كاربر ميهمان يكشنبه، 1 مرداد 1396
 
پايداري - پايگاه اينترنتي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

صفحه نخست| ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره

جستجو:  

صفحه نخست

اخبار

محتواها

نمايشگاه

جستجو

ویژه نامه های الکترونیکی

● پژوهشکده مدیریت و سیاست دفاعی دفاع مقدس

● پژوهشکده علوم نظامی و مهندسی دفاع مقدس

● پژوهشکده تاریخ، ادبیات و فرهنگ دفاع مقدس

پايداري - محتواها

نمايش فهرست‌وار

ويژه‌‌نامه فهرستگان


مقالات

اسناد مكتوب

تصاوير

كتاب

اسناد صوتي

اسناد ويدئويي

پايان نامه

پايداري - كاربران

ثبت نام

ورود

صفحه شخصي

ارسال

◊ مقاله

◊ سند مكتوب

◊ تصوير

◊ كتاب

◊ سند صوتي

◊ سند ويديويي

◊ پايان نامه

 



دريافت فايل

موضوع

كتاب دفاع مقدس

عنوان

نيمه پنهان ماه 27

نوع مقاله

عمومي

نویسنده

ليعا رزاق‌زاده

مترجم

نام فرستنده

دبير منابع

ناشر

روايت فتح

تاریخ انتشار

1395

شابك

منبع

خبرگزاري دفاع مقدس

پيوند مرتبط

براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

چكيده

fiogf49gjkf0d
fiogf49gjkf0d
معرفي كتاب:

«محمد صبوري» از نوجواني خود را وقف نظام و اهداف آن كرد و با وجود مديريت‌هاي بزرگي كه داشت خود را كمترين خدمتگزار مي‌دانست و خدمت خلق را بزرگترين عبادت. در آخر، «شهادت» مزد عبادتي بود كه او خالصانه انجام مي‌داد.

مؤسسسه انتشاراتي «روايت فتح» در ادامه فعاليت‌هاي خود بيست و هفتمين جلد از مجموعه «نيمه‌ي پنهان ماه» را منتشر كرد.

جلد 27 اين مجموعه با عنوان «صبوري به روايت همسر» به زندگي شهيد «محمد صبوري» از زبان همسرش «جميله قلعه‌نويي» پرداخته و تصويري تازه از شهيد به مخاطب ارائه مي‌دهد.

صبوري به روايت همسر برخلاف ساير كتاب‌هاي اين مجموعه حجيم‌تر است و همين باعث شده تا به جزئيات بيشتري از زندگي و سلوك فردي شهيد برسيم. همچنين شيوه روايت در اين اثر به سياق ساير آثار «نيمه‌ي پنهان ماه» به شيوه من راوي يا شخص اول است.

در مقدمه كتاب آمده است:

اين كتاب روايت‌ گريه‌ها و شادي‌هاي مبارزان قبل از انقلاب است؛ قصه‌هاي روزهاي پر تنش بعد از پيروزي، مبارزه‌اي كه گويا از مبارزه اول هم سخت‌تر بود. روايت مسجدي كه نماد يك شهر بود و هويت آن...؛ روايت‌گر جنگ است، مردهايي كه خود به جنگ مي‌رفتند و آن‌هايي كه در پشت جبهه، تب و تاب ديگري داشتند.

اين كتاب روايت‌گر عاشقي‌هاي محمد صبوري است؛ مردي كه عشق به كار، عشق به مردم و عشق به خانواده در تمام وجودش تجلي يافته بود. اين كتاب روايت‌گر مردي است كه مديركل بود؛ ولي زير نامه‌هايش را اين‌طور امضا مي‌كرد: «كمترين خدمتگزار بهزيستي، محمد صبوري»

محمد صبوري نخستين فرزند خانواده صبوري بود؛ كه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۲۸ در قائمشهر به دنيا آمد؛ اما چندي بعد خانواده‌اش به قم مهاجرت كردند و به فعاليت‌هاي مذهبي و انقلابي دوران انقلاب اسلامي پرداختند.

ايام جواني او مصادف شد با دوران انقلاب؛ شهيد صبوري در آن زمان نوارهاي صوتي امام خميني (ره) را در اختيار مردم قرار مي‌داد و در زمان جنگ تحميلي در زمينه جذب و ساماندهي نيرو براي اعزام به جبهه‌ها هم نقش‌آفرين بود.

اين شهيد بزرگوار همزمان با حضور در جبهه، مديريت مجموعه‌هاي حساس و تاثيرگذار در خدمات‌رساني و امداد همچون بيمارستان صحرايي فاطمه الزهرا(س) را نيز بر عهده داشت؛ همچنين مسئول تشكيل شوراي بهزيستي در استان‌ها و سپس مدير كل بهزيستي مازندران شد.

صبوري در جريان بمباران رژيم بعث عراق، دچار مجروحيت شيميايي شد و در بهمن ۷۷ و پس از تحمل يك سال بيماري بر اثر عوارض حمله شيميايي به شهادت رسيد.

در قسمتي از كتاب مي‌خوانيم:

«... چشمم افتاد به اَمَّن يُجيب روي ديوار. ناله زدم

خدايا، مضطرتر از اين لحظه، بنده‌ات رو چه جوري مي‌خواي؟

بي‌اختيار شروع كردم به خواندن امن يجيب. يك لحظه فكري توي ذهنم جرقه زد؛ شايد دارم اشتباه مي‌كنم؟ شايد دست‌هاي من حس خود را از دست داند و بدن محمد سرد نيست. دستپاچه شدم. گونه‌ام را گذاشتم روي سينه‌اش؛ سرد بود؛ سرد. بايد باور مي‌كردم. دوباره روح را دنبال كردم؛ آرام آرام رسيدم به صورتش و ديگر تمام شد. چشم‌هايش را بستم.

از ترس اينكه از محمد جدايم كنند، جرئت نمي‌كردم بلند بلند گريه كنم. ... شايد بيست دقيقه‌ يا نيم ساعتي در اين حال بودم. رفته رفته بي‌قرارتر مي‌شدم. پرستار آمد بالاي سرم و گفت: خانم اجازه مي‌دهيد؟

چاره‌اي نبود بايد جدا مي‌شدم. سرم را بلند كردم؛ گيج رفت. دلم نمي‌آمد چشمانم را به دنياي بدون محمد باز كنم. همه جا به نظرم تيره و تار مي‌آمد. دست بي‌حالم را دراز كردم و مشتي دستمال كاغذي از جعبه بيرون كشيدم. صورتم را پاك كردم. دلم مي‌خواست همه اين‌ها خواب بود و كسي بيدارم مي‌كرد.

طاقت ديدن اين لحظات را نداشتم. پشت در ايستادم. كارشان تمام شد رويش را پوشاندند. گويي ديگر بي‌حس شده بودم. اشكي برايم نمانده بود.

«نيمه‌ي پنهان 27؛ صبوري به روايت همسر شهيد» نوشته «ليعا رزاق‌زاده» در 168 صفحه مصور، توسط موسسه «روايت فتح» در 1100 نسخه منتشر شده است.

كليد واژه

كتاب نيمه پنهان ماه 27- ليعا رزاق‌زاده- پايداري- دفاع مقدس- خاطرات- شهدا-

توضيحات

بازديد

1586

امتياز

   0

ارسال براي دوستان

براي نمايش كتاب اينجا كليك كنيد.

 نظرات (0)

نام

پست الكترونيك

عنوان نظر

متن نظر

 

نظرات شما پس از بازبيني و تاييد توسط سايت در قسمت نظرات در همين صفحه به معرض نمايش در خواهد آمد.

امتياز به فايل

كمتر بيشتر
امروز

عمليات قدس 4- منطقه ي جنوب شرق عماره عراق(هورالهويزه)
اشغال شهرگيلان غرب توسط ارتش متجاوز عراق


يادداشت
كارنامه سياه آل سعود (بخش پاياني)

كارنامه سياه آل سعود (بخش پاياني)

محمد نبي رودكي

نمايش...

يادداشت
كارنامه سياه آل سعود (بخش دوم)

كارنامه سياه آل سعود (بخش دوم)

محمد نبي رودكي

نمايش...

ويژه
كارنامه سياه آل سعود (بخش اول)

كارنامه سياه آل سعود (بخش اول)

محمد نبي رودكي

نمايش...

يادداشت
در دولت اسلامي ، اصل خدمت به مردم است

در دولت اسلامي ، اصل خدمت به مردم است

حسين دلاوري

نمايش...

كسر خدمت
اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

اطلاعيه: طرح هاي پژوهشي كسر خدمت

فرآيند انجام پروژه‌ تحقيقاتي به عنوان بخشي از خدمت سربازي

نمايش...

گفتگو
در گفتگو با دكتر مسعود اخوان فرد

در گفتگو با دكتر مسعود اخوان فرد

حمله موشكي سپاه در چارچوب قواعد بين‌الملل به عنوان دفاع از حاكميت و منافع ملي بود

نمايش...


© 1386-1395 کلیه حقوق برای پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس محفوظ است.

نمايش و ارائه‌ي محتواها اعم از مقاله، كتاب و ... الزاماً به معناي ديدگاه بنیاد نمي‌باشد و تنها بيان كننده نظرات شخصي نويسندگان و بوجودآورندگان آنها مي‌باشد. برداشت، نمايش و ارائه كليه‌ي محتواهاي اين وبگاه تنها با ذكر صحيح و كامل منبع و برقراري پيوند مجاز مي‌باشد.

  ورود | ثبت نام | ارسال | اخبار | محتوا | تماس با ما | درباره