 | | موضوع: | سازمانهاي بين المللي | | عنوان: | مسالة پناهندگان در ايران بعد از انقلاب اسلامي و همكاري سازمانهاي بينالمللي | | چكيده: | مسالهي جابجاييهاي جمعيتي در قرون معاصر اهميت و ابعاد تازه و منحصر به فرد يافته است. تسهيل حمل و نقل كه به دنبال پيشرفت در صنعت و تكنولوژي به دست آمده، در مقابل شكلگيري مرزهاي بينالمللي كه گوياي واقعيت وجود دولت – ملتهاي مستقل و مجزا ميباشد، مسائل پيچيدهاي را در عرصه جهاني پديد آورده است. شدت گرفتن و وسعت درگيريهاي مسلحانه در جهان، ابعاد جديدي را براي مسالهي جا بجاييهاي اجباري جمعيت (آوارگي و پناهندگي) به دنبال داشت. به همين علت نيز از بعد از جنگ جهاني اول تلاشهاي جدي براي سامان بخشيدن به پديدهي پناهندگي و تعيين حقوق پناهندگان و تضمين حمايت بينالمللي براي كساني كه از حمايت در كشور برخوردار نيستند آغلز گرديد. جابجاييهاي جمعيتي علاوه بر برانگيختن حساسيتهاي حقوقي (كه منجر به تصويب كنوانسيون 1951 و پروتكل مربوط به آن گرديد. الگوي مطالعه مهاجرت بينالمللي و مهاجرت اجباري ناشي از عوامل ساختهي دست بشر در قرن بيستم گسترشي چشمگير داشت.
كشور ما ايران ، بيشترين تعداد پناهندگان را در ميان ساير كشورهاي جهان در خود جاي داده است. پناهندگان عراقي در دهه 1350 شمسي در پي سلب تابعيت و اخراج عراقيان ايرانيالاصل به ايران وارد شدند. درگيريهاي بعدي نيز تعداد بيشتري در پي سلب تابعيت و اخراج عراقيان ايراني الاصل به ايران وارد شدند. درگيريهاي بعدي نيز تعداد بيشتري از عراقيان عرب و كرد را كه لزوما تابعيت خود را از دست نداده بودند به ايران سرازير نمود. همزمان با استقرار دولت كمونيستي و ورود نيروهاي ارتش سرخ به افغانستان، مجددا امواجي از پناهندگان افغان به سوي ايران سرازير شدند. تداوم درگيريها در مناطق مختلف افغانستان باعث ادامه و گسترش ورود آوارگان افغان به ايران گرديد. در شرايط حساس ايدئولوژيك حاكم بر دوران انقلاب و جنگ، سياست پناهندگي مشخص و منسجمي در ايران حاكم نبود. رويهي سابق صدور دفترچه پناهندگي براي كساني كه ادعاي پناهندگيشان ثابت ميشود، به دست فراموشي سپرده شد و طرحهاي گوناگون شناسايي و مدركدادن به پناهجويان مقيم ايران در دستور كار قرار گرفت. در اين مقطع زماني مرزهاي كشور بر روي آوارگان و مهاجرين افغان باز بود و آنان ميتوانستند بدون اخذ رواديد و پس از گذراندن مدتي در اردوگاههاي قرنطينهاي، در شهرهاي مختلف ايران ساكن و شاغل شوند. كمكرساني بينالمللي به اين پناهندگان نيز از نظم و سازماندهي لازم برخوردار نبود. سازمانهاي بينالمللي كمكرسان پس از سالها انتظار و در سطحي پايين كمكهاي خود را به پناهندگان ساكن ايران آغاز كردند. علت اين تاخير و محدوديت در اختصاص كمكها بيشتر رفتار دفع كنندهي ايران در رسانهها و مجامع بينالمللي و تبليغات جهتدار رسانههاي غربي بود كه ذهنيت تصميمگيرندگان اين سازمانها را به پيش فرضها ميآلود.
در طول سالهاي پس از جنگ هر چند به ميزان زيادي از رفتار تندروانهي ا يران در مجامع جهاني و در مقابل ان پيش ذهنيتهاي منفي سازمانهاي بينالمللي نسبت به ايران كاسته شده است، اما هنوز ميزان كمكها و برنامههاي اجرا شده در ايران در مقايسه با كشورهاي ديگر پناهندهپذير ناكافي است. آشفتگي در سياستگذاري پناهندگي ايران و عدم يك ديپلماسي موفق و هماهنگ در جلب و جذب سازمانها و كمكهاي مورد نياز، مهمترين موانع در اين زمينه بودهاند. | | نويسنده/مترجم: | محمد فياضي | پيوند مرتبط: | براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد | بازديد: | 1483 | | تاريخ ارسال: | 1387/02/23 - 10:27:16 | | | | نمايش پايان نامه |
|
|
 | | موضوع: | روابط بين الملل | | عنوان: | اختلافات ارضي جمهوري اسلامي ايران و امارات عربي متحده | | چكيده: | در اين رساله به طور خلاصه اعتبار ادعاهاي ارضي در حقوق بيناملل و امروز مرور ميشود. حاكميت ايران بر سواحل و جزاير خليجفارس از زمان هخامنشيان تا سال 1750 ميلاد، نفوذ و مهاجرت جواسم به لنگه حاكميت ايران بر آن بندر و توابع آن، اشغال جزاير تنب و ابوموسي به وسيله انگليس در دوره 1903-1904، بررسي مواضع ايران و بريتانيا در قبال تداوم اشغال جزاير سهگانه مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
بدنبال تصميم سال 1968 بريتانيا مبني بر خروج از شرق كانال سوئزتا سال 1971 كه حاكي از پايان استعمار در منطقه خليج فارس بود بالاجبار مسائل جديدي مطرح شد كه ميبايستي تا قبل از سال 1971 به نحوي حل و فصل گردد. يكي از مهمترين اين مسائل ترتيبات امنيتي جديد در خليج فارس و برخورد معقولانه در رابطه به فعل و انفعالات سياسي ناشي از پايان استعمار بود، كه تا حدودي با مسئله اول ارتباط نزديك پيدا ميكرد.
در مورد مسئله اول، توافق حاصله بين دولتها و قدرتهاي ذينفوذ در منطقه بر اين قرار گرفت كه امنيت خليجفارس بوسيله خود كشورهاي منطقه البته با تضمين اتكايي امريكا در چارچوب نظام بازدارنده محدود صورت گيرد. در اين زمينه براي ايران به عنوان مهمترين قدرت منطقه نقش اساسي پيشبيني گرديد كه ميبايستي با همكاري عربستان به عنوان پايه ديگر و در عين حال عربي سيستم مورد نظر عملي گردد. | | نويسنده/مترجم: | عينالله سوري | پيوند مرتبط: | براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد | بازديد: | 1670 | | تاريخ ارسال: | 1387/02/23 - 10:24:44 | |  | | نمايش پايان نامه |
|
|
 | | موضوع: | سپاه پاسداران انقلاب اسلامي | | عنوان: | سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و سازماندهي بازسازي كشور | | چكيده: | بعد از پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل متحد و بازگشت آرامش به مرزها، سپاه انقلاب اسلامي به استناد اصل يكصد و چهل و هفتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، با سازماندهي توانمنديهاي خود وارد عرصه جديدي از مبارزه و جهاد گرديد. بر همين اساس قرارگاه بازسازي خاتمالانبياء (ص) را جهت انجام اين امر (جهاد اقتصادي) سازماندهي و تشكيل داد.
سپاه در طول هشت سال فعاليت اقتصادي به دليل فقدان برنامه و طرح از پيش طراحي شده و الگوئي مناسب، در ساير ارتشهاي جهان دورههايي را تجربه نموده است.
عدم تبيين حقوقي و مدون فعاليتها، صلاحيتها، ساختار و سازمان، نيروي انساني و تجهيزات قر و انطباق آن با اصل يكصدو چهلو هفتم قانون اساسي و ضرورت اين امر باعث شده بود كه هر يك از دستاندركاران، بر اساس برداشت و محدوده اطلاعات شخصي، با موضوع برخورد نموده و در عمل نقطه نظر متفاوتي ارائه شود. در اين تحقيق كوشش ميشود كه مباني مذكور تبيين گردد. تحقيق فوق در چهار دفتر سازماندهي شده است:
دفتر اول، اختصاص به كليات داشته و در آن طرح تحقيق و مقدمهاي در خصوص فعاليتهاي سپاه آورده شده است.
دفتر دوم، در دو بخش به بررسي اصل يكصدو چهلو هفتم قانون اساسي و موضوع فعاليت و شروط مندرج در آن و همچنين بررسي سابقه فعاليت اقتصادي در ارتشهاي جهان و مجوز فعاليتهاي اقتصادي سپاه اختصاص يافته است.
دفتر سوم، در دو بخش شخصيت حقوقي قرب و تعيين جايگاه آن در طبقهبندي اشخاص حقوقي و آثار آن به عنوان موسسه انتفاعي عمومي ، روابط و امكانات قرب، وضعيت قراردادهاي آن در زمان شروع جنگ و فعاليت در خارج از مرزهاي جمهوري اسلامي ايران مورد بررسي قرار گرفته است.
دفتر چهارم، در دو بخش به بررسي قلمرو صلاحيت عمل قرب، فعاليتهاي انجام يافته يا در دست اجرا، ساختار و سازمان ردههاي تابعه و اركان آن اختصاص يافته است.
در پايان نيز ضمن تجربه و تحليل در خصوص قلمرو صلاحيت عمل قرب، روابط قرب با سپاه و ردههاي تابعه خود و ساختار سازمان قرب و ردههاي تابعهاش، پيشنهاداتي ارائه شده است. | | نويسنده/مترجم: | عيسي محمدزاده | پيوند مرتبط: | براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد | بازديد: | 1840 | | تاريخ ارسال: | 1387/02/23 - 10:22:15 | |  | | نمايش پايان نامه |
|
|
 | | موضوع: | تسليحات كشتار جمعي | | عنوان: | استراتژي رهبري جهان عرب و گرايش عراق در جهت دستيابي به تسليحات كشتار جمعي | | چكيده: | تسليحات كشتار جمعي و مسئله استفاده از انها مقوله است كه در دهه اخر قرن بيستم و ابتداي قرن جديد نگرانيهاي زيادي را به وجود اورده است. چندين كشور داراي اين سلاحها هستند و گروهي از كشورها نيز در راه تهيه و توليد اين سلاحها تلاش ميكنند بسياري از اين كشورها گمان ميكنند كه با دستيابي به اين تسليحات از قدرت بازدارندگي لازم در برابر سايرين برخوردار خواهند شد.
خاورميانه يكي از مناطقي است كه به لحاظ موقعيت ژئوپليتيك و راهبردي كه دارد موردنظر بسياري از قدرتهاي بزرگ بوده و مناقشات طولاني مدت و پيچيدهاي نيز بين بسياري از كشورهاي اين منطقه وجود دارد. تعدادي از اين كشورها در تلاش براي كسب امنيت بيشنر به زعم خود به شوي سلاحهاي كشتار جمعي گرايش پيدا كردهاند.
يكي از كشورهايي كه بيشترين علاقه را به اين نوع تسليحات از خود نشان داد عراق بود. طبق اسناد و مدارك موجود اين كشور در طول دهه آخر قرن بيستم داراي فعالترين برنامه توليد و تكثير سلاحهاي كشتار جمعي بود. در دوران جنگ ايران و عراق آن كشور از سلاحهاي شيميايي عليه نظاميان ايران و كردها استفاده كرد.
در اين پژوهش تلاش بر اين است كه دريابيم چه عللي باعث شد تا عليرغم فشارهاي بينالمللي عراق در دوران حكومت صدام حسين همچنان بر داشتن تسليحات كشتار جمعي اصرار بورزد.
به عبارت ديگر ملاحظات راهبردي عراق در گرايش به تسليحات كشتار جمعي چيست؟
با مطالعات و پژوهشهاي صورت گرفته مشخص گرديد دلايل متعدد زيادي در اين امر دخالت داردند. عراق كشوري با ويژگيهاي منحصر به فرد در منطقه است. ساختار جمعيتي عراق بسيار متنوع و پيچيده است كه خود باعث بروز بسياري از مناقشات و درگيريهاي داخلي شده است. اكثريت مردم عراق شيعي مذهب و اقليت آن سني و درصدي نيز شامل گروههاي جمعيتي ديگر است.
ساختار قدرت در عراق عكس اين مسئله را نشان ميدهد يعني اقليت سني مذهب در آن كشور در طول دهههاي گذشته قدرت را به شكلي انحصاري در دست داشت و اكثريت شيعه مذهب در دستگاه حكومتي عراق فاقد نقش بود. اين امر باعث شد كه شيعيان به صورت اكثريت ناراضي در عراق درآيند. حكومت اقتدارگري صدام براي سركوبي شيعيان و مخالفين از قويترين ابزار سود برد به شكلي كه حتي در دوران جنگ با ايران براي سركوبي كردهاي حلبچه از سلاحهاي شيميايي استفاده كرد.
از طرفي چندين عامل ديگر باعث شد تا عراق رفتارهاي تهاجمي از خود نشان دهد و براي اطمينان از كسب حداكثر قدرت به تسليحات كشتار جمعي روي آورد. عراق از ديرباز با كشورهايي چون مصر و عربستان بر سر رهبري جهان عرب رقابت داشته است. در اين راستا براي اينكه قدرت بلامنازع داشته باشد به سلاحهاي كشتار جمعي روي آورد.
از سوي ديگر شخصيت رهبري عراق نمونه يك ديكتاتور اقتدارگرا بود كه علاقه وافري به اعمال قدرت و زور در سطح داخلي و منطقهاي داشت. وي با توجه به سوابقش به اعتقاد بسياري از كارشناسان تمايل زيادي به پيروي از منش و رفتار جمال عبدالناصر داشت به شكلي كه اعراب وي را به عنوان رهبر خود در نظر بگيرند.
صدام حسين پس از امضاي قرارداد 1975 با ايران احساس حقارت ميكرد و دائماً در فكر فرصتي براي جبران آن بود كه انقلاب در ايران اين فرصت را براي وي مهيا كرد.
در نهايت مانند بسياري از كشورها عراق و رهبري آن بر اين گمان بود كه تسليحات كشتار جمعي به عنوان يك نيروي بازدارنده قوي در برابر قدرتهاي منطقهاي و جهاني عمل خواهد كرد. | | نويسنده/مترجم: | احمد آتش هوش | پيوند مرتبط: | براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد | بازديد: | 550 | | تاريخ ارسال: | 1387/02/23 - 10:16:43 | |  | | نمايش پايان نامه |
|
|
 | | موضوع: | روابط بين الملل | | عنوان: | تصميم گيري مبتني بر تغيير نظم دوم و پايان جنگ ايران و عراق | | چكيده: | جنگ ايران وعراق طولانيترين جنگ متعارف در قرن بيستم است. چنانچه ابعاد اقتصادي، خرابيهاي فيزيكي و فجايع انساني نيز لحاظ شود. جنگ مزبور اولين جنگ بزرگ جهان سوم خواهدشد.(samir khaill 1944) اين جنگ از نظر استراتژي، خسارات مختلف، سطح تكنولوژيك و جنگافزار حائز اهميت زيادي است. با اين حال، در حد كافي در مورد اين جنگ تحقيق نشده است. از اين حيث، درباره جنگ ايران و عراق اساسا به طور منسجم و سازمان يافته مورد بحث قرار نگرفته دلايل پايان جنگ است. بسيار مهم است بررسي شود جنگ به طور ناگهاني خاموش شد و چرا؟ جنگي كه در خرداد 1368 با قبول نمودن قطعنامه 518 سازمان ملل پايان يافت. يكي از دلايل مهم اين كمتوجهي اين است كه عراق به فاصله نه چندان زيادي پس از خاتمه جنگ با ايران، كويت را اشغال نمود. از اين رو، به جز موارد معدودي كه در اين دوره كوتاه به بررسي جنگ ايران و عراق اختصاص داده شد. پس از آن توجه همگان به اشغال كويت، جنگ متحدين با عراق و به دنبال آن فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و بحرانهاي پس از آن معطوف شد. تحقيقات انجام شده نيز بيشتر به مسائلي از قبيل ريشههاي جنگ، طولاني شدن جنگ، فرسايش و بنبست در جنگ، نقش قدرتهاي خارجي، بازيگراني غير از ايران و عراق، تبعات استراتژيك جنگ، اقتصاد جنگ و تاثير تكنولوژي نظامي بر آن ميپرداختند.
از طرفي ديگر، اصولا، نظريههاي پايان جنگ همچنان در مراحل ا وليه خود است. بنابراين، تبيين جنگ ايران و عراق ميتواند باعث تقويت اين نظريهها شود. جنگ مزبور با ويژگيهاي مربوط به خود و مشابهتهايي كه با برخي از جنگ هاي ديگر دارد، ميتواند محل آزمون نظريههاي مختلف پايان جنگ باشد. از اين حيث، به طور كلي، براي تبيين پايان جنگ چهار فرضيه مطرح است كه در اين تحقيق مورد آزمون واقع ميشود. با اين همه تنها يك فرضيه اصلي است و سه فرضيه ديگر فرعي و يا جايگزين به حساب ميآيند.
از نظر كاربردي نيز جنگ گ ايران و عراق گذشته از آن كه يك جنگ جهاني سومي است. به زعم برخي، ريشه در انقلاب اسلامي دارد. بعلاوه، اين جنگ مربوط به خاورميانه است كه تحولات بسياري در آن در حال وقوع است. از اين رو مطالعه پايان اين جنگ نه تنها براي دو كشور درگير و كشورهاي منطقه بلكه براي قدرتهاي بزرگ و سازمانهاي بينالمللي نيز مفيد است. طي هشت سال جنگ، طرفين، استراتژي و تاكتيكهاي مختلفي را به كار گرفتند. جنگ شهرها و موشك باران هم به دفعات مختلف تكرار شد. تكنولوژي نظامي هم در تمامي سطوح به جز اتمي به كار برده شد. استفاده از موشك و هواپيما و ديگر جنگ افزارها نيز مشكل انتقال تكولوژي را مجدداً زنده كرد. به هرحال، همه كساني كه در مقوله پايان جنگ فكر ميكنند مايلند نقش اين عوامل در پايان دادن به جنگ را بدانند. بنابراين، تحقيق حاضر ممكن است در اين زمينهها مفيد باشد. | | نويسنده/مترجم: | مصطفي ترك زهراني | پيوند مرتبط: | براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد | بازديد: | 263 | | تاريخ ارسال: | 1387/02/23 - 09:48:14 | | | | نمايش پايان نامه |
|
|