شكست سكوت 20 ماهه شوراي امنيت/ نگاهي به جانبداري شوراي امنيت از صدام پس از فتح خرمشهر


پس از آزادي خرمشهر، در محافل بين‌المللي اين مسئله مطرح شد كه پيروزي ايران در جنگ به نفع آمريكا و متحدانش، از جمله عربستان سعودي نخواهد بود. آزادسازي خرمشهر جايگاه و اعتبار بين‌المللي ايران را ارتقا داده بود و شرايط را براي عراق دشوارتر كرده بود. با فتح خرمشهر، روحية ملي در ايران بالا رفت و مردم و رزمندگان به پيروزي در جنگ اميدوار شده بودند. احتمال پيروزي صدام در جنگ تحميلي منتفي شده بود و ايران در موضع قدرت قرار گرفته بود.

شكست سكوت 20 ماهه شوراي امنيت/ نگاهي به جانبداري شوراي امنيت از صدام پس از فتح خرمشهر

 


با فتح خرمشهر، اميد مي‌رفت كه شوراي امنيت سازمان ملل شرايط صلح و امنيت بين دو كشور را فراهم كرده و با توجه به موضع قدرت ايران، خواسته‌هاي برحق ايران را تا حدودي برآورده سازد. شوراي امنيت سازمان ملل تا پيش از اين تاريخ، تنها قطعنامه 479 را در هفته اول جنگ با عنوان بررسي وضعيت ايران و عراق صادر كرد كه در آن به وجود تهديد عليه صلح، نقض صلح، وقوع تجاوز و نقض تماميت ارضي ايران اشاره‌اي نشده بود و از دو كشور مي‌خواست از توسل بيشتر به زور خودداري كنند.


 


سكوت و عدم تحرك شوراي امنيت در فاصله بين شش روز پس از تهاجم سراسري عراق تا 50 روز پس از فتح خرمشهر، معاني بسياري در دل خود داشت. پس از فتح خرمشهر، در حالي كه ايران منتظر اقدام عملي از سوي سازمان ملل و حاميان صدام براي احقاق حقوق ايران و پايان دادن به جنگ بود، تحركات براي ياري رساندن دوباره به صدام از جانب حاميان اين كشور آغاز شد. اقداماتي كه در نهايت به تصويب قطعنامه 514 در 21 تير 1361 و قطعنامه 522 در 12 مهر 1361 انجاميد و سير كمك‌هاي سياسي، نظامي، اطلاعاتي، مالي و ... به صدام را سرعت بخشيد و باعث طولاني شدن جنگ گرديد.


 


گام اول


نخستين گام براي تصويب قطعنامه 514 از جانب اردن، از حاميان اصلي صدام در جنگ، رقم خورد. در روز 9 خرداد 1361 (30 مي 1982) و به فاصله 6 روز از فتح خرمشهر، هازن نوصيبه نماينده دائمي اردن در سازمان ملل، نامه‌اي خطاب به رئيس شوراي امنيت مبني بر تقاضاي تشكيل جلسه فوري جهت جلوگيري از تشديد جنگ ايران و عراق به شوراي امنيت ارائه كرد. در اين نامه آمده است:


«احتراماً بنا به اطلاع دولت متبوعم، جلسه فوري شوراي امنيت را خواستار شده تا تشديد مناقشه نظامي طولاني، رو به رشد و وحشتناك را كه ميان جمهوري عراق و جمهوري اسلامي ايران از سپتامبر 1980 آغاز شده بررسي كنند. اين مناقشه كه ابعاد آن رو به گسترش است نه‌تنها خطر فوري براي صلح منطقه‌اي خواهد داشت بلكه صلح و امنيت جهاني را به مخاطره خواهد افكند. دولت متبوعم مشتاقانه اميدوار است كه شوراي امنيت به مسئوليت خويش در اين برهة خطرناك عمل نمايد.» (اصل نامه را در اينجا مشاهده كنيد)


 


گام دوم


دومين حركت براي تصويب قطعنامه 514 نيز از جانب 10 كشور عضو جامعه اروپا بود كه سران اين جامعه در 11 تير 1361 (2 ژوئيه 1982) براي دبير كل سازمان ملل بيانيه‌اي با عنوان گسترش و تقويت حسن همجواري ميان دولت‌ها ارسال كرد. در اين نامه كه توسط اي. دي ور، سفير نمايندگي دائمي بلژيك در سازمان ملل خطاب به دبير كل در 30 ژوئن 1982 ارسال شده آمده است: «احتراماً توجه جناب‌عالي را به بيانيه مربوط به مناقشه ميان عراق و ايران كه به دنبال اجلاس سران دولت‌ها و حكومت‌هاي 10 كشور عضو جامعه اروپا در بروكسل در تاريخ 28 و 29 ژوئن 1982 تشكيل شد، جلب مي‌نمايم.» و در پيوستي كه به اين نامه قرار داده شده آمده است:


«در مورد مناقشه عراق و ايران سران دولت‌ها و حكومت‌هاي 10 كشور عضو جامعه اروپا در اجلاس بروكسل در تاريخ 28 و 29 ژوئن 1982 بيانيه ذيل را صادر كردند.


  ده كشور نگراني عميق خود را از ادامه مناقشه خسارت‌بار ميان عراق و ايران ـ كه براي دو كشور مخرب بوده و به‌شدت تهديدكننده امنيت و ثبات منطقه مي‌باشد ـ ابراز كردند.


آن‌ها بر درخواست مورخ 24 مي خود جهت خاتمه بخشيدن مخاصمات و حل‌وفصل از طريق مذاكره تأكيد كردند.


آن‌ها افزايش تلاش‌هاي صلح‌جويانه را خواستار شدند، به طريقي كه اخيراً خودشان اعلام آمادگي كردند كه بايد به اين‌ها كمك نمود.» (اصل اين بيانيه را در اينجا مشاهده كنيد)


 


تأكيد ايران بر ادامه اشغالگري عراق


به دنبال اين نامه و بيانيه‌ها، سعيد رجايي خراساني، نمايندگي دائمي جمهوري اسلامي ايران در سازمان ملل، طي نامه‌اي خطاب به رئيس شوراي امنيت مورخ 11 تير 1361 (2 جولاي 1982) ادامه اشغالگري قسمت‌هايي از خاك ايران توسط عراق را گوشزد كرده و بيان مي‌كند:


«احتراماً به اطلاع جناب‌عالي مي‌رساند كه بر اساس جديدترين اطلاعات دريافتي از تهران، نيروهاي متجاوز عراق، علي‌رغم ادعاهاي عراق هنوز قسمت‌هايي از خاك ايران را در اشغال دارند. اگر چه هنوز تحركات برخي از سربازان عراق در غرب ايران وجود دارد، اما اين تحركات تنها شامل عقب‌نشيني از مواضع غيرقابل دفاع در دشت‌ها و شهرها به زمين‌هاي مرتفع مي‌شود كه در آن نقاط سنگر حفر كرده و هنوز در خاك ايران باقي مانده‌اند.


در تحركات آن‌ها به مواضع جديدشان، نيروهاي متجاوز عراقي به همان روند اقدامات جنايتكارانه خود افزوده و همچنان به اشغال سرزمين ايران طي 21 ماه گذشته ادامه داده‌اند. متجاوزان عراقي شهرهاي قصرشيرين و مهران را كاملاً تخريب كرده و نيز پل‌ها، جاده‌ها و ساير تأسيسات عمومي و غيرنظامي را در اين مناطق، از بين برده‌اند.


آتش توپخانه عراق هنوز به طور روزانه ادامه داشته كه اين گلوله‌باران‌ها تنها در روز گذشته به كشته شدن 8 تن و مجروح شدن 29 غيرنظامي در مناطق مسكوني آبادان و خرمشهر انجاميد. ادامه اين اقدامات جنايتكارانه رژيم بعثي صدام حسين راهي براي مردم مسلمان ايران جز اقدامات مقابله به مثل به خاطر اعمال ضد انساني اين رژيم، باقي نخواهد گذاشت.» (اصل اين نامه را در اينجا مشاهده كنيد)



گام سوم: قطعنامه 514


علي‌رغم نامه نمايندگي ايران در سازمان ملل و تأكيد بر متجاوز بودن عراق و باقي بودن بخش‌هايي از خاك ايران در دست اين كشور، شوراي امنيت در جلسه 2383 خود، در تاريخ 21 تير 1361 (12 جولاي 1982) قطعنامه 514 را صادر كرد. در اين قطعنامه آمده است:


«شوراي امنيت با بررسي مجدد موضوع تحت عنوان وضعيت ميان ايران و عراق ؛


با نگراني عميق در مورد ادامه مناقشه ميان دو كشور كه به خسارات سنگين جاني و مالي منجر شده و صلح و


امنيت را به مخاطره افكنده است؛


با يادآوري مفاد ماده 2 منشور ملل متحد و يادآوري اينكه لازمه استقرار صلح و امنيت در منطقه، رعايت كامل اين مفاد است؛


با يادآوري ماده 24 منشور كه به موجب آن مسئوليت اوليه حفظ صلح و امنيت بين‌المللي به عهده شوراي امنيت واگذار گرديده است؛


با يادآوري قطعنامه 479 كه به اتفاق آرا در 28 سپتامبر 1980 تصويب شد و نيز بيانيه مورخ 5 نوامبر 1980  رئيس شورا (S/14244)؛


 


با در نظر گرفتن كوشش‌هايي كه خصوصاً دبير كل سازمان ملل متحد و نماينده او و نيز جنبش كشورهاي غيرمتعهد و سازمان كنفرانس اسلامي در جهت ميانجي‌گري مبذول داشته‌اند؛


خواستار آتش‌بس و خاتمه فوري كليه عمليات نظامي مي‌باشيم.


علاوه بر آن خواستار عقب‌نشيني نيروها به مرزهاي شناخته شده بين‌المللي مي‌باشيم.


تصميم مي‌گيرد گروهي از ناظران سازمان ملل متحد را به منظور بررسي، تأييد و نظارت بر آتش‌بس و عقب‌نشيني اعزام دارد و از دبير كل مي‌خواهد كه گزارش خود را در مورد ترتيباتي كه بدين منظور مورد نياز است به شوراي امنيت تسليم نمايد.


  مصرانه مي‌خواهد كه كوشش‌هاي ميانجي‌گري به نحو هماهنگ شده از طريق دبير كل به منظور نيل به حل جامع اختلافات به نحو عادلانه و شرافتمندانه كه مورد قبول هر دو طرف در زمينه كليه مسائل مهم بر اساس اصول منشور ملل متحد، از جمله احترام به حاكميت، استقلال، تماميت ارضي و عدم مداخله در امور داخلي كشورها باشد، ادامه يابد.


  از همه كشورهاي ديگر درخواست مي‌نمايد كه از هر اقدامي كه مي‌تواند به ادامه اختلافات دامن زند، خودداري ورزند و اجراي قطعنامه حاضر را تسهيل كنند.


از دبير كل تقاضا مي‌نمايد كه ظرف سه ماه، در مورد اجراي اين قطعنامه گزارش خود را تسليم نمايد.» (متن قطعنامه 514 را در اينجا مشاهده كنيد)


 


همانگونه كه از متن اين قطعنامه برمي‌آيد:


اين قطعنامه برقراري آتش‌بس فوري و بازگشت نيروهاي دو كشور به مرزهاي بين‌المللي، احترام به حاكميت، تماميت ارضي و عدم مداخلة كشورها در امور يكديگر را مطرح مي‌كرد. اين قطعنامه در حالي صادر شد كه قدرت‌نمايي ايران در آزادسازي سرزمين‌هاي خوزستان، فرصت مناسبي را در اختيار جمهوري اسلامي قرار داده بود و باعث هراس كشورهاي عرب حامي عراق شده بود و آن‌ها به پايان دادن جنگ تمايل پيدا كرده بودند.


 


در اين قطعنامه سخني از تجاوز و تعيين متجاوز به ميان نيامده بود و مطلبي از پرداخت خسارت‌هاي جنگ و نيز تنبيه متجاوز مطرح نبود و تضميني براي امنيت و ثبات حقيقي وجود نداشت. اين قطعنامه هيچ‌گونه فشاري را بر عراق كه با آغاز جنگ و توسل به زور صلح منطقه را نقض كرده بود، وارد نمي‌كرد. جمهوري اسلامي ايران به‌حق انتظار داشت كه شوراي امنيت سازمان ملل با تجاوز مقابله كند و عراق را به عنوان كشور متجاوز محكوم سازد و از كشور قرباني تجاوز حمايت كند، اما اين شورا حتي در اين جنگ بي‌طرفي را نيز رعايت نمي‌كرد. به‌هرحال ايران اين قطعنامه را ناعادلانه تشخيص داد و محتواي آن را مناسب ارزيابي نكرد و لذا از پذيرش آن خودداري ورزيد، ولي عراق بي‌درنگ آن را پذيرفت. به دنبال اين اقدامات جانبدارانه شوراي امنيت بود كه ايران عمليات رمضان را به مرحلۀ اجرا گذاشت و با احساس نااميدي از صحنۀ ديپلماسي، سرنوشت جنگ را در ميدان رزم مشخص ساخته و از حقوق خود دفاع نمايد.


 


گام چهارم: قطعنامه 522


با اعلام ورود نيروهاي ايراني به خاك عراق، بلافاصله سازمان ملل واكنش نشان داد. تنها 30 ساعت پس از آغاز عمليات رمضان، شوراي امنيت با صدور بيانيه‌اي از وضعيت وخيم بين دو كشور اظهار نگراني كرد و خواستار آتش‌بس شد كه ايران آن را رد كرد. جالب است كه شوراي امنيت سازمان ملل در طول حدود 20 ماه حضور نظامي ارتش عراق در ايران ساكت مانده بود، ولي كمتر از دو روز از آغاز عمليات رمضان و ورود نيروهاي ايراني به خاك عراق، چنين واكنشي نشان داد. در همين حال آمريكا نيز با كنايه ايران را از ورود به خاك عراق بر حذر داشت. تنها كشور ليبي از ورود ايران به خاك عراق حمايت كرد و سفير آن كشور طي ملاقاتي با رئيس مجلس شوراي اسلامي، پيام آقاي معمر القذّافي را مبني بر اعلام آمادگي آن كشور براي كمك، به اطلاع مقامات ايران رساند.


 


پس از دو عمليات رمضان و مسلم بن عقيل، نمايندة عراق طي نامه‌اي در تاريخ اول اكتبر 1982 از رئيس شوراي امنيت سازمان ملل درخواست تشكيل جلسه كرد. پيرو اين درخواست، جلسة شوراي امنيت در تاريخ 12/7/1361 تشكيل شد و سعدون حمادي، وزير امور خارجة عراق در آن حضور يافت. وزير امور خارجة كشور مغرب به نمايندگي از گروه كشورهاي عرب و در حمايت از عراق در اين جلسه سخنراني كرد. نهايتاً سومين قطعنامة شوراي امنيت در 4 اكتبر 1982 به شمارة 522 صادر و به اتفاق آرا به تصويب رسيد.


 


متن قطعنامه 522 (12 مهر 1361 يا 4 اكتبر 1982) جلسه 2399 شوراي امنيت تحت عنوان وضعيت ايران و عراق تشكيل در ذيل آمده است:


شورا از ادامه جنگ و تشديد مناقشه ميان دو كشور كه تلفات سنگين جاني و خسارات مالي بسياري را موجب شده و صلح و امنيت منطقه را در معرض خطر قرار داده است، اظهار تأسف مي‌نمايد.


شورا مجدداً تصريح كرد كه اعاده صلح و امنيت در منطقه به جديت كليه دولت‌هاي عضو در ملزم بودن به تعهداتشان تحت منشور سازمان ملل نيازمند است.


شورا مجدداً طرفين درگير را به پذيرش و اجراي قطعنامه 479 كه به اتفاق آرا در 28 سپتامبر 1980 تصويب شده و نيز به بيانيه مورخ 5 نوامبر 1980 (S/14244)، دعوت كرد.


شورا همچنين طرفين درگير را به پذيرش و اجراي قطعنامه 514 كه به اتفاق آرا در 12 جولاي 1982 تصويب شده و نيز بيانيه 15 جولاي 1982 (سند S/15296) رئيس شوراي امنيت، فراخواند.



شورا بر اساس گزارش 15 جولاي 1982 (S/15293) دبير كل، خواستار اجراي موارد ذيل مي‌باشد:


شورا مصراً خواستار آتش‌بس فوري و پايان بخشيدن به كليه عمليات‌هاي نظامي بوده و مجدداً اين درخواست خود را تكرار مي‌نمايد.


شورا مجدداً بر درخواست خود مبني بر عقب‌نشيني نيروها به مرزهاي شناخته شده بين‌المللي تأكيد مي‌كند.


شورا از اين حقيقت كه يكي از طرفين درگير قبلاً آمادگي‌اش را براي همكاري در اجراي قطعنامه 514 اعلام كرده، استقبال نموده و از طرف ديگر مناقشه درخواست مي‌نمايد كه به همين صورت عمل نمايد.


شورا بر لزوم اجراي بدون درنگ تصميمات خود درباره اعزام ناظراني جهت تأييد و نظارت بر آتش‌بس و عقب‌نشيني تأكيد مي‌نمايد.


شورا بر ضرورت و ادامه تلاش‌هاي ميانجي‌گرانه اخير تأكيد مي‌نمايد.


شورا بر درخواست خود از كليه دولت‌ها مبني بر ممانعت از هرگونه اقدامي كه به ادامه جنگ كمك نمايد، تأكيد نموده و خواستار كمك جهت تسهيل در اجراي قطعنامه اخير مي‌باشد.


شورا همچنين از دبير كل خواست در مورد اجراي اين قطعنامه طي 72 ساعت به شورا گزارش ارائه دهد.» (متن قطعنامه 522 را در اينجا مشاهده كنيد)


 


همانگونه كه از متن اين قطعنامه برمي‌آيد در اين قطعنامه نيز از عنوان وضعيت ميان ايران و عراق به جاي جنگ استفاده شد و شورا با ابراز تأسف از ادامه و گسترش مناقشة بين دو كشور كه منجر به خسارات سنگين انساني و زيان قابل ملاحظة مادي شده بود، خواستار آتش‌بس فوري و پايان دادن به همة عمليات‌هاي نظامي و بازگشت به مرزهاي شناخته شدة بين‌المللي شد. اين شورا همچنين از اينكه عراق قطعنامة 514 را پذيرفته بود، استقبال كرد.


 


اين قطعنامه بر ضرورت اجراي بدون تأخير تصميم شورا در مورد اعزام ناظران ملل متحد براي بررسي و تأييد و نظارت بر آتش‌بس و عقب كشيدن نيروها تأكيد كرده بود. همچنين از همة دولت‌هاي ديگر خواسته بود تا از همة اقداماتي كه مي‌تواند به ادامة اختلاف كمك كند، خودداري نمايند و اجراي اين قطعنامه را تأييد و تسهيل كنند. از دبير كل سازمان ملل نيز خواسته بود كه ظرف 72 ساعت در مورد اجراي اين قطعنامه به شوراي امنيت گزارش بدهد.


 


قطعنامة 522 به فاصلة كمتر از 3 ماه از صدور قطعنامة 514 به تصويب رسيد. شوراي امنيت در اين قطعنامه نيز همچون قطعنامه‌هاي پيشين به خواسته‌هاي ايران توجهي نشان نداد و دربارة آغازگر جنگ و چگونگي تأمين خسارت‌هاي حملة عراق به ايران، مطلبي مطرح نكرد. جمهوري اسلامي ايران اين قطعنامه را جانبدارانه ارزيابي كرد و آن را نپذيرفت. از اين تاريخ رژيم عراق علاوه بر حمله به مناطق مسكوني شهرها و روستاهاي اطراف مرز، برد حملات موشكي و بمباران‌هاي هوايي خود را به شهرهاي دورتر ايران توسعه داد.


 



موضوع: جنگ ايران و عراق
نويسنده:
1395/03/10تاريخ انتشار:
منبع:
فرستنده: دبير منابع
پيوند مرتبط: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
بازديد: 303
امتياز: 0