درآمد
نگاه نو، روايت‌هاي ناب و تحليل‌هاي تازه ـ و گاه خلاف آمد عادت ـ او كه با صميميت و لهجه شيرين دزفولي عجين است، برايمان شنيدني و گواراست. او را انساني فهيم، هوشمند، خلاق و البته سخت متعهد يافتيم، كه دغدغه‌اي جز حفظ و انتقال شايسته «ميراث دفاع مقدس» به نسل‌هاي آينده ندارد؛ از اين روي هرگز حاضر نشد در اين سال‌ها، چون برخي از همرزمان سابقش، رداي پاسداري را به بهاي دست‌يابي به پست يا مسند سياسي، از دست دهد. او خود با افتخار مي‌گويد: «اگر چه نگرش دارد، اما گرايش ندارد». در برنامة «صندلي داغ» ـ كه اتفاقاً از ايده‌هاي خود اوست ـ چون از او مي‌پرسند: «آيا در جنگ به آنچه كه مي‌خواستي رسيدي؟» متواضعانه مي‌گويد: «من چيزي نمي‌خواستم؛ ولي به بسياري از چيزهايي كه نمي‌خواستم رسيدم.»
احمد سوداگر متولد سال 1339 شمسي در دزفول، از فرماندهان زبده و با تجربة دوران دفاع مقدس، به ويژه در بخش‌هاي اطلاعات و عمليات بوده است. او حتي چند ماه پيش از آغاز رسمي جنگ، و همزمان با درگيري‌هاي گاه و بي‌گاه مرزي ايران و عراق، وارد ميدان شد و در اوائل جنگ تحميلي نيز يك پايش را آسماني كرد. اواسط جنگ هم برادرش ـ  شهيد محمود ـ  را تا درب آسمان بدرقه نمود.

راوي كتاب «جاده‌هاي سربي» ـ خاطرات سردار احمد سوداگر، به كوشش محمدمهدي بهداروند ـ اگر چه متخصص تاكتيك‌ها و استراتژي‌هاي جنگي است، اما تحليل‌گر دردمند مسائل پيچيده فرهنگي نيز مي‌باشد. سردار پس از اتمام جنگ، با اين عقيده كه «هرچند سرزمين‌هايمان را دوباره به دست آورديم، اما جامعه خود را داريم از دست مي‌دهيم!»، بيشتر به سمت و سوي كارهاي فرهنگي، اجتماعي و فعاليت‌هاي علمي و آموزشي سوق يافت؛ چنانكه در سال‌هاي 73 ـ‌1372 و در زماني كه فرماندهي لشكر 25 كربلاي استان مازندران را عهده‌دار بود، با احساس نياز به تحول و رونق مباحث بومي علوم انساني در مراكز آموزش‌عالي و به ويژه بحث اسلامي‌شدن دانشگاه‌ها، با «فرهنگستان علوم اسلامي» قم مرتبط شد و با مرحوم علامه سيد منيرالدين حسيني الهاشمي& و شاگردان او، به رايزني پرداخت. وي با همين نگاه دغدغه‌مند، اولين مجتمع بزرگ ورزشي و فرهنگي را توسط لشكر 25 كربلا براي عموم مردم استان مازندران بر پا كرد كه در آن زمان مورد نكوهش بسياري از فرماندهان ارشد سپاه نيز قرار گرفت! سپس اولين «كاروان راويان و راهيان نور» متشكل از خانواده‌هاي شهدا و رزمندگان دفاع مقدس، را در اواخر سال 1373 از استان مازندران به مناطق عملياتي جنوب اعزام كرد؛ اما يگان نظامي مستقر در منطقه، نيروهاي دست‌اندر كار اين كاروان را در خط شلمچه بازداشت نمود و سردار هم به اتهام «كار خودسرانه» مورد سرزنش فرماندهان ارشد قرار گرفت! سردار سوداگر براي رفع اين مشكل، هوشمندانه با در جريان قرار دادن خبرنگاران روزنامه‌هاي كشوري و با فشار رسانه‌ها توانست بازداشت‌شدگان را آزاد و مسئله را فيصله دهد. چند روز بعد از دفتر مقام معظم رهبري با سردار تماس گرفتند و اعلام كردند معظم‌له مي‌خواهند فيلم‌هاي اعزام آن كاروان به جبهه‌ها را، ببينند. سردار هم 15حلقه نوار ويديويي به دفتر آقا فرستاد؛ و اين شد كه درست سال بعد در همان ايام، مقام معظم رهبري در جمع دومين كاروان راهيان نور در منطقه شلمچه حضور يافت!
سردار سوداگر در ادامة خدماتش، فرماندهي لشكر27 محمد رسولالله| و در حال حاضر رياست «پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس» را به عهده گرفت. جالب است كه وي در سال 1385 بحثي را تحت عنوان «توفان نرم‌افزاري» مطرح كرد؛ با اين مسئله كه هشدار داد،  طوفاني سهمگيني وزيدن گرفته است كه اگر دير بجنبيم، هست و نيست انقلاب را از نظر فكري و معنوي با خود مي‌برد.

دكتر سوداگر در «پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس» نيز منشأ خدمات و تحولات پژوهشي و آموزشي، در ارتباط با پديدة عظيم دفاع مقدس است؛ از جمله تدوين و انتشار «دايرة‌المعارف دفاع مقدس»، گنجاندن درس دو واحدي «آشنايي با دفاع مقدس» در نظام آموزش عالي، تأمين محتواي آموزشي اين درس، تأمين استادان اين درس با برگزاري دوره «تربيت مدرس دفاع مقدس» و دوره «توانمندسازي مدرسان دفاع مقدس»، پيگيري «درس تخصصي دفاع مقدس» براي رشته‌هاي مختلف در مقطع تحصيلات تكميلي دانشگاه‌ها، و... .
اينك با سپاس فراوان از همكاري و همراهي استاد ارجمند حجت‌الاسلام والمسلمين فرحزادي، در به سامان رسيدن اين گفتگو، مشروح گپ و گفت ما با سردار دكتر حاج احمد سوداگر، پيش روي شماست.
مجاهديان



™ ابتدا از اينكه اين فرصت را در اختيار نشريه معارف و مخاطبان فرهيخته آن قرار داديد، بسيار سپاسگزاريم.
همانگونه كه مستحضريد هر يك از اساتيد ما در طول سال‌ها تدريس