتاب كه خود يكي از رزمندگان عمليات مرصاد بوده، سعي بر بازگو كردن جزييات اين عمليات از آغاز تا پايان را در اين اثر دارد. در بخشي از كتاب عنوان شده است: كلاهخود اختيار سر وگردنم را در دست گرفته بود. و آن را به هر طرف كه مي خواست كج مي كرد. ديگر توان نگه داشتن سر را نداشتيم. به نظر مي آمد كه كلاهخود صد كيلو شده است. يك نفر داد مي زد كه زخمي ها را جا نگذاريد و ... ولي من فكر مي كردم انگار هر كس به دنبال كار خودش بود. من كه به حرف ها گوش نمي دادم يا اينكه توانايي گوش دادن نداشتم و شايد هم از اخطار خيلي خوشم نمي آمد. ولي همه تجهيزاتي را كه داشتم با خود آوردم. علاوه بر آن يك سلاح اضافي هم آوردم. در مسير سرمان هر طرف كه مي خواسات مي رفت و خدا خدا مي كردم كه كلاه بيفتد اما نمي افتاد!

نويسنده/مترجم:علي محمد زند
پيوند مرتبط:براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
بازديد:12
تاريخ ارسال:1395/05/03 - 11:47:57
نمايش كتاب

عمليات مرصاد و سرنوشت منافقين
محمدعلي صدرشيرازي
موضوع:كتاب جنگ ايران و عراق
عنوان:عمليات مرصاد و سرنوشت منافقين
چكيده:

معرفي كتاب: سازمان مجاهدين خلق (منافقين) در ميانه‌ي دهه چهل و هم‌زمان با رواج جنبش‌هاي مبارزاتي چريكي در جهان و به تبع آن ايران اعلام موجوديت نمود. اين سازمان در ادامه‌ي مسير خود نه تنها نتوانست گوشه‌اي از آرمان شهر اسلامي خود را محقق سازد، بلكه معدود داشته‌هاي عقيدتي خويش را نيز از دست رفته ديد. سازمان مجاهدين خلق از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون تغييرات عظيمي را در همه¬ي عرصه‌ها شاهد بوده، اما در يك عرصه مواضع خود را ثابت و مستحكم نگاه داشته و آن چيزي جز ضديت با حكومت اسلامي و نهاد ولايت فقيه نيست. پس از پيروزي انقلاب و بعد از آنكه تلاش‌هاي سازمان در قبضه‌ي قدرت به نتيجه نرسيد، سران سازمان خود را در برابر مردم و نظامِ برآمده از رأي آنان قرار داده و با قتل‌عام مردم بي‌گناه دست به انتقام كور از آنان زدند. هم‌زمان با جنايات روزافزون سازمان، رژيم بعث كه جنگ تحميلي را در آستانه‌ي اتمام مي‌ديد، تجاوزات خود به مرزهاي جنوبي و غربي جمهوري اسلامي ايران را افزايش داد تا بتواند در مذاكرات صلح به اصطلاح دست بالا را از آن خود سازد. به‌علاوه منافقين و صدام كه پس از سال‌ها جنگ نتوانسته بودند ذره‌اي از اهداف خود را در راستاي براندازي نظام مردمي جمهوري اسلامي جامه عمل بپوشانند، به‌عنوان آخرين تير تركش خود نقشه ي حمله ي همه‌جانبه‌ي منافقين به ايران را با پشتيباني آمريكا و ساير كشورهاي مخالف ايران طراحي و اجرا كردند. اما پاسخ ناگهاني و كوبنده رزمندگان اسلام به متجاوزان تمام معادلات آنان را تغيير داد. اين پاسخ تاريخي كه «عمليات مرصاد» نام گرفت، نه تنها سازمان تروريستي منافقين را به مرز نيستي كشاند، بلكه صدام را در تحقق اهداف بلندپروازانه‌ي خود در چگونگي پايان جنگ ناكام گذاشت. عمليات مرصاد تابلويي درخشان در حمايت و جانفشاني اقشار مردم از نظام اسلامي و ميهن خود به شمار مي‌رود.

نويسنده/مترجم:محمدعلي صدرشيرازي
پيوند مرتبط:براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
بازديد:2
تاريخ ارسال:1395/05/03 - 11:45:27
نمايش كتاب

شغل شريف
محمدعلي جعفري
موضوع:كتاب
عنوان:شغل شريف
چكيده:

معرفي كتاب: بي وضو به مصالح خونه خدا و خونه خون خدا نميشه دست زد. بايد هر روز صبح قبل از دست به كار شدن، روضه بخونيم و سينه بزنيم. دستي كه براي ارباب سينه زده، مي تونه ديوار حسينيه بچينه! نويسنده، ناشر، تعداد چاپ و عدد شمارگان يك كتاب، مولفه‌هاي خريد كتاب براي كساني است كه در بازار كم رونق كتاب با اثري جديد و كمتر شناخته شده روبرو مي شوند. گمنامي يك نويسنده را البته شايد كمتر بشود با ناشر جبران كرد اما برخي از ناشران به قدري در معرفي نويسندگان جوان پيش قدم هستند كه بشود به اسم هاي نا آشنا هم اعتماد كرد. سوره مهر يكي از ناشراني است كه در عرصه معرفي نويسندگان جوان خوب مي درخشد. معرفي نويسندگان خوش قلم از اين انتشارات اتفاق تازه اي نيست؛ خوش سليقگي سوره مهر در اين عرصه نظر و اعتماد خوانندگان را جلب كرده است تا صرف نظر از رسم و نام نويسنده به سراغ تازه هاي اين انتشارات بروند تا با اتفاقات تازه ادبي روبرو شوند. با مقدمه اي كوتاه به سراغ كتاب شريف «شغل شريف» مي رويم. اثري كه محمدعلي جعفري نويسنده اي جوان و نه چندان معروف آن را به قلم آورده است. اين كتاب كه در اوايل سال1395 به نمايشگاه بيست و نهم كتاب تهران آمده بود يكي از اتفاقات خوب سوره مهر بود. نويسنده در اين اثر در ده داستان كوتاه سعي داشته است تا معضلاتي را با چاشني نرم طنز پيش ببرد و خواننده را به يك نتيجه گيري برساند. درباره موفقيت يا عدم آن در اين اثر حرفي به ميان نمي آوريم اما همينقدر در باره اين كتاب بايد گفت كه با خيالي راحت مي توان آن را به كساني كه دوست داريم معرفي كنيم. اسم اين كتاب كه از ششمين داستان اين مجموعه گرفته شده روايت خانواده اي از خانواده هاي ايراني است كه اعتقادات خوب و جذابي دارند. كه بخش كوتاهي از آن را مي خوانيد: «حاج مرتضي بنّا بود؛ ولي به قول خودش: «بناي مرتضي علي.» كسي نديده بود ساختماني غير از ساختمان مسجد و حسينيه بسازد. همه مي شناختندش. براي همين هم كسي براي ساخت خانه و بادگير و آب انبار به سراغش نمي آمد. از سراسر كشور مي آمدند سراغش؛ از گيلان و زنجان و اروميه گرفته تا خوزستان و بندرعباس و زاهدان. هميشه تا چهار پنج سال، مردم از پيش نوبت گرفته بودند. اگر جايي هم غير مسجد و حسينيه مي ساخت، حتماً ملكش وقف روضه امام حسين(ع) بود. چهار تا پسرهايش هم شاگردش بودند. براي خودش آداب و مسلكي داشت. با باني يا متولي مسجد و حسينيه شرط مي كرد كه چرز زمين را بايد سيدجوشي بكَنَد. سيد جوشي پنجاه سالي داشت و كارش چرز كني بود. چون زود از كوره در مي رفت، معروف بود به سيد جوشي. حاج مرتضي خيلي قبولش داشت. مي گفت: «چيزي توي پينه هاي دست اين سيده كه توي هيچ دستي نديدم. گرمايي توي نفس اين سيده كه توي هيچ سينه اي نديدم. اخلاصي توي اين سيده كه توي هيچ عملي نديدم.» ديگر اينكه قبل از شروع ديوار چيني، باني بايد حتماً يك گوسفند قرباني مي كرد، با گوشتش آبگوشت مي پخت، و توي همان زمين روضه اي به پا مي كرد و به مردم غذا مي داد. بعد از آن، حاج مرتضي و پسرانش مي آمدند و كار ساخت و ساز را شروع مي كردند. خودشان هم همه كارها را انجام مي دادند؛ از ديوار چيني گرفته تا گچ بري. هر كسي را براي شاگردي قبول نمي كرد. -بي وضو به مصالح خونه خدا و خونه خون خدا نميشه دست زد. بايد هر روز صبح قبل از دست به كار شدن، روضه بخونيم و سينه بزنيم. دستي كه براي ارباب سينه زده، مي تونه ديوار حسينيه بچينه! حين كار هم بايد هر چي عرق مي ريختند، با دست قاتي سيمان ها مي كردند. حاج مرتضي مي گفت: «اين ديگه عرق تو نيست! عرق نوكر امام حسينه! اين عرق ها حكم آب حيات داره؛ آبي كه عزاداري ارباب رو زنده مي كنه! حسينيه بايد روح داشته باشه.» زير آفتاب 45 درجه كوير كار مي كردند؛ آن هم با پيراهن مشكي؛ پيراهني كه محرم آن سال پوشيده بودند و با آن عزاداري كرده بودند. هر روز هم بعد از كار، همگي پيراهن هايشان را آب مي كشيدند. حاج مرتضي اصرار داشت آب شست و شوي لباس ها را دور نريزند. پيراهن ها را توي بشكه اي مي شستند و فردا با آن آب، ملات مي ساختند. -عرق تن نوكر كه با پي حسينيه قاتي بشه، حسينيه نور مي ده! حاج مرتضي در طول روز آب نمي خورد. گاهي لب هايش به هم مي چسبيد و زخم مي شد؛ ولي لب به آب نمي زد. تنها چيزي هم كه بچه هايش را وادار به انجام دادنش نكرد همين تشنگي بود. گذاشته بود به عهده خودشان. آن ها هم به ندرت آب مي خوردند؛ گاهي فقط به اندازه اي كه قوّتي برايشان بماند و بتوانند كار كنند. ميثم نيلي مدير عامل مجمع ناشران انقلاب اسلامي يكي از مخاطبيني است كه اين كتاب را خوانده و آن را به همه توصيه مي كند و درباره ويژگي‌هاي كتاب به خبرنگار ما گفت: «شغل شريف» كتاب فوق‌العاده شيريني است كه با لطيفه‌ها و ظرافت كاري‌هاي خود فرهنگ و سنت يزدي كه براي همه مردم ايران شير

نويسنده/مترجم:محمدعلي جعفري
پيوند مرتبط:براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
بازديد:2
تاريخ ارسال:1395/05/03 - 11:29:29
نمايش كتاب